آمریکا جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد
دنیایاقتصاد: فرید زکریا، نویسنده و ستوننویس سرشناس آمریکایی با بیان اینکه ایده «فشار حداکثری» نتیجه معکوس داشته و بر بیثباتی در خاورمیانه افزوده است، ۱۶ اوت در واشنگتن پست مینویسد: خاورمیانه امروز به اندازه چند دهه به یک جنگ منطقهای گسترده نزدیکتر شده است. توضیحات زیادی برای این واقعیت متشنج وجود دارد، اما یک نیرو بر همه آنها سایه افکنده است: ایران. ایران تصمیم گرفته است که با دنبال کردن یک سیاست تهاجمی علیه واشنگتن و متحدانش در منطقه، بیشتر به دست آورد تا از دست بدهد. این واقعیت جدید و خطرناک بیش از هر چیز ناشی از یک عامل است: فروپاشی هرگونه سیاست منسجم ایالات متحده در قبال ایران. شکست رویکرد فعلی واشنگتن را در نظر بگیرید. از زمان خروج دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا از توافق هستهای ایران در مه ۲۰۱۸، سیاست ایالاتمتحده در قبال ایران در چارچوب «فشار حداکثری» دنبال شده است.
در حالی که دولت بایدن عمدتا سیاست ترامپ را با مقداری تعدیل و تخفیف ادامه داده است و نتیجه سیاست فشار حداکثری ترامپ و بایدن چه بوده است؟ ایران که از محدودیتهای توافق هستهای رها شده است، برنامه هستهای خود را به طور گستردهای پیش برده است.در همین حال، ایران با ایجاد روابط نزدیکتر با مجموعهای از جنبشها و گروهها در منطقه - حزبالله لبنان، حماس در غزه، حوثیها در یمن، و شبهنظامیان در عراق و سوریه، به فشارهای خارجی پاسخ داده است. این «محور مقاومت» با هم، اسرائیل را وارد طولانیترین و خطرناکترین جنگ خود در دهههای اخیر کرده، حدود ۷۰درصد از تردد کشتیها را از دریای سرخ منحرف کرده و عراق و سوریه را به کشورهای وابسته قابل اعتماد تبدیل کرده است. با هر معیاری، سیاست واشنگتن در قبال ایران شکست خورده است. حقیقت این است که برای تقریبا یک دهه، واشنگتن رویکرد و نه استراتژی در قبال ایران داشته که در مخالفت و فشار بیامان خلاصه میشود.
آیا مذاکرات هستهای میتواند به نوعی کاهش گستردهتر تنشها منجر شود؟ دانستن این موضوع غیرممکن است چرا که طی دو سال(بعداز امضایبرجام) ترامپ قدرت را در دست گرفت و سیاست ایالات متحده را به کلی معکوس کرد. دولت بایدن میتوانست مسیر خود را تغییر دهد، اما میترسید که انجام این کار واکنش شدید جمهوریخواهان را به دنبال داشته باشد. مشکل این است که رویکرد فعلی به یک استراتژی تبدیل نمیشود. من امیدوارم روزی ایران بتواند به جایگاه شایسته خود در منطقه و جهان بازگردد. اما امید، یک استراتژی نیست. ایالات متحده و متحدانش باید سیاستی را در قبال ایران طراحی کنند که واقعیت وجود جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد - و سپس تهدیدها و مجازاتهایی را برای بازدارندگی آن وضع کنند، اما همچنین مشوقهایی را به کار گیرند تا دلیلی برای کاهش تنشها داشته باشد. اما میتواند اصطکاکهای بسیاری را که ممکن است این منطقه ناآرام را به یک جنگ طولانی و خونین بکشاند، کاهش دهد.