داگلاس فیث در خاطرات خود وقایع پس از ۱۱ سپتامبر را فاش کرد

پنتاگون ایران را هدف گرفته بود

شماره روزنامه: ۱۵۱۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۵۱۹۹۹ خبر

مترجم: شادی آذری <br>سه هفته پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، وزیر دفاع سابق آمریکا، دونالد رامسفلد یک هدف نظامی رسمی را پیشنهاد کرد. این هدف نه تنها شامل فروپاشی رژیم صدام حسین از طریق نظامی بود، بلکه تغییر نظام در ایران، سوریه و چهار کشور دیگر خاورمیانه را نیز در بر می‌گرفت.

پنتاگون ایران را هدف گرفته بود

مترجم: شادی آذری

سه هفته پس از حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، وزیر دفاع سابق آمریکا، دونالد رامسفلد یک هدف نظامی رسمی را پیشنهاد کرد. این هدف نه تنها شامل فروپاشی رژیم صدام حسین از طریق نظامی بود، بلکه تغییر نظام در ایران، سوریه و چهار کشور دیگر خاورمیانه را نیز در بر می‌گرفت. این اطلاعات از مدارکی به دست آمده است که به تازگی در مورد تصمیم برای جنگ عراق منتشر شده است و از معاون سیاسی وزیر دفاع وقت، داگلاس فیث نقل شده است.

در این گزارش فیث به این نکته اشاره می‌کند که این هدف خشونت‌آمیز تغییر نقشه خاورمیانه توسط قوای نظامی و تهدید حمله به خصوص توسط رهبران ارشد نظامی وقت آمریکا مورد حمایت قرار گرفت.

کتاب فیث به نام «جنگ و تصمیم» که ماه گذشته منتشر شد، حاوی گزیده‌هایی از نامه رامسفلد، یکی از اصلی‌ترین نئوکان‌های دولت وقت ایالات متحده است که در تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۱ به جورج دبلیو بوش فرستاده شد و در آن از وی خواسته شد بر نابودی شبکه القاعده اسامه بن لادن تمرکز نشود، بلکه بر هدف پایه‌گذاری «نظام‌های جدید» در یک سری از کشورها تمرکز شود و این کار از طریق «کمک‌رسانی به مردم داخل این کشورها برای خلاص کردن خود از آنچه تروریست‌ها و رهایی از دست نظام‌های حامی تروریسم» خوانده می‌شد، انجام گیرد.

فیث در استناد به آن مدارک، نام حکومت‌هایی را که بنا بود مورد هدف قرار گیرند به جز افغانستان ذکر نکرده و تنها به ذکر عبارت «برخی از دیگر حکومت‌ها» در گیومه اکتفا کرده است. در بخش دیگری از صفحات این مدارک، پنتاگون حکومت‌های طالبان و صدام حسین به عنوان «حکومت‌های رسمی» خوانده شده‌اند که علیه آنها «برنامه و عملیات» به اجرا درخواهد آمد؛ اما به «دلایل امنیتی» نام چهار حکومت دیگر حذف شده است.

ژنرال وسلی کلارک که در جنگ کوزوو دستور بمباران توسط نیروهای ناتو را صادر کرد، در کتاب خود با نام «جنگ‌های مدرن» که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، آورده است: در نوامبر سال ۲۰۰۱ دوستی از پنتاگون به او گفت فهرستی که رامسفلد و معاون وزیر دفاع، پل ولفوویتز خواستند فاش نشود شامل عراق، ایران، سوریه، لیبی، سودان و سومالی بوده است.

کلارک نوشته است که در این فهرست نام لبنان نیز وجود داشت. فیث گفت که در نامه رامسفلد خواسته شده است که «سوریه به جای لبنان» به عنوان هدف اصلی سیاست ایالات متحده قرار گیرد. وقتی این نویسنده از فیث پرسید که نام کدام کشورها از فهرست این مدارک حذف شده است، او به دلایل امنیتی حذف این نام‌ها اشاره کرد. اما در پاسخ به این پرسش که کدامیک از شش حکومتی که در فهرست کلارک آمده در نامه رامسفلد بوده است، گفت: «همه آنها». نامه رامسفلد تنها دو هفته پس از آنکه بوش دستور عملیات نظامی ایالات متحده را در افغانستان برای مبارزه با بن لادن و حکومت طالبان داد، به کاخ سفید رسید. به‌رغم‌ آن تصمیم، پیشنهاد رامسفلد به تفصیل دلایلی را مطرح می‌کرد که حملات هوایی و استفاده از نیروهای زمینی آمریکا در حمایت از نیروهای ضد طالبان و برای دستگیری بن لادن، متوقف شود. در عوض رامسفلد در نامه خود نوشته بود که ایالات‌متحده باید حکومت‌هایی را که به حمایت از نیروهای ضد اسرائیلی چون حزب‌ا... و حماس می‌پردازد، مورد هدف قرار دهند.

بنا بر اظهارات فیث، برنامه رامسفلد به نمایندگی از یک اجماع در پنتاگون به رشته تحریر درآمده بود که در آن نظر رهبران نظامی لحاظ شده بود. فیث نوشته است که فرآیند نگارش این پیشنهاد، مشاوره با ژنرال هنری شلتون را که در حال ترک ریاست ستاد مشترک نیروها بود و ژنرال ریچارد میرز که جانشین او بود، نیز شامل می‌شد. فیث نوشته است که میرز در بازنویسی نسخه اولیه این برنامه کمک کرده و ژنرال جان ابیزید که در آن هنگام مدیر ستاد مشترک نیروها بوده است، با جدیت و علاقه آن را به شکل یک پیش‌نویس درآورد. پس از حمله و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، ابیزید ارتقای شغلی یافت و مسوولیت نظامی کل خاورمیانه به او سپرده شد. میرز و ابیزید هیچ یک به‌ نامه‌های الکترونیکی که در آن از آنها درباره نوشته‌های فیث و نقششان در فرآیند شکل‌گیری استراتژی رامسفلد پرسش شده بود، پاسخ ندادند.

البته بوش هدف صریح تغییر رژیم در ایران، سوریه و چهار کشور دیگر را که رامسفلد پیشنهاد داده بود، تایید نکرد. بنابراین رامسفلد برنامه نظامی خشونت بار تغییر رژیم‌ها در خاورمیانه را اتخاذ کرد؛ هرچند این برنامه سیاست کاخ سفید به‌شمار نمی‌رفت. در مدارک به‌دست آمده ذکر شده است که وزارت دفاع وقت علاوه برحملات نظامی به‌این کشورها به‌دنبال جداسازی و تضعیف آنها بوده است؛ به‌طوری‌که ظرفیت‌های نظامی آنها مخدوش، متزلزل یا نابود شود.هم چنین اولویت‌های رهبری نظامی آمریکا به‌شدت بر کشورهایی که دشمن شمرده می‌شدند و نه تهدیدات مشابه ۱۱ سپتامبر القاعده متمرکز شده بود. در مدارک یاد‌شده آمده است که اتخاذ چنین راهبردی برای پیشگیری از حملات بیشتر علیه آمریکا و منافع آمریکا است و هر دولت فرضی که آمریکا را تهدید کند، شامل می‌شود.

منبع:آنتی وار

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن