حامی سرسخت ملی کردن زمین
اگر استانلی جونز هواخواهان زیادی داشته که قطعا داشته است، فیلیپ ویک استید (۱۹۲۷-۱۸۴۴) نخستین آنها بهشمار میآید. <br>ویک استید در سال ۱۸۴۴ در شهر لیدز انگلستان متولد شد و تحصیلات متعارف و مذهبی را در دانشگاه لندن و نیومنچستر به پایان برد و شغل پدر را که کشیشی وحدانی بود، دنبال کرد. ویک استید به عنوان ادیب و فیلسوف، کتاب فیزیک اثر ارسطو و کتاب کمدی الهی اثر دانته را ترجمه کرد و نسبتا دیر و در واقع در نتیجه مباحثی که در خصوص افکار هنری جورج در سال ۱۸۷۹ در گرفته بود، به علم اقتصاد روی آورد. حتی وقتی اثر مشهور استانلی جونز یعنی نظریه اقتصاد سیاسی را در سال ۱۸۸۲ مطالعه میکرد، جونز درگذشته بود.
اگر استانلی جونز هواخواهان زیادی داشته که قطعا داشته است، فیلیپ ویک استید (۱۹۲۷-۱۸۴۴) نخستین آنها بهشمار میآید.
ویک استید در سال ۱۸۴۴ در شهر لیدز انگلستان متولد شد و تحصیلات متعارف و مذهبی را در دانشگاه لندن و نیومنچستر به پایان برد و شغل پدر را که کشیشی وحدانی بود، دنبال کرد. ویک استید به عنوان ادیب و فیلسوف، کتاب فیزیک اثر ارسطو و کتاب کمدی الهی اثر دانته را ترجمه کرد و نسبتا دیر و در واقع در نتیجه مباحثی که در خصوص افکار هنری جورج در سال ۱۸۷۹ در گرفته بود، به علم اقتصاد روی آورد. حتی وقتی اثر مشهور استانلی جونز یعنی نظریه اقتصاد سیاسی را در سال ۱۸۸۲ مطالعه میکرد، جونز درگذشته بود. دو سال بعد، ویک استید اولین اقتصاددان انگلیسی بود که اقتصاد مارکسیسم را در مقایسه با نظریه مطلوبیت نهایی به باد انتقاد گرفت. جورج برنارد شاو به انتقاد او پاسخ داد و وقتی پاسخ ویک استید به انتقاد خود را دریافت کرد تغییر عقیده داد و خود را «هوادار متقاعد شده جونز» نامید. با این همه و بهرغم انتقاد از مارکسیسم، ویک استید در سراسر عمر در عین حال که نسبت به نظریه سوسیالیسم بدبین بود، به انگارههای سوسیالیستی تعلق خاطر فراوان داشت. همچنین، مثل بسیاری از اقتصاددانان قرن نوزدهم، هیچگاه از عقیده خود در خصوص لزوم ملی کردن زمین دست برنداشت.
نخستین اثر ویک استید الفبای علم اقتصاد نام داشت که آن را در سال ۱۸۸۸ تالیف کرد. این اثر، کتاب درسی مختصری بود از اقتصاد جدید که در آن تجزیه و تحلیل مطلوبیت نهایی مطرح و تایید شده بود. لیکن در واقع کتاب دیگر ویک استید یعنی رسالهای در هماهنگی قوانین توزیع بود که انتشار آن در سال ۱۸۹۴ موجب شد که او در میان اقتصاددانان به شهرت برسد. قوانین مربوط به توزیع در اقتصاد کلاسیک درخصوص درآمد متعلقه به عوامل تولید مختلف (زمینداران، سرمایهداران وکارگران) توضیحات متفاوتی دارد که مبتنی است بر خصوصیت خاصی که هر عامل تولید دارا است. اقتصاد جدید سعی میکرد تا به توضیح هماهنگی پرداخت به همه عوامل تولید، براساس افزایش تولید در نتیجه افزایش یک واحد از یک عامل تولید معین، بپردازد.
این نحوه تفکر قبلا هم در نوشتههای تعدادی از اقتصاددانان اواخر دهه ۱۸۸۰ و بهخصوص در آثار اجورث، کلارک و مارشال منعکس بود. با این وجود، ابهامات زیادی نیز مشاهده میشد. بهنظر میرسد نظریه اختلاف اجاره ریکاردو نوعی نظریه کارآیی نهایی است که در آن ترکیبات مختلفی از نیروی کار و سرمایه را روی یک زمین ثابت به کار میگیرد و اجاره را به عنوان متغیر باقی ماندهای که سهم مالکان میشود، تلقی میکند. لیکن اگر مقادیر متغیری از زمین را با مقدار ثابتی از سرمایه و نیروی کار ترکیب کنیم، آیا اجاره به صورت محصول نهایی قابل محاسبه است و بهره و مزد (سهم عامل و عامل کار) به صورت باقی مانده محاسبه میشود؟
پاسخ ویک استید به این سوال مثبت بود. او معتقد بود که اقتصاد ریکاردویی صورت خاصی از نظریه عمومی کارآیی نهایی است. در عین حال، او خود سوال دیگری طرح میکرد که نظریه کارآیی نهایی را برای یک دهه و حتی بیشتر به خود مشغول داشت. او میگفت اگر پرداخت به هر یک از عوامل تولید براساس کارآیی نهایی صورت میگیرد، آیا جمع این پرداختها معادل ارزش بازار کالا است بهطوری که چیزی باقی نمیماند؟ ویکاستید خود به این پرسش جواب مثبت میداد و تلاش داشت نشان دهد که رقابت کامل باعث میشود برابری فوق حاصل آید. آنچه او در واقع میگوید این است که رقابت کامل تنها با فرض هزینههای ثابت یا بازده ثابت در ارتباط با مقیاس تولید سازگار است. به طوری که هر تغییری در دادهها باعث میشود ستاندهها نیز به همان میزان تغییر کنند. اما، ویکاستید هرگز در بیان دقیق این نظر موفق نبود و حتی نمیدانست که بازده ثابت به مقیاس تولید بدان معناست که تابع تولید به قول ریاضیدانان تابعی «متجانس و درجه اول» است. لذا، فرضیه رولر را که یک فرضیه ریاضی شناخته شده است، میتوان به خدمت گرفت و بهسادگی و روشنی نشان داد که برابری مورد اشاره حاصل شده است. البته خود ویکاستید متوجه این ارتباط نشد، بلکه شخصی به نام فلوکس (۱۹۴۲-۱۸۶۷) که کتاب او را مرور میکرد این نکته را دریافت.
ویکاستید در عمل و در مقابل انتقاداتی که به او میشد، فرضیه برابری را در نوشتههای بعدی خود کنار گذاشت. در واقع، سالها طول کشید تا همه سوءتفاهماتی که ایجاد شده بود مرتفع شود.
آخرین اثر ویکاستید کتاب جالب و روشنی است، تحت عنوان اقتصاد سیاسی از نظر عام که در سال ۱۹۱۰ تالیف کرد. در این کتاب کوشش شده بود تا نشان داده شود که اقتصاد تنها یک مبحث نیست، بلکه یک نظریه منطقی انتخاب در همه مراحل زندگی و یا به قول اقتصاددانان مکتب اتریش جدید «مطالعه رفتار انسانی» است. اقتصاد سیاسی از نظر عام همچنین دارای جنبههای بینظیری مثل استفاده وسیع از مفهوم هزینههای فرصتی است که به موجب آن هزینه هر شی معادل ارزش چیزهایی است که برای به دست آوردن آن شی باید از آنها چشمپوشی کرد. به همین دلیل و دلایل دیگر، کتاب ویکاستید به افکار کارل منگر و دیگر اعضای مکتب اتریش نزدیکتر بود تا به افکار آلفرد مارشال و مکتب کمبریج.