هزینه عروسی، بهانه‌ای برای سرقت مسلحانه

شماره روزنامه: ۱۰۸۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۸۹۰۷۸ خبر

گروه حوادث- یک تازه عروس و داماد برای تهیه هزینه مراسم ازدواج نقشه سرقت مسلحانه‌ای را در پایتخت طراحی کردند. این زن و مرد جوان ابتدا با خرید اسلحه‌ای آن را از مریوان به تهران آوردند و به کمین زن سمندسوار نشستند.

هزینه عروسی، بهانه‌ای برای سرقت مسلحانه

گروه حوادث- یک تازه عروس و داماد برای تهیه هزینه مراسم ازدواج نقشه سرقت مسلحانه‌ای را در پایتخت طراحی کردند. این زن و مرد جوان ابتدا با خرید اسلحه‌ای آن را از مریوان به تهران آوردند و به کمین زن سمندسوار نشستند. بنا به این گزارش، عصر روز ۲۴مهرماه سال‌جاری با دادوفریاد‌های زنی که پشت فرمان خودروی سمندی نشسته بود، رهگذران مردی را دیدند که اسلحه‌ای در دست دارد و با نشستن در صندلی جلوی سمند آن را به سمت زن جوان نشانه رفته است.

با حمله چند مرد که می‌خواستند زن جوان را از دست سارق مسلح نجات دهند، این مرد جوان وحشت‌زده خواست فرار کند که زیر کتک‌های مردان خشن گرفتار شد و دقایقی بعد پلیس با سررسیدن به محل درگیری، وی را دستگیر کرد.

وقتی این جوان سارق در کلانتری تحت بازجویی قرار داده شد، ادعا کرد اسلحه‌اش را وقتی کتک می‌خورد روی آسفالت خیابان گذاشته است و اطلاعی از سرنوشت آن ندارد و این در حالی بود که زن جوان اصرار داشت خودش اسلحه را در دست این مرد دیده است و هنوز تهدیدات جدی او در گوشش شنیده می‌شود.

این زن گفت: باورم نمی‌شد که به محض سوار شدن در سمندم مردی با اسلحه در کنارم حاضر باشد اگر مردم نبودند مشخص نمی‌شد چه سرنوشتی داشته‌ام.

سرقت برای هزینه عروسی

سارق جوان وقتی همسرش برای دیدن او به کلانتری رفته بود، یک تراول چک ۱۰۰هزار تومانی مچاله‌شده را به او داد و زمانی که مشخص شد همسرش نیز از جریان سرقت مسلحانه وی با اطلاع است به‌ناچار اعتراف کرد اسلحه را با فروش النگوی نوعروسش خریده است.

این تازه‌عروس و داماد که بازداشت شده‌اند، صبح دیروز در شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران روبه‌روی بازپرس توکلی ایستادند و به دفاع از خود پرداختند.

جوان سارق به بازپرس جنایی گفت: «من شاگرد تریلی هستم و هر کاری کردم نتوانستم گواهینامه بگیرم وقتی با این دختر - اشاره به همسرش - عقد کردم چون پدرم هیچ حمایتی نکرد تصمیم گرفتم چاره‌جویی کنم، از همسرم به بهانه بی‌پولی النگویش را گرفته و فروختم. بعد از مریوان تپانچه‌ای به ارزش ۲۰۰هزار تومان خریدم، به بهانه شرکت در مراسم احیای تهرانی‌ها از شهرستان به اینجا آمدیم، نوعروسم اطلاعی از نقشه من نداشت وقتی او را به خانه عمویم رساندم به بهانه‌ای آنجا را ترک کردم و در جریان سرقت از خودروی سمندی دستگیر شدم.

این سارق افزود: دو روز بارانی کاری نتوانستم بکنم اما روز سرقت موقعیت مناسب بود، وحشت‌زده شده بودم و خیلی زود تسلیم مهاجمان شدم.

بعد از ادعاهای مرد جوان، همسر وی که گریه می‌کرد، گفت: «من اطلاعی از سرقت ندارم، همسرم را دوست دارم، وقتی گفت بی‌پول است النگویم را فروختم، نمی‌‌دانستم اسلحه خریده است می‌خواستیم شب‌های احیا اینجا باشیم. وقتی مردی تماس گرفت و گفت که از دوستان همسرم است از او شنیدم باید به کلانتری بروم، باور کنید بی‌گناهم.» وی افزود: می‌‌دانستم هزینه عروسی‌مان، همسرم را درگیر کرده است اما تصور نمی‌کردم دست به چنین کاری بزند، پسر خوبی است.

بنابه گزارش خبرنگار ما، بازپرس توکلی با توجه به اینکه تازه عروس و داماد در همه لحظات سفر با یکدیگر بودند، ادعاهای آنان را قابل تحقیق دانسته و متهمان را در اختیار پلیس قرار داد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن