برگ برندهای به نام ایران در انتخابات آمریکا
حسن بنانج<br>چندى است که موضوع ایران به یکى از اصلىترین مباحث روز در محافل انتخاباتى آمریکا تبدیل شده است. جنجال بر سر این موضوع با مناظره اخیر مک کین و اوباما(اولین مناظره) کلید خورد و سپس با اظهارات و واکنشهای برخى از تحلیلگران و شخصیتهای سرشناس سیاسى از جمله هنرى کسینجر در مورد این مناظره به اوج خود رسید.
حسن بنانج
چندى است که موضوع ایران به یکى از اصلىترین مباحث روز در محافل انتخاباتى آمریکا تبدیل شده است. جنجال بر سر این موضوع با مناظره اخیر مک کین و اوباما(اولین مناظره) کلید خورد و سپس با اظهارات و واکنشهای برخى از تحلیلگران و شخصیتهای سرشناس سیاسى از جمله هنرى کسینجر در مورد این مناظره به اوج خود رسید. هنوز بحث و جدلها در مورد این مناظره به پایان نرسیده بود که رییسجمهور ایران براى حضور در اجلاس عمومیسازمان ملل وارد آمریکا شد و توجه بسیارى از رسانههای این کشور را به سوى خود معطوف کرد. احمدینژاد به دلیل سخنرانى جنجالىاش در دانشگاه کلمبیا در سال گذشته به چهرهای خبرساز تبدیل شده بود. به همین دلیل با ورود احمدی نژاد به نیویورک میان رسانههای آمریکایى براى تهیه خبر و گزارش در مورد دیدارها و اظهارات احمدى نژاد رقابتى جدى درگرفت.
حساسیت به موضوع ایران و تاثیر آن بر انتخابات آمریکا پس از اجلاس سازمان ملل روندى نزولى را در پیش گرفته بود که درز برخى اخبار و گزارشها درباره عقبنشینى دولت بوش از راهاندازى دفتر دیپلماتیک در ایران به دلیل تاثیرى که این موضوع میتواند روى کاهش محبوبیت مک کین و شعارهاى تبلیغاتى وى داشته باشد، باردیگر همه توجهها را به سوى تهران معطوف کرد.
کارشناسان این طور تحلیل کردند که این اقدام کاخ سفید که بعدا از سوی کاندولیزا رایس تکذیب شد، بیانگر اهمیتی است که موضوع ایران در سیاست خارجی آمریکا یافته و این سوال را مطرح کرده است که دولت ایران چه چشماندازی را در مناسبات خود با آمریکا در آینده متصور است.
این توجهها اکنون به حدى است که بهتازگی هر نوع واکنشى در مورد وقایع مربوط به انتخابات آمریکا از سوى ایران، نوعى تمایل به پیروزى یکی از نامزدها در این انتخابات تفسیر شود. حتى برخى کارشناسان سیاسى اظهارات تازه علىاصغرسلطانیه، نماینده ایران در آژانس انرژى اتمی درباره دریافت تضمینى از سوى جامعه بینالملل براى دستیابى به سوخت اتمی را نوعى اشاره ضمنى به این انتخابات و انتظارى که ایران از نتایج آن دارد، قلمداد کردهاند. سلطانیه اعلام کرده بود که ایران در صورتى میتواند امکان بازنگرى در برنامه غنىسازی اورانیوم را در نظر بگیرد که اجماعى بینالمللی دستیابى دائمی ایران به سوخت هستهای را تضمین کند. این اظهارات از سوى مقامهای آژانس و کارشناسان مورد توجه قرار گرفت، اما این توجه زمانى به تردید تبدیل شد که وزیر امور خارجه فرانسه گفت پیشنهادى مشابه پیشتر از سوى گروه ۱+۵ مطرح شده بود.
اظهارات وزیر امور خارجه ایران درباره اهمیت تغییر در سیاست خارجه آمریکا نیز در این راستا مورد توجه قرار گرفت. منوچهر متکى در نیویورک گفت که روابط میان تهران و واشنگتن بهبود پیدا نمیکند، مگر این که پس از برگزارى انتخابات ۲۰۰۸ آمریکا در سیاست خارجى این کشور تحولاتى رخ دهد. این اظهارات از سوى برخى تحلیلگران نوعى تمایل به توجه بیشتر آمریکا به موضوع ایران قلمداد شد و موجب تقویت این گمانه شد که تهران متمایل به پیروزی باراک اوباما به عنوان نامزدى است که از گفتوگوى بدون پیش شرط با ایران حمایت کرده است.
این وعده اوباما به همان اندازه که مورد توجه مقامهای ایران قرار گرفته، حساسیت و در عین حال حمایت بسیاری از راىدهندگان آمریکا را نیز براى بهبود رابطه واشنگتن و تهران در دوران زمامدارى اوباما در پی داشته است. در حال حاضر موضوعى که بیش از هر چیز براى این راىدهندگان از اهمیت برخوردار است، امنیت ملى و اوضاع نابسامان اقتصادى در کشورشان است. در حالى که باراک اوباما تلاش دارد اهمیت بحران اقتصادى آمریکا و راههای خروج از آن را براى راىدهندگان آمریکایى روشن کند، مککین تلاش میکند که همچنان معضلات امنیتى را برجسته ساخته و خطرات کشورهایى نظیر ایران و برنامه هستهای آن برای آمریکا و اسرائیل را به آنان گوشزد کند. با توجه به این که معضلات کنونى مبتلابه اقتصاد آمریکا ریشه در هزینه سرسام آور حضور نظامیاین کشور در عراق و افغانستان و عدم همراهى ایران در کنترل اوضاع این کشورها دارد، بسیارى از تحلیلگران سیاسى و حتى اقتصادى بر این باور هستند که یکى از راههای خروج از این بحران بهبود رابطه آمریکا و ایران خواهد بود.
این در حالی است که عدهای دیگر با تداوم تلاش دولت بوش براى تاکید بر خطرات ناشى از برنامههای هستهای و مقابله با افزایش قدرت منطقهای ایران در معادلات سیاسى موافق بوده و معتقدند که برنامههای مک کین برای کنترل ایران حمایت رایدهندگان را درپی خواهد داشت. اما مک کین زمانی میتواند پروژه تاکید بر تهدید ایران را به سرانجام برساند که این خطر برای رایدهندگان آمریکایی طی چند هفته باقی مانده تا زمان برگزاری انتخابات نهایی آمریکا جا افتاده و ملموس جلوه کند.
بدین ترتیب یکی از اقداماتی که احتمالا طی این دوره زمانی در دستور کار مبارزات انتخاباتی مککین قرار خواهد گرفت، تلاش برای جایگزینی بحران اقتصادی با یک خطر جدی امنیتی برای آمریکا از طریق برجستهسازی تهدید هستهای ایران خواهد بود. این تاکتیک زمانی از سوی بوش در انتخابات ریاست جمهور ۲۰۰۴ با تاکید بر تهدید بن لادن آزموده شد و به ثمر نشست. اکنون برخی جمهوریخواهان به مک کین توصیه میکنند که چنین راهکاری را بار دیگر به کار گیرد. تنها تفاوت این دوره با آن زمان این است که بحران بیش از گذشته بر پیکره اقتصاد آمریکا رسوخ کرده است و تهدید امنیتی جدید باید بسیار قویتر از موضوعی نظیر ارسال پیامیجدید از سوی بن لادن در بحبوحه انتخابات جلوه کند؛اقدامی که وی در زمان مبارزات انتخاباتی ۲۰۰۴ آمریکا انجام داد و در نهایت به نفع بوش تمام شد. دولت بوش با کمرنگ کردن تلاشهای خود برای راه اندازی دفتر نمایندگی در تهران، اولین گام را برای تاکید بر خطرناک بودن ایران برداشت. اکنون توپ در زمین مک کین است و باید دید که آیا او میتواند با این برگ برنده خوب بازی کند، یا این که اوباما ابتکار عمل را در مورد موضوع ایران به دست خواهد گرفت.
منبع:ایران دیپلماسی