فاطمه رجبی: مشایی باید در رکاب خاتمی باشد
دنیای اقتصاد – همسر سخنگوی دولت که در سایت خود بارها برخی مقامهای رسمی و سیاسی کشور چون هاشمی رفسنجانی، حدادعادل، ضرغامی و ... را مورد انتقادها و اتهامهای تند و شدید قرار داده است، این بار، اما به سراغ خودیها رفته و از اظهارات اخیر مشایی انتقاد کرده است. هر چند فاطمه رجبی به رسم عادت معهود در یادداشت خود در ظاهر انتقاد از رحیم مشایی و وزن و جایگاه سیاسی او به اصلاحات تاخته و رحیم مشایی و اظهارات اخیر او را بیشتر شایسته و زیبنده دولت خاتمی خوانده است تا دولت احمدینژاد. رجبی در این یادداشت سعی کرده با سوالات تند و کوبنده، دولت نهم را از اظهارات و اعلام مواضع معاون رییسجمهوری تبرئه کند و میان مواضع خارجی رییسجمهور و معاون وی در دولت یکدست و اصولگرای نهم (به گفته مسوولان آن) فاصلهای بس عجیب و زیاد را به خواننده القا کند.به گزارش خبرگزاریها فاطمه رجبی در این یادداشت که ارگان انصار حزبا... آن را منتشر کرده، آورده است:
دنیای اقتصاد - همسر سخنگوی دولت که در سایت خود بارها برخی مقامهای رسمی و سیاسی کشور چون هاشمی رفسنجانی، حدادعادل، ضرغامی و ... را مورد انتقادها و اتهامهای تند و شدید قرار داده است، این بار، اما به سراغ خودیها رفته و از اظهارات اخیر مشایی انتقاد کرده است. هر چند فاطمه رجبی به رسم عادت معهود در یادداشت خود در ظاهر انتقاد از رحیم مشایی و وزن و جایگاه سیاسی او به اصلاحات تاخته و رحیم مشایی و اظهارات اخیر او را بیشتر شایسته و زیبنده دولت خاتمی خوانده است تا دولت احمدینژاد. رجبی در این یادداشت سعی کرده با سوالات تند و کوبنده، دولت نهم را از اظهارات و اعلام مواضع معاون رییسجمهوری تبرئه کند و میان مواضع خارجی رییسجمهور و معاون وی در دولت یکدست و اصولگرای نهم (به گفته مسوولان آن) فاصلهای بس عجیب و زیاد را به خواننده القا کند.به گزارش خبرگزاریها فاطمه رجبی در این یادداشت که ارگان انصار حزبا... آن را منتشر کرده، آورده است: سخنان رحیم مشایی در ارتباط با اسرائیل و ملت یا مردم آن، با هیچ عذر و بهانه و توجیه و تحلیلی قابل اغماض نیست. گرچه این فرد ناشناخته، به دلیل داشتن جایگاه در دولت اسلامی، شان و اعتبار یافته، اما به همین دلیل نیز برخورد قاطع با او، ضرورتی حتمی است. زیرا سخنان وی در طول عمر دولت نهم، هزینههای هنگفتی برای گفتمان انتظارگرایانه احمدینژاد داشته است. وی میافزاید: شگفت آن که سخنان اخیر رحیممشایی در آستانه نیمه شعبان ادا شده، در حالی که تضاد و تقابل و تعارض محتوایی آن با مهدیگرایی، آشکارتر از آفتاب است. رحیممشایی چه میگوید؟ «افتخار کردن به دوستی با مردم اسرائیل» با کدام ضرورت، نیاز، تدبیر، سیاست و دیانت قابل قبول میباشد؟
بدتر و زشتتر، تاکید بر «تکرار هزارباره» آن است که از سر لجاجت اظهار میشود، اما چرا؟ رجبی ادامه میدهد: با توجه به سابقه هزینهسازیهای رحیممشایی برای گفتمان دولت نهم، مانند مصاحبه با خبرنگاری از ترکیه و افاضاتی پیرامون تقسیم تاریخ ایران به قبل و بعد از اسلام و ...، که از سر ذوقزدگی قرارگرفتن در کنار «ضرغامی» ایراد شد و ...، باید پرسید: رحیممشایی کیست و جایگاه فکری و سیاسی او چیست، به لحاظ دانش و منش و سابقه فرهنگی، چه سوابقی را میتواند ارائه کند، حد و مرز او در پست فعلی کدام است، و به چه دلیل و با کدام انگیزه و هدف در عرصههای کلان سیاسی و فرهنگی به اظهار نظر میپردازد، آیا مقاصد سیاسی پنهان، علت و عامل افاضات به اصطلاح فرهنگی او میشود، یا خودبزرگبینی بیدلیل سبب میگردد تا وی پی در پی ضربات مهلک بر گفتمان انتظارگرایانه وارد سازد و واقعا اعتقادات سیاسی و دینی این فرد چه میزان و معیاری دارد، و نسبت آن با گفتمان احمدینژاد بر اساس اسلام ناب چیست؟
رجبی در ادامه خطاب به مشایی مینویسد: به هر تقدیر رحیممشایی باید بداند: افتخار کردن به دوستی با مردم یا ملت اسرائیل اگر برای وی ارزشمند است، نه تنها برای ملت ایران به استثنای اصلاحطلبان، یک نفرت و انزجار است، بلکه در بین ملتهای دنیا نیز هیچ همراهی نخواهد داشت.
همچنین اگر منظور و مقصود رحیممشایی «ملت اسرائیل» است، که گویا این تعبیر را هم به کار برده، باید بداند «ملت» در فرهنگ سیاسی، «جمعی قانونی» است که در «جغرافیای قانونی» به نام کشور و تحت «حاکمیت قانونی» به سر میبرند. این ابتداییترین و سطحیترین تعریف «ملت» میباشد. آیا مردم اسرائیل از کمترین ذره قانونیت بهرهمندند؟همسر سخنگوی دولت ادامه داده است: در دانش و بینش و باور رحیممشایی چه فرق، تفاوت یا تعارضی میان مردم و دولت اسرائیل وجود دارد؟ آیا وی از این آگاهی ابتدایی هم بیبهره است؟ آیا این مردم و دولت جنایتکار توامان حرکت نمیکنند؟ آیا صرف «نژادپرستی» عامل تشکیل کشور غیرمشروع و غیرقانونی اسرائیل نگردیده تا در حقیقت «غده سرطانی» را در قلب عالم اسلام ایجاد کند؟وی سپس نتیجهگیری کرده است: بنابراین سخنان تاکیدی و تکراری رحیممشایی، با توجه به جایگاه معاونت ریاستجمهوری که با طرح دروغینبودن هولوکاست، انفجار نور در ظلمت سلطهگران صهیونیسم، به پا کرد و با حاکمیت گفتمان انتظارگرایانه، فرقه ضاله بهائیت و هم دموکراسیخواهان حامی آنها را در داخل و خارج کشور، دچار اضطراب و وحشت نمود، یک حرکت بسیار ناجوانمردانه است، و این در نگاه خوشبینانه میباشد.
به نظر رجبی، گفتههای رحیممشایی این نتیجه را به دست میدهد که او در قد و قواره دولت اصلاحات میباشد. زیرا در آن صورت میتوانست یا در روزنامه خرداد به مدیر مسوولی «عبدا... نوری» به ترویج «قانونیت اسرائیل» بپردازد، یا در در رکاب «محمد خاتمی» در آمریکا با تایید هولوکاست مشروعیت اسرائیل را دنبال نماید. وی در پایان یادداشت خود نوشته است: سزاوار نیست وجود رحیممشایی و سخنانی که در سادهنگری، حاکی از عدم فهم و درک اوست، سبب یورش اسرائیلپرستان اصلاحطلب به دولت نهم و گفتمان اسلامی آن شود. علاوه بر آن که میدان بیشتر دادن به چنین فردی برای ترویج دانش و عقیده و باورهایش به هیچ روی مصلحت نیست.