شاعر «کوچه» ۸۱ ساله شد
احمد بختیاری- فریدون مشیری در سیام شهریور ماه ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد. در دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سالهای اول دانشگاه، دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد. آشنایی با قالبهای شعر نو، او را از ادامه شیوه کهن بازداشت، اما راهی میانه را برگزید.
احمد بختیاری- فریدون مشیری در سیام شهریور ماه ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمد. در دوران خردسالی به شعر علاقه داشت و در دوران دبیرستان و سالهای اول دانشگاه، دفتری از غزل و مثنوی ترتیب داد. آشنایی با قالبهای شعر نو، او را از ادامه شیوه کهن بازداشت، اما راهی میانه را برگزید. مشیری، نه اسیر تعصبات سنتگرایان شد، نه مجذوب نوپردازان افراطی. راهی را که او برگزید، همان حالت نمایان بنیانگذاران شعر نوین ایران بود. به این معنا که او شکستن قالبهای عروضی و کوتاه و بلند شدن مصرعها و استفاده بجا و منطقی قافیه را پذیرفته و از لحاظ محتوا و مفهوم هم با نگاهی تازه و نو به طبیعت، اشیا، اشخاص و آمیختن آنها با احساس و نازک اندیشیهای خاص خود، به شعرش چهرهای کاملا مشخص داده بود.
استاد برجسته «عبدالحسین زرینکوب» درباره فریدون مشیری گفته است: «با چنین زبان ساده، روشن و درخشانی است که فریدون واژه به واژه با ما حرف میزند، حرفهایی که مال خود او است، نه ابهامگرایی رندانه. شعر او سخن شاعری است که دوست ندارد در پناه جبهه خاص، مکتب خاص و دیدگاه خاص، خود را از اهل عصر جدا سازد. او بیریا عشق را میستاید، انسان را میستاید و ایران را که جان او به فرهنگ آن بسته است دوست دارد.»
فریدون مشیری در دوران شاعری خود، در هیچ عصری متوقف نشده، شعرش بازتابی است از همه مظاهر زندگی و حوادثی که پیرامون او در جهان گذشته و همواره، ستایشگر خوبی و پاکی و زیبایی و بیانگر همه احساسات و عواطف انسانی بوده و بیش از همه خدمتگزار انسانیت است.
در بعد نگاه فنی به شعر مشیری میتوان گفت اشعار مشیری چنان ساده، بیپیرایه و «روشن»اند که درک آن برای همگان به سادگی میسر است. یکی از ویژگیهای بارز او در عرصه سرایش این است که او مخاطبان شعر خویش را بسیار گسترده میطلبد، به همین خاطر روشنی و دوری از ابهام از خصیصههای ذاتی شعر مشیری است، هر چند همین خصلت به اعتقاد برخی از صاحبان نظر، شعر مشیری را از مختصات زیباشناختی نیز دور کرده است. اگر این تعریف فرانسیس بیکن را که «کار هنرمند عمیقتر کردن رازها است» بپذیریم، باید به این صاحبنظران حق بدهیم.
شعر مشیری را بسیاری از صاحبنظران و شعرشناسان به خاطر فقدان معرفت مدرن شعری، حتی شعر نمیدانند. شعر مشیری همانگونه که در پیش گفته شد عاطفی و به همین دلیل فوقالعاده مردمی و عامیانه است. شعر مشیری شعر تکان به «دل» است، شعر اندیشه و حرکت نیست. به همین دلیل است که اشعار این شاعر بیشتر در میان مردم حضور دارد تا در میان روشنفکران و اقشار پیشرو جامعه. شعر مشیری هر چند از قالب شعری کهن دور شده و به عرصه شعر نیمایی گام گذاشته است، اما قادر به پیمودن مسیری دراز در این عرصه نشده و در ابتدای ورود متوقف مانده است. اشعار این شاعر وقتی به عرصه کاویدن و کنکاش در روزگار ما و مسائل آن و تاثیر بر آنان پا میگذارد بسیار درمانده میشود. شعر مشیری در عرصه اندیشه و فلسفه و نگاه به ایران و جهان امروزین، شعر روزگار ما نیست. اما عنصر حس و عشق و عاطفه و مهر در اشعار مشیری چنان قدرتمند، غالب، تاثیرگذار و دلنشینند که میتوانند جای بسیاری از کاستیهای شعر او را در «دل» دوستداران شعر بگیرند و «دل» و مهر و عشق را سلطان
عالم کنند. خورشید زندگی فریدون مشیری بهعلت ابتلا به بیماری سرطان خون، در سپیده دم سهشنبه سوم آبانماه ۱۳۷۹ در بیمارستان «تهران کلینیک» فرو خفت.