خط لوله صلح در تنگنای قیمت
گفتوگوها میان سه کشور ایران، پاکستان و هند برای توافق بر سر کشیدن خط لوله ۲۷۰۰کیلومتری که با هزینهای در حدود ۸/۷میلیارددلار، گاز ایران را از میدان گازی پارس جنوبی به کشورهای پاکستان و هند منتقل خواهد کرد، در حالی ادامه دارد که تعیین قیمت گاز یکی از اصلیترین چالشهای فرا روی آن است، تا جایی که سه کشور یاد شده در آخرین نشست خود تصمیم به انتخاب مشاور بینالمللی برای تعیین قیمت گاز گرفتهاند. در این میان هند که توان چشم پوشی از منابع عظیم و ارزان گازی ایران را ندارد با فشار همه جانبه سیاستمداران آمریکایی روبهرو است و این در حالی است که کارشناسان بینالمللی به هند هشدار میدهند روابط خود با ایران، بهویژه در زمینه احداث خط لولهای که به «خط لوله صلح» شهرت یافته است، قربانی وعدههای غیر عملی و غیر اقتصادی امریکا که میکوشد مسیر خط لوله را تغییر دهد، نکند.
گفتوگوها میان سه کشور ایران، پاکستان و هند برای توافق بر سر کشیدن خط لوله ۲۷۰۰کیلومتری که با هزینهای در حدود ۸/۷میلیارددلار، گاز ایران را از میدان گازی پارس جنوبی به کشورهای پاکستان و هند منتقل خواهد کرد، در حالی ادامه دارد که تعیین قیمت گاز یکی از اصلیترین چالشهای فرا روی آن است، تا جایی که سه کشور یاد شده در آخرین نشست خود تصمیم به انتخاب مشاور بینالمللی برای تعیین قیمت گاز گرفتهاند. در این میان هند که توان چشم پوشی از منابع عظیم و ارزان گازی ایران را ندارد با فشار همه جانبه سیاستمداران آمریکایی روبهرو است و این در حالی است که کارشناسان بینالمللی به هند هشدار میدهند روابط خود با ایران، بهویژه در زمینه احداث خط لولهای که به «خط لوله صلح» شهرت یافته است، قربانی وعدههای غیر عملی و غیر اقتصادی امریکا که میکوشد مسیر خط لوله را تغییر دهد، نکند. دورنمایی از گذشته
ایده اولیه کشیدن چنین خط لولهای به اوایل دهه ۹۰میلادی باز میگردد، زمانی که برای نخستین بار این طرح در گروه مطالعات انرژی دفتر مطالعات سیاسی وزارت امور خارجه مطرح شد و پس از بررسیهای اولیه توسط کارشناسان این دفتر در یکی از نشستهای موسسه بینالمللی منابع انرژی (ERI) که در هند برگزار میشد، به عنوان پروژهای که سه کشور ایران، پاکستان و هند میتوانند اجرا کنند، ارائه شد. در حالی که وزارت نفت وقت استقبال چندانی از طرح نمیکرد، کارشناسان اقتصادی طرح به شدت تلاش میکردند با بحثهای فنی هزینه لازم برای اجرای پروژه که در حدود ۴۰میلیارددلار پیشبینی میشد را کاهش دهند و سرانجام نیز موفق شدند این رقم را به هشتمیلیارددلار کاهش دهند.
اتفاقات یاد شده در حالی رخ میداد که با وجود اطلاع ایران از وجود میدان گازی پارس جنوبی و برداشت قطر از آن، هنوز فعالیتی برای بهرهبرداری از این میدان گازی آغاز نکرده بود و هرگز بحث توسعه بخش ایرانی مطرح نبود. اما اکنون که ایران سرمایهگذاری و گسترش فازهای میدان گازی پارس جنوبی را به طور جدی دنبال کرده و برای دستیابی به بازارهای جهانی انرژی همه توان خود را به کار بسته است، مذاکرات مربوط به «خط لوله صلح» نیز که گفته میشود در صورت احداث، اختلافات ریشهای و بنیادی پاکستان و هند تا حدود زیادی فروکش خواهد کرد، جان تازهای به خود گرفته است.
تعارض با منافع غرب
کشیدن چنین خط لولهای، ایران را به عنوان دومین دارنده منابع عظیم گازی جهان، پس از هند به بازارهای انرژی چین و حتی ژاپن متصل خواهد کرد که در پی آن علاوه بر منافع فراوان اقتصادی و مطرح شدن به عنوان بزرگترین دارنده شبکه انتقال انرژی آسیا، اهرم قدرتمندی در مناسبات سیاسی را نیز در اختیار این کشور قرار خواهد داد. موضوعی که تحقق آن با منافع کشورهای غربی به ویژه آمریکا سخت در تعارض است.
چرا ایران؟
هند که با نرخ رشد اقتصادی ششدرصدی خود در دهه گذشته ناچار است بیش از ۶۵درصد انرژی مورد نیاز خود را وارد کند، در حالی برای چشم پوشی از کشیدن چنین خط لولهای از سوی آمریکا تحت فشار قرار میگیرد که منابع گازی ایران را برای تامین نیاز روز افزون خود به انرژی، بهترین گزینه میبیند، چراکه نگاه واقعبینانه به گزینههای پیشنهادی آمریکا برای مسیر عبور خط لوله به خوبی چنین امری را اثبات میکند.
فراموش نکنیم اداره و نگهداری از یک خط لوله انتقال گاز به درجه بالایی از توسعه یافتگی نیازمند است که با برقراری امنیت در هر کشور رابطه تنگاتنگی دارد و در شرایط کنونی گزینه پیشنهادی آمریکا که عبور خط لوله از کشورهای ترکمنستان، افغانستان، پاکستان و هند را مدنظر قرار میدهد، به دلیل عدم برقراری ثبات سیاسی و امنیتی لازم در کشور افغانستان، منطقی به نظر نمیرسد. از سوی دیگر با آنکه منابع گازی ترکمنستان محدودتر از منابع گازی ایران هستند، قیمت گاز این کشور ۲۰درصد گرانتر از ایران است. در این شرایط «مان موهان سینگ» نخست وزیر هند در آخرین سفر خود به افغانستان با بیان این مطلب که همزمان به بررسی دو گزینه پیشروی خود برای خرید گاز خواهد پرداخت، گفته است: موضوع ترجیح دادن یکی از دو مسیر یاد شده برای کشیدن خط لوله نیست، چراکه هند به گاز صادراتی هر دو کشور ایران و ترکمنستان نیاز دارد.
«پرویز مشرف» رییسجمهوری پاکستان نیز با اعلام اینکه با وجود مخالفتهای آمریکا با احداث «خط لوله صلح»، پاکستان همچنان از برنامههای مربوط به آن حمایت خواهد کرد، میگوید: هیچ کشوری حق ندارد پاکستان را از ادامه این پروژه باز دارد و در صورتی که آمریکا چنین هدفی داشته باشد، باید تاوان آن را نیز بپردازد.
وی تاکید کرد: اگر هند بخواهد به پروژه بپیوندد با استقبال پاکستان روبهرو خواهد شد، اما پاکستان به تنهایی نیز قادر است پروژه را دنبال کند. از سوی دیگر «شوکت عزیز» نخست وزیر پاکستان در مصاحبه خود با خبرگزاری فرانسه، از «خط لوله صلح» به عنوان یکی از عواملی که در صورت عملی شدن، موجب تقویت مناسبات هند و پاکستان خواهد شد، یاد کرده است.
دکتر آرجون ماخیجائی، یکی از کارشناسان برجسته فنی انرژی هستهای در آمریکا است که درباره پیشنهادها و وعدههای این کشور به هند در ازای چشم پوشی از خرید گاز ایران، اظهارنظر جالبی دارد. وی میگوید: حتی اگر هند به همه هدفهای تامین انرژی خود در قالب موافقتنامه غیر نظامی که میان جورج بوش، رییسجمهوری آمریکا و مان موهان سینگ، نخست وزیر هند امضا شده است، دست یابد، تنها با بخش کوچکی از میزان انرژی که هند میتواند برای تامین نیازهای رو به رشد خود از گاز ایران دریافت کند، قیاسپذیر خواهد بود.
وی با اشاره به اینکه هند برنامه تولید سالانه ۲۰هزار مگاوات انرژی الکتریکی تا سال ۲۰۲۰میلادی را دنبال میکند، میافزاید: در خوشبینانهترین حالت، حتی اگر همه نیروگاههای هستهای هند در نهایت هماهنگی با هم فعالیت کنند، تنها ۱۰ تا ۱۶درصد نیازهای این کشور تامین خواهد شد، در حالی که هند میتواند به منابع عظیم و مطمئنتری که انرژی بیشتری نسبت به انرژی هستهای تولید میکند دست یابد که همان گاز طبیعی ایران است.
دکتر ابوتراب علیرضایی، از کارشناسان حوزه انرژی نیز میگوید: کشیدن چنین خط لولهای منافع اقتصادی و سیاسی فراوانی را برای کشور ایران در پی خواهد داشت، چراکه در غیر این صورت آمریکا با آن مخالفت نمیکرد.
گذرگاه صادرات
به عقیده برخی از کارشناسان ایران، کشوری که ۱۶ الی ۱۸درصد ذخایر گازی جهان را در اختیار دارد نتوانسته سرمایهگذاری مناسبی با ذخایر گازی خود داشته باشد. از سوی دیگر به دلیل مصرف داخلی فوقالعاده بالا، نتوانستهایم جایگاه قابل توجهی در بازار گاز جهان داشته باشیم. در چنین شرایطی کارشناسان معتقدند کشیدن «خط لوله صلح» علاوه بر منافع فراوانی که چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی در پی خواهد داشت، ثبات و امنیت منطقه را نیز با بهبود روابط دو کشور هند و پاکستان افزایش خواهد داد.
محسن یحیوی، عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، «خط لوله صلح» را بهترین راه برای صادرات گاز کشور میداند و اظهار امیدواری کرد: عملیات اجرایی این خط لوله هر چه زودتر نهایی شود.
وی میگوید: ایران برخلاف نظر بسیاری از کارشناسان، ذخایر گاز کافی در اختیار دارد و برای تامین گاز صادراتی خط لوله صلح مشکلی ندارد. یحیوی تاکید میکند: هرچه روابط اقتصادی بیشتری با کشورهای همسایه داشته باشیم، ثبات و امنیت در منطقه نیز افزایش خواهد یافت و این در کل به نفع ایران است.
محمود محمدی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس نیز با اشاره به اینکه ایجاد منافع متقابل و تامین نیازهای یکدیگر، یکی از راههای ایجاد امنیت میان کشورها است، میگوید: هند به انرژی نیاز دارد و «خط لوله صلح» انرژی لازم را در اختیار این کشور قرار میدهد، از این رو هند تمایل فراوانی به خرید گاز از ایران دارد که با عملی شدن چنین طرحی علاوه بر آنکه مناسبات سیاسی سه کشور ایران، پاکستان و هند تقویت میشود، اختلاف میان هند و پاکستان نیز تا حدود زیادی فروکش خواهد کرد.
در این میان هستند کارشناسانی که تمایل چندانی به صادرات گاز کشور از خود نشان نمیدهند و معتقدند سوخترسانی به مناطق محروم و تزریق گاز به چاههای نفتی از اهمیت بیشتری برخوردار است.
کمال دانشیار، رییس کمیسیون انرژی مجلس با بیان این مطلب که به گاز در داخل کشور نیاز بیشتری داریم، میگوید: با گازی که برای صادرات از طریق این خط لوله در نظر گرفتهایم میتوان مناطق محروم را گازرسانی کرده و پس از گازوئیل و نفت، مازاد آنها را صادر میکنیم.
وی به کسری گاز کشور تا ۲۰ سال آینده اشاره کرد و ادامه داد: منافع اقتصادی لغو کشیدن چنین خط لولهای در آینده برای کشور چیزی حدود ۲۰۰میلیارددلار خواهد بود.
سلیمان فهیمی، دیگر عضو کمیسیون انرژی مجلس با بیان این مطلب که صادرات گاز خام در کل به نفع ما نیست، میگوید: بهتر است به جای صادر کردن گاز خام، آن را در کارخانههای پتروشیمی فرآوری کرده و سپس مشتقات آن را صادر کنیم، چراکه علاوه بر سوددهی بیشتر، ایجاد اشتغال نیز خواهد شد.
وی با اشاره به کمبود گاز کشور به ویژه در فصل زمستان، تاکید کرد: کارخانههای پتروشیمی در شرایط کنونی گاز کافی برای فرآوری ندارند و در چنین شرایطی صادرات گاز خام با قیمتهای پایین به نفع اقتصاد کشور نیست.
با وجود این اظهارات، حسن مرادی، دیگر عضو کمیسیون انرژی مجلس معتقد است: برای ایران که دومین دارنده منابع عظیم گازی جهان بهشمار میرود، تاسفبار است که به بهانه گازرسانی به مناطق محروم، صادرات گاز به کشورهای دیگر را زیر سوال برده و بازارهای جهانی انرژی را از دست بدهد، چراکه این دقیقا همان رویدادی است که رقبای ایران به انتظار تحقق آن نشستهاند تا بازارهای انرژی را تصاحب کنند.
وی با تاکید بر عدم دخالت دادن مسائل سیاسی در مسائل اقتصادی، میافزاید: با پول حاصل از صادرات گاز میتوان چرخهای اقتصاد کشور را به حرکت در آورد. از این رو نباید با بهانههای مختلف از صادرات این محصول جلوگیری کرد، چراکه فرصتها به راحتی پیش روی ما قرار نمیگیرند که بخواهیم به این ترتیب آنها را از دست بدهیم. همچنین دکتر حسین وکیلی، از اقتصاددانان برجسته کشور با اشاره به اینکه هم اکنون میدانهای گازی به سمت رشد و توسعه در حال حرکت هستند، میگوید: لازمه چنین امری سرمایهگذاریهای دقیق و حساب شده در این بخش است. در این میان میتوان پس از ذخیره و مایع سازی گاز خام، مازاد آن را از طریق خط لوله به دیگر کشورها صادر کرد و از منافع اقتصادی آن برای گسترش برنامههای اکتشافی بهرهمند شد.
وی ادامه میدهد: با کشیدن «خط لوله صلح» دو کشور پر جمعیت آسیایی از ایران منبع عظیمی از انرژی دریافت خواهند کرد که با عملی شدن آن زمینه برای برقراری هر چه مطلوب تر روابط سیاسی میان سه کشور ایران، پاکستان و هند مساعدتر خواهد شد. از سوی دیگر توسعه یافتن هند منابع قابل توجهی از انرژی را طلب میکند که ایران آن را در اختیار دارد.
وی تاکید میکند: برای اینکه از مسابقهای که هم اکنون میان کشورهای رقیب ایران برای استخراج گاز از میدانهای گازی در جریان است، عقب نمانیم، باید هر چه سریعتر دست به کار شده و یا پس از استخراج گاز، مستقیما آن را صادر کنیم و یا اینکه با مایع سازی گاز طبیعی به صدور آن اقدام کنیم.
تنگنای قیمت
بحث قیمت گاز تحویلی ایران در مرز هند، به یکی از چالشهای اصلی فراروی کشیدن خط لوله صلح تبدیل شده است، به نحوی که هم اکنون این موضوع سایر بحثهای موجود در این زمینه و حتی فشارهای آمریکا برای منصرف کردن هند را از اجرای این پروژه به حاشیه رانده و سه کشور ایران، پاکستان و هند را به سمت انتخاب مشاور بینالمللی برای تعیین قیمت گاز سوق داده است.
هند که برای هر میلیون BTU گاز، رقمی معادل ۴دلار و ۲۵سنت را به ایران پیشنهاد میکند، در حالی با قیمت ۷دلار و ۲۰سنت برای هر میلیون BTU گاز از سوی ایران روبهرو میشود که سیدکاظم وزیریهامانه، وزیر نفت کشورمان اعلام میکند «پاکستان و هند باید توقع خرید ارزان گاز ایران را به فراموشی بسپارند.» وی میگوید: ایران حاضر به فروش گاز خود به قیمتهایی که دو کشور پاکستان و هند پیشنهاد میکنند، نیست و در صورتی که آنها حاضر به خرید گاز با قیمت واقعی آن نباشند، ما نیز اصراری برای فروش نخواهیم داشت.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان