من زخمخورده رفاقتم
رسول ترابی- محسن چاووشی از خوانندههایی است که آلبومهایش بدون اینکه مراحل اخذ مجوز را در ارشاد طی کرده باشند، ناخواسته پخش شده و به اندازهای در جامعه فراگیر شدهاند که کمتر کسی است که اسم او را نشنیده باشد. او با آهنگ نفرین مطرح شد و بعد از آن با آهنگهای دیگری اسمش بر سر زبانها افتاد. او این روزها منتظر اکران فیلم علی سنتوری است که در آن ترانههای متن فیلم و تیتراژ را او خوانده و آهنگسازی کرده است. با وجود شرایط خاصتر او نسبت به بقیه خوانندگان آهنگ متفاوت امامرضا و کربلای او گاهی از تلویزیون پخش میشود. با استقبال از موسیقی او و بهدلیل حضورش در فیلم علی سنتوری با او گفتوگویی انجام دادهایم.
رسول ترابی- محسن چاووشی از خوانندههایی است که آلبومهایش بدون اینکه مراحل اخذ مجوز را در ارشاد طی کرده باشند، ناخواسته پخش شده و به اندازهای در جامعه فراگیر شدهاند که کمتر کسی است که اسم او را نشنیده باشد. او با آهنگ نفرین مطرح شد و بعد از آن با آهنگهای دیگری اسمش بر سر زبانها افتاد. او این روزها منتظر اکران فیلم علی سنتوری است که در آن ترانههای متن فیلم و تیتراژ را او خوانده و آهنگسازی کرده است. با وجود شرایط خاصتر او نسبت به بقیه خوانندگان آهنگ متفاوت امامرضا و کربلای او گاهی از تلویزیون پخش میشود. با استقبال از موسیقی او و بهدلیل حضورش در فیلم علی سنتوری با او گفتوگویی انجام دادهایم. آهنگ و آلبومهایت چطور میشود که به این شکل پخش میشوند؟
تمامی کارهایی که از من تا به الان شنیده شده است، برای چند سال قبل بوده است. آن زمان اولین آلبوم را که کار کردم، اصلا تجربه نداشتم و حتی نمیدانستم ارشاد کجاست و برای پخش آلبوم در بازار نیاز به چه مجوزهایی است و از کجا باید اقدام کرد. چون حرفهای کار نمیکردم و قرار نبود آلبوم حرفهای به بازار بفرستم. هدفم از موسیقی، خوانندگی نبود. هنوز هم آهنگسازی را بیشتر دوست دارم.
ولی با همان اولین آلبوم که خوانده بودی، اسمت بر سر زبانها افتاد.
همینطور است، ولی الان به این نتیجه رسیدهام که آلبوم نفرین اشتباه بود. مخصوصا خود آهنگ نفرین، الان هم پشیمانم که آن قطعه را خواندهام.
چرا؟ مگه آهنگ نفرین بازتاب منفی برایت داشته است؟
اصلا اینطور نبوده، ولی در دنیای امروز و شرایط امروز اجتماع، خواننده نباید آهنگ ضدعشق بخواند. ما باید کاری کنیم که همه مردم عاشق شوند. همه این آهنگهای منفی در طولانی مدت بر روحیه و نوع روابط مردم با هم تاثیر میگذارد.
ولی خودت یک آهنگ به اسم (میکشمت) با خواننده دیگری خواندهای که بسیار منفی بود.
آن خواننده با اعتبار موسیقی من بازی کرد. اصلا علاقهای به صحبت درباره او ندارم. او آهنگی را که در بازار بود به من داد و خواست تنظیم مجددش بکنم، من هم طبق روال همه کارها و اتود و ماکتی، بر روی کار خواندم که او از روی آن قطعه تمرین کند، ولی کاری که بیرون آمد، کاملا متفاوت با شعر و آهنگ اصلی بود. او هیچ اجازهای از من برای بیرون فرستادن آهنگ نگرفت و بسیار ناشیانه و آماتور رفتار کرد.
برای اینکه آهنگهایت، به صورت مجاز به بازار بیاید، هیچ کاری نکردهای؟
اتفاقا خیلی تلاش کردهام. حتی در آلبوم آخرم بسیاری از شعرها را با سختی زیاد مجوز گرفتم ولی اجازه پخش نهایی به کارهایم داده نشد. اولویت اول من حضور در بازار به صورت مجاز است. چون در این حالت دستم برای انجام کارهای بیشتری باز است.
کارهایت چطور غیرمجاز بیرون میآیند؟
من بیشتر از رفاقتها ضرر کردهام. کافی است CD را که از روی اعتماد به یکی از دوستانت دادهای گوش کند، دست به دست بین دوستان نزدیک بچرخد و دست کسی بیفتد که در اینترنت وبسایت یا وبلاگ موسیقی دارد یا در کار تکثیر غیرمجاز CD است. آن وقت میبینی که آهنگت با چه سرعتی در جامعه پخش و از اینترنت دانلود میشود.
رنگ صدا و تشابه صداییات با یکی از خوانندههای لسآنجلسی چقدر در مطرح شدنت نقش داشته است؟
چند وقت قبل این خواننده و آهنگساز درباره این موضوع و تشابه صدایی صحبت میکرد و اتفاقا درباره من هم صحبت کرد و گفت: این آقا سبک و لحن و رنگ صدایش زمین تا آسمان با من فرق میکند، چون با حال و هوای موسیقی سنتی میخواند و لحن و تحریر سنتی دارد. به همین دلیل نباید او را با من مقایسه کرد. در کل درباره من، خوب و به نظر خودم مثبت صحبت کرد. اما خواننده دیگری را شدیدا زیرسوال برد و گفت که او علنا چند آهنگ و صدای او را کپی کرده است.
کمی درباره فیلم علی سنتوری هم توضیح میدهی؟
از طرف محمدرضا شریفینیا و داریوش مهرجویی به من پیشنهاد همکاری داده شد و من بسیار خوشحال شدم وقتی دیدم همه آهنگهای من را گوش کرده است و آنها را دارد. وقتی که فیلمنامه را خواندم بسیار خوب و راحت توانستم با آن ارتباط برقرار کنم. شاعر موزیک اصلی و متن فیلم برخلاف شایعات امیر ارجبینی و حسین صفا هستند و همه ملودیها از خودم است و اردوان کامکار هم سنتورش را زده و برخلاف بعضی سازهای سنتی، فضای کار در کل فضای مدرنی است و حالت موسیقی تلفیقی دارد و حتی شعر هم بر وزن و ریتم سنتور گفته شده است. مثلا، تنهای بی سنگ صبور / خونه سرد و سوت و کور