دستگیری به خاطر قتل برادر در مطب پزشک
جوانی که برادرش را جهت معالجه و بررسی وضعیت روحی نزد پزشک برده بود، در همان محل مطب با ضربات چاقوی وی به قتل رسید، تحقیقات پلیسی جهت اطمینان از سلامت روانی متهم به برادرکشی آغاز شد.
جوانی که برادرش را جهت معالجه و بررسی وضعیت روحی نزد پزشک برده بود، در همان محل مطب با ضربات چاقوی وی به قتل رسید، تحقیقات پلیسی جهت اطمینان از سلامت روانی متهم به برادرکشی آغاز شد. به گزارش ایسنا، ساعت ۲۱ چهاردهم شهریور ماه سالجاری، ماموران معاونت آگاهی سنندج مطلع شدند در ساعت ۱۷:۱۵ همان روز شخصی با هویت «ح ـ ف» در مطب پزشکی واقع در خیابان پاسداران این شهرستان از سوی شخصی با ضربات چاقو مجروح و بلافاصله به بیمارستان منتقل شده است. ولی به علت شدت جراحات وارده جان سپرد.
با اعلام وقوع حادثه، ماموران آگاهی جهت بررسی موضوع به محل اعزام شده و تحقیقات پلیسی را آغاز کردند و به این ترتیب در بررسیهای اولیه متوجه شدند «ح ـ ف»، بعد از ظهر آن روز برادرش به نام «س ـ ف» ۳۵ ساله را که از ناراحتی روحی و روانی رنج میبرده ، جهت مداوا به نزد پزشکی برده که ناگهان در مطب پزشک، با ضربات چاقوی وی از ناحیه قلب مصدوم شده است. در این میان اولیای دم مقتول در بررسیهای پلیسی اظهار کردند: «س ـ ف» حدودا ۴ سال است که دچار بیماری روحی شده، به طوری که از یک ماه پیش همسر و فرزندانش را از منزل بیرون کرده و در کوه و صحرا زندگی میکند و از حالت روانی طبیعی برخوردار نیست. وبنابر نتایج تحقیقات صورت گرفته، هنوز یک شبانهروز از حادثه نگذشته بود که یکی از بستگان مقتول با معاونت آگاهی شهرستان سنندج تلفنی تماس گرفت و اظهار کرد: متهم را حوالی «شهرک کشاورز» که پیاده به سمت حسنآباد حرکت میکرده، مشاهده کرده است. بدین ترتیب ماموران نیز بلافاصله به موقعیت اعلام شده عزیمت کردند و این در حالی بود که پیش از حضور ماموران در محل، «س ـ ف» از سوی یکی از بستگانش دستگیر و به کلانتری ۱۸ همان محل تحویل داده شد.
بر این اساس ماموران آگاهی نیز با مراجعه به کلانتری ۱۸، متهم را به معاونت آگاهی منتقل کرده و مورد بازجویی پلیسی قرار دادند.
«س ـ ف» در تحقیقات کارآگاهان پلیس با اعتراف به قتل برادرش، مدعی شد: ۵ روز قبل از حادثه، برادرم «ح ـ ف»، مرا از روستا به منزل خودش در شهرستان «سنندج» آورده و اجازه بازگشت به روستا را به من نمیداد. وی ادامه داد: روز گذشته، زمانی که برادرم به همراه همسرش مرا به مطب پزشک بردند، من نیز از فرصت استفاده کردم و با برداشتن چاقویی از منزل «حـ ف» جهت بازگشت به روستا و رهایی از وضع موجود، او را مضروب کرده و سپس فرار کردم.