به مناسبت پنجاهمین سالگرد انقلاب کوبا

پایان کوبای فیدل

شماره روزنامه: ۱۷۱۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۹۱۲۳۷ خبر

پویا جبل عاملی<br>چند هفته پیش کوبا پنجاهمین سالگرد پیروزی انقلابش را جشن گرفت. ژانویه ۱۹۵۹، فیدل کاسترو با هم چریکانی که اول بار در سال ۱۹۵۳ اقدام به حمله علیه حکومت ژنرال باتیستا کردند، تحقق آرزوی چند ساله خویش را جشن گرفتند.

پایان کوبای فیدل

پویا جبل عاملی

چند هفته پیش کوبا پنجاهمین سالگرد پیروزی انقلابش را جشن گرفت. ژانویه ۱۹۵۹، فیدل کاسترو با هم چریکانی که اول بار در سال ۱۹۵۳ اقدام به حمله علیه حکومت ژنرال باتیستا کردند، تحقق آرزوی چند ساله خویش را جشن گرفتند. اما این پایان کار برای آنان و آرزوهایشان نبود. آنان به دنبال نجات جهان بودند. نجاتی که اعتقاد داشتند دیر یا زود اتفاق می‌افتد، آنها باید در آن نقش کلیدی داشته باشند. نجاتی که بی‌تردید با گرویدن همه عالمیان به ایدئولوژی آنان محقق می‌گشت و آنها باید خود را برای آن آماده می‌کردند.

کوبای جدید از منظر حاکمان چریکش به واسطه استقلال و ایستادگی در برابر دولت‌های دیگر و کمک به ملت‌های آسیب پذیر برای همراهی آنان، تعریف می‌شد. کوبای جدید به خاطر عدم وادادگی در سیاست خارجی و سرلوحه بودن برای جهانیانی که چریکان می‌شناختنشان مفهوم می‌یافت. کوبای جدید در اندیشه حاکمان جدیدش نقطه اتکا و قوت قلب نه تنها مردم کوبا که تمامی مظلومان جهان بود.

اگرچه انقلاب کوبا چپ بود، اما کوبا نشان داد که چون دیگران آنچنان وابسته به حاکم چپ‌های جهان نیست. جنبش ضد استبدادی و ضد استعماری می‌بایست استقلال خود را حفظ می‌کرد. فیدل هماره بر آن بود تا نشان دهد کوبای سوسیالیست را تفاوت هست با شوروی سوسیالیست، هر چند هر دو نشانی هستند از پیروزی جهانی که در آینده‌ای نه چندان دور به همگان لبخند خواهد زد. فیدل عاشق سخنرانی‌های طولانی و ادعاهای جهانی، توجیه‌های بسیار داشت که مردمش را قانع کند که کوبا با وجود فقر ساکنانش و با وجود یک اقتصاد دولتی بدون رفاه برای مردمانش، دارای نه تنها قدرت منطقه‌ای که فرا منطقه است. کوبا به طور مستقیم در جنگ‌های داخلی موزامبیک، اتیوپی و آنگولا شرکت داشت و مورد آخر از منظر چریک‌ها نقطه درخشان فعالیت ارتش کوبا در کیلومترها دورتر از سرزمین شان بود.

فیدل همراه کوبایی‌ها در راهپیمایی‌هایی که اعتراضش مرزهای شمالی را در می‌نوردید و به ایالات متحده می‌رسید، شرکت می‌کرد و حتی دهه‌ها بعد، زمانی که به کهولت سن رسیده بود و ضعف بر او مستولی شده بود باز هم با پرچم کوبا به دست، فریادش را به سوی دشمنان همسایه بلند می‌کرد. آری کوبای پس از انقلاب خود را در صدر می‌دید. شاخصش چه بود؟ عدم وابستگی، رهایی طبقات پایین، پشتیبانی از این قشر در سرتاسر عالم.

اما این سرانجام انقلاب کوبا نبود. فارغ از ارزش این شاخص‌ها در ارزیابی وجهه کوبا چرا شاخص‌های دیگر را نبینیم؟ استبداد فیدلی تا به کجا رفت؟ اقتصاد کوبا آیا توانست به میزانی هر چند کوچک چون اقتصاد دشمنانش شود؟ فرار هزاران انسان در طول حکومت کمونیستی و به جان خریدن انواع خطرات برای عبور از مرز آبی در کجای این شاخص قرار دارد؟ کسانی که اغلب از میان فرهیختگان و تحصیل‌کردگانی بودند که دیگر تاب حکومت بسته کاسترو را نداشتند. عدم پیروزی جهانی که انتظار آن می‌رفت در کجای این شاخص است؟ واماندن اتحاد جماهیر شوروی چطور؟ هزینه‌های آن عدم وابستگی و مستقل بودن و وجود یک سیستم بسته چطور، که تازه پس از آمدن رائول کمی از آن کاسته شد؟ مردمی که حتی از داشتن موبایل و رایانه شخصی محروم بودند. این‌ها همه آن کوبای در صدر و امید ملت‌ها بود. این عاقبت انقلابی بود که در نهایت پس از بستری شدن فیدل نیاز به اصلاح پیدا کرد و کوبا آرام آرام در حال یافتن وجوه دیگری است. آمار نشان می‌دهد که اقتصاد بالای ۹۰ درصد دولتی دهه ۱۹۸۰ به ۷۰ و اندی درصد رسیده است و کوبایی‌ها نه همچون برادران ایمانی پیشینشان در چین، اما امیدوار می‌روند تا به جای یاری رساندن به جهانیان و نقش بازی کردن در مقابل ابرقدرتان حتی در مرزهایی فارغ از قاره آمریکا، اقتصاد خویش را سامان دهند و این‌ها همه از آن رو است که اسوه انقلاب کوبا به بستر رفته، گویی این آغاز پایان کوبای پس از انقلاب است، هر چند امسال پنجاهمین سالگردش جشن گرفته شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن