ارزشهای اقتصادی فعالیتهای هستهای
نسیم محمدی- با توجه به نیاز روز افزون کشورها به انرژی فسیلی و محدود بودن این منابع، اهمیت جایگزینی آنها با انرژی هستهای بیش از پیش نمود مییابد. <br>در چنین شرایطی که تولید نفت ایران روز به روز کاهش یافته و به همان نسبت نیز صادرات را تحتشعاع قرار میدهد و توسعه صنعت گاز نیز منوط به محقق شدن سرمایهگذاریهای تعیین شده در بودجه ۸۴ و ۸۵ است، انرژی هستهای مهمترین ابزار برای خروج ایران از تنگناهای انرژی است که در آیندهای نه چندان دور بروز خواهد کرد. رضا طلایی نیک، عضو کمیسیون امنیت ملی نیز جزو آن دسته از مردان سیاسی است که اقدام دیر هنگام در این زمینه را محل انتقاد دانسته و بر اجرای این طرح پافشاری میکند. وی که دکترای اقتصاد داشته و نماینده مردم کبودرآهنگ است، بر حق ایران دردستیابی به دانش هستهای همانند دیگر مجلسیها تاکید داشته و از جایگزینی سوخت به جای سوخت فسیلی حمایت میکند.
نسیم محمدی- با توجه به نیاز روز افزون کشورها به انرژی فسیلی و محدود بودن این منابع، اهمیت جایگزینی آنها با انرژی هستهای بیش از پیش نمود مییابد.
در چنین شرایطی که تولید نفت ایران روز به روز کاهش یافته و به همان نسبت نیز صادرات را تحتشعاع قرار میدهد و توسعه صنعت گاز نیز منوط به محقق شدن سرمایهگذاریهای تعیین شده در بودجه ۸۴ و ۸۵ است، انرژی هستهای مهمترین ابزار برای خروج ایران از تنگناهای انرژی است که در آیندهای نه چندان دور بروز خواهد کرد. رضا طلایی نیک، عضو کمیسیون امنیت ملی نیز جزو آن دسته از مردان سیاسی است که اقدام دیر هنگام در این زمینه را محل انتقاد دانسته و بر اجرای این طرح پافشاری میکند. وی که دکترای اقتصاد داشته و نماینده مردم کبودرآهنگ است، بر حق ایران دردستیابی به دانش هستهای همانند دیگر مجلسیها تاکید داشته و از جایگزینی سوخت به جای سوخت فسیلی حمایت میکند. آقای دکتر طلایی نیک، جنابعالی به عنوان یک عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و به عنوان کسی که به مسائل هستهای اشراف دارید، در اهمیت داشتن انرژی هستهای با آحاد ملت همداستان هستید، اما کمتر کسی تاکنون ابعاد اقتصادی تلاش ایران برای کسب چنین فناوری را شکافته است، به خصوص اینکه تاکنون مبالغ هنگفتی هم در این راستا هزینه شده است. آیا این میزان سرمایهگذاری که انجام گرفته واقعا از نظر اقتصادی قابل توجیه است و صرفه اقتصادی دارد؟
برای بلند مدت و به عنوان یکی از منابع پایدار و متناسب با ابعاد زیست محیطی ایران و جایگزین کردن سوختهای فسیلی هر مقدار سرمایهگذاری در انرژی هستهای قابل توجیه است. اما ما باید توام با تلاش برای دستیابی به چرخه سوخت، در جهت ایجاد نیروگاههای هستهای هم تلاشهایی را از سالهای قبل آغاز میکردیم که نکردهایم. وقفه و غفلتی که در احداث نیروگاههای هستهای برای تامین برق از سالها قبل صورت گرفته محل انتقاد است. چون باید به موازات فعالیتهای تحقیقاتی و علمی و نیل به فناوری هستهای در پروسههای غنیسازی برای فعالیتهای صلحآمیز در جهت ایجاد تاسیسات مصرفی سوخت هستهای یعنی نیروگاهها نیز اقداماتی انجام میشد که نشد و متاسفانه فقط از سال ۱۳۵۳ ساخت یک نیروگاه هستهای در بوشهر مدنظر واقع شد که هنوز هم به دلیل خلف وعده روسیه به بهرهبرداری نرسیده و طبق دومین توافق باید در آبان امسال این نیروگاه به بهرهبرداری میرسید که باز هم به علت کارشکنی طرف روس برای ۱۷ماه دیگر به تعویق افتاد که توافق سوم در همین رابطه برای تعویق بهرهبرداری از نیروگاه اتمی بوشهر اخیرا انجام شده است.
طبق قانون مصوب مجلس در سال گذشته، باید ایران در سالهای آینده، ۲۰نیروگاه هستهای جدید احداث کند تا امکان تامین ۲۰هزار مگاوات برق در داخل کشور و امکان صادرات برق برای کشورهای همسایه فراهم شود. چون یکی از بازارهای انرژی در کشورهای همسایه تولید و صادرات برق است و اکثر کشورهای همسایه ایران تقاضای خرید و صادرات برق ایران را دارند. با توجه به اینکه نفت به عنوان منبع اصلی انرژی در ایران، منطقه و جهان حداقل در دو دهه آینده از جایگاه صادراتی خود به شدت افت خواهد کرد، بنابراین اکثر کشورهای صادرکننده نفت قادر به صادرات نخواهند بود.
چون طبق برآوردهای انجام شده کشورهایی مانند ایران طی یک یا دو دهه دیگر فقط به میزان نیاز داخلی امکان تولید و استفاده از ذخایر نفت را خواهند داشت، لذا طبق پیشبینیهای کارشناسی و بینالمللی منبع اصلی انرژی جهان پس از دو دهه دیگر، انرژی هستهای است. در این چارچوب و با این سیاست که انرژی جایگزین و منبع اصلی انرژی در ایران برای دهه آینده وابستگی شدید به انرژی هستهای پیدا خواهد کرد و با توجه به تلاش دانشمندان داخلی برای نیل به دانش و فناوری هستهای صلحآمیز، از دست دادن این امکان و این فرصت مهم ملی خسارت جبرانناپذیری برای اقتصاد کشور در پی خواهد داشت. در مقایسه با دیگر کشورهای همسایه و منطقه، ایران با توجه به عضویت در معاهده NPT و بازرسیها و نظارتهای مستمر آژانس، هیچگونه منع حقوقی و منطقی برای محروم شدن از فناوری هستهای صلحآمیز را ندارد.
تنها فشارهای سیاسی و در واقع تلاشهای آمریکا و اسرائیل و برخی متحدان آنها مانع دستیابی ایران به فناوری هستهای است.
به ساخت ۲۰ نیروگاه اشاره کردید، چه مدت زمانی برای ساخت این نیروگاهها تعیین شده؟
تقریبا بین ۱۰ تا ۲۰ سال آینده، در برآورد کلی برای ساخت ۲۰ نیروگاه اتمی جدید در ایران پیشبینی شده است که با توجه به منابع بودجه کشور و شرایط اقتصادی ایران و میزان همکاری و مشارکت بینالمللی بین ۱۰ تا ۲۰ سال آینده باید محقق شود و امسال دولت طبق قانون مصوب مجلس و براساس اعتبار تصویب شده باید احداث دو نیروگاه اتمی جدید را به مناقصه بگذارد که شرکتهای داخلی و خارجی میتوانند برای ساخت دو نیروگاه اتمی در ایران سال جاری در مناقصه شرکت کنند.
با توجه به هزینههای کلان و زمانبر بودن ساخت نیروگاه و با توجه به تحمیل فشارهای بسیار، از خارج از مرزهای کشور تصور نمیکنید اگر این مولفهها را روی نیروگاههای سوخت فسیلی صرف میکردیم تاکنون حداقل ۴۰ نیروگاه ۱۰۰۰ مگاواتی ساخته شده بود و برق آنها هم وارد مدار شده بود ؟
از این جهت که ما ساخت نیروگاه اتمی را دیرهنگام آغاز کردیم، انتقاد درستی است باید همانطور که عرض کردم به موازات فعالیتهای تحقیقاتی برای غنیسازی در جهت احداث نیروگاه اتمی در کشور اقدام میشد. چون نیروگاههای اتمی مشمول فرآیند غنیسازی نیست و در واقع فعالیت نیروگاه اتمی مرحلهای پس از تولید سوخت اتمی است. پس این تاخیر در احداث نیروگاههای اتمی قابل انتقاد است. اما از این جهت که سوخت موردنیاز نیروگاههای اتمی به عنوان اصلیترین مولفه و شرط اساسی برای احداث نیروگاههای هستهای است اگر با تولید بومی و داخلی تامین شود از ضمانت و امنیت اقتصادی و تولیدی و اطمینان بیشتری برخوردار خواهد بود. این در شرایطی است که به دلیل مشکلات سیاسی بین ایران و بخشی از جامعه جهانی به ویژه غرب و حتی کارشکنیهای روسیه در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر، تکیه به دانش و فناوری داخلی به شدت احساس میشود. در واقع نمیتوان با وابستگی نیروگاههای اتمی ایران به تامین سوخت هستهای وارداتی به آینده نیروگاهها اطمینان داشت. بنابراین به لحاظ اقتصادی و با آیندهنگری در صورت تسریع در احداث نیروگاههای اتمی داخلی علاوه بر سایر کاربریهای انرژی هستهای فعالیتهای غنیسازی توجیه خواهد داشت. اما با توجه به فشارهای غرب و آمریکا و برای پیشگیری از تشدید این فشارها میتوان بخشی از فعالیتهای غنیسازی را به آینده موکول کرد. درواقع در مقیاس تحقیق و توسعه به عنوان پایه فعالیتهای صنعتی و تجاری باید برای توافق و امکان ادامه فعالیت، تلاش ملی و فراملی صورت گیرد. اما برای کاهش و جلوگیری از فشارهای خارجی و عبور از بحران سیاسی کنونی در پرونده هستهای میتوان در مقیاس صنعتی و تجاری غنیسازی را به سالهای بعد موکول کرد که با نیاز نیروگاههای هستهای داخل به تولید سوخت در مقیاس صنعتی و تجاری همزمان انجام شود. ولی از دست دادن غنیسازی هستهای صلحآمیز در مقیاس تحقیقات برای تاریخ دانش و دستاوردهای علمی کشور خسارتی جبرانناپذیر خواهد بود.
تحت چه شرایطی این مساله را به آینده باید موکول کرد؟
همین زمانبندی که در بسته پیشنهادی اروپا مطرح شده و در خصوص تعلیق غنیسازی در ایران صحبت کرده جزو درخواستهای اروپا است. ایران تقاضا کرده در مذاکرات، محدوده و زمانبندی این تعلیق مشخص شود که اگر میزان و زمان تعلیق با توافق ایران، اروپا و آژانس انجام شود، یکی از راهکارهای خروج از وضعیت سیاسی پرونده هستهای ایران خواهد بود. بهدلیل همین ابهام ایران تقاضای مهلت برای پاسخ به بسته پیشنهادی اروپا تا پایان مرداد ماه را داشت، اما بهعلت کارشکنی برخی از اعضای شورای امنیت برخلاف توافق شفاهی قبل از پاسخ ایران به بسته پیشنهادی اروپا، قطعنامه را صادر کردند که صدور این قطعنامه قبل از دریافت پاسخ ایران به بسته پیشنهادی اروپا برخلاف برخی از توافقات غیررسمی انجام شده مبنی بر تصمیمگیری شورای امنیت پس از دریافت پاسخ ایران به بسته پیشنهادی اروپا، سیاسی بودن این قطعنامه را اثبات کرد.
این طور برداشت میشود که شما به تعلیق اعتقاد دارید؟ بله!
نه، به تعلیق فقط در سطح تجاری و صنعتی اعتقاد دارم یعنی در زمینه تولید انبوه سوخت اتمی میتوان با شرکتها و کشورهای دیگر به توافق رسید و برای آن زمانبندی خاصی را در نظر گرفت که یا توسط ایران و یا بهصورت مشارکت با سایر کشورها همانند طرح روسیه که برخی از کشورهای اروپایی دیگر نیز مشابه طرح روسیه را به ایران دادهاند، آن را اجرا کرد. البته با یک زمانبندی بلندمدت که این هم قابلمذاکره و قابل بررسی است. اما تعلیق در مقیاس تحقیق و توسعه یعنی واحد پایلوت به هیچوجه تامینکننده حداقل حقوق ایران نخواهد بود. از دست دادن غنیسازی حتی در مقیاس تحقیق و توسعه به مفهوم محروم شدن قطعی کشور از چرخه سوخت اتمی، صلحآمیز است.
با توجه به هزینههای مادی و معنوی که این امر برای ما در بر دارد به طور قطع منفعت بسیار بزرگی را میطلبد که حاضر هستیم فشارهای غرب را به جان بخریم، ولی دست از غنیسازی برنداریم. واقعا چه منافعی وجود دارد که ارزش این اندازه پافشاری را دارد؟
منافع کوتاهمدت را نباید در نیل به فناوری هستهای صلحآمیز و غنیسازی جهت تامین سوخت اتمی در نظر بگیریم. بلکه آینده انرژی و اقتصاد کشور و جایگاه ایران در اقتصاد منطقه و جهان با دستیابی به چرخه سوخت هستهای صلح آمیز مرتبط است. اگر بخواهیم به صورت مقطعی و صرفا کوتاهمدت به بازار انرژی و تامین انرژی نگاه کنیم شاید ورود به چرخه سوخت هستهای و غنیسازی توجیه نداشته باشد. اما با نگاه جامع آیندهنگری و با توجه به جایگزین شدن انرژی نسبت به منبع نفت این توجیه را دارد که فشارهای مقطعی کنونی را تحمل کنیم.