۶۸دقیقه به دنبال یک پمپ بنزین در تهران
سیدعیسی محمدزاده<br>چندی پیش با یکی از دوستان برای انجام کاری به لواسانات رفتیم. در ابتدای حرکت به دوستم گفتم ممکن است بنزین موجود در باک (یک چهارم مخزن) کفاف ندهد.
سیدعیسی محمدزاده
چندی پیش با یکی از دوستان برای انجام کاری به لواسانات رفتیم. در ابتدای حرکت به دوستم گفتم ممکن است بنزین موجود در باک (یک چهارم مخزن) کفاف ندهد. وی اطمینان خاطر داد که این میزان بنزین (صرفنظر از پرمصرفبودن خودرو RD) برای رفت و برگشت کافی است. هنگام بازگشت، دقیقا از شروع حرکت، در تمام مسیر در جستوجوی جایگاه عرضه بنزین بودیم. در طول مسیر با وجود تغییر مسیر به سوی میدان رسالت و پرسوجو از رانندگان و رهگذران متاسفانه پمپبنزینی نیافتیم. عقربه آمپر لحظه به لحظه پایینتر میرفت و چراغ هشدار روشن شده بود. نیازی به ذکر اینکه چه استرسی را در این لحظات متحمل میشدیم، نیست. به خاطر جستوجوی بنزین ناگزیر از لغو قرار مهمی در خیابان مطهری شدیم. در حوالی میدان رسالت تنها یک جایگاه عرضه سوخت آن هم در ضلع جنوب این خیابان و با فاصلهای نه چندان نزدیک به میدان رسالت وجود دارد. بهدلیل انجام عملیات عمرانی و نبود دوربرگردان در آن حوالی به ناچار باید از خیابان شهیدمدنی با طی یک دور قمری و گذر از این مسیر پرترافیک به جایگاه میرسیدیم. هر لحظه احتمال اتمام بنزین وجود داشت. درنهایت با تحمل استرس فراوان و صرف ۶۸دقیقه زمان و مصرف بیدلیل مقداری سوخت در این شهری که من از آن به عنوان «شهر مسافرتهای بیدلیل» یاد میکنم، به این جایگاه نسبتا شلوغ رسیدیم. تحت تاثیر روانی این ماجرا باک بنزین را به حدی پر کردیم که موجب سرریز آن شد. با نقل خاطره بالا که به گمانم تجربهای آشنا برای اغلب رانندگان تهرانی و یا شاید ایرانی است، قصد دارم نکاتی را یادآور شوم:
۱ - من اطلاعی از استاندارد تعداد جایگاههای عرضه سوخت به نسبت تعداد خودروها در یک شهر یا کشور ندارم، اما آنچه مشهود است در سالهای اخیر به شدت بر تعداد خودروها افزوده شده و این خودروها عموما در شهرهای بزرگ متراکم شدهاند اما جایگاههای عرضه سوخت به هیچوجه افزایش نیافته، چه بسا کاهش نیز یافته است.
۲ - این وضعیت بهطور طبیعی صاحبان خودروها را وا میدارد که حتیالامکان مخازن خودروهای خود را پر نگه دارند که این موضوع علاوه بر زیان ملی ناشی از هدررفتن انرژی، میزان مصرف واقعی سوخت را نیز از نظر پنهان نگه میدارد.
۳ -کمبود جایگاههای عرضه سوخت در فواصل بین شهرها و جادههای کشور نیز به واسطه خطر خیزی جادهها و تصادفات (به شهادت آمار و ارقام تلفات جادهای) میتواند به خطرات بالقوه ناشی از پربودن مخازن بنزین خودروها بیافزاید.
۴ - بنده در سالهای گذشته چند سالی را در کشور پاکستان اقامت داشتهام و در این مدت به دفعات به شهرهای مختلف سفر کردهام. به عنوان مثال در یکی از سفرها در مسیر ۱۸۰کیلومتری بین دو شهر اسلامآباد و پیشاور تعداد جایگاهها که توجهم را جلب کرده بود، شمردم. جالب است بدانید که ۱۵۰جایگاه عرضه سوخت در دو سوی جاده وجود داشت. یعنی تقریبا هر ۲/۱کیلومتر یک جایگاه، با این تفاوت که در هر جایگاه تنها ۲پمپ وجود داشت. با این وصف دیگر هیچ رانندهای بهطور طبیعی دغدغه اتمام بنزین را نداشت. حال مقایسه کنید این وضعیت را با وضعیت کشورمان مثلا حد فاصل تهران- قم. کمتر کسی هست که افراد گالن به دست کنار خودروها را دستکم در هر سفر درون یا برونشهری یک بار ندیده باشد، بگذریم از دردسرها و خطرات مکیدن بنزین از باکها. بنابر آنچه گفته شد به نظر میرسد الگوی فوق (البته نه در آن حد افراطی) میتواند الگوی مناسبی برای کشورمان به حساب آمده و فواید بیشماری را -که این مقال فرصت پرداختن به آنها نیست- متوجه جامعه ما سازد.