فیلمی از ورای سیاست
شادی شیرازی- فروش فیلم سینمایی «مرکز تجارت جهانی» به کارگردانی «الیور استون» در نخستین روز اکران خود به مرز چهارمیلیون دلار رسید.
شادی شیرازی- فروش فیلم سینمایی «مرکز تجارت جهانی» به کارگردانی «الیور استون» در نخستین روز اکران خود به مرز چهارمیلیون دلار رسید. تهیه و تولید این فیلم را استودیو پارامونت پیکچرز عهدهدار است و نقش کلیدی این فیلم را نیکولاس کیج ایفا میکند.
موضوع این فیلم را واقعه یازده سپتامبر در بر میگیرد.
این فیلم که یکماه قبل از پنجمین سالگرد این رویداد اکران شد، طی یک روز ۴میلیوندلار فروخت که پیشبینی میشود پس از تعطیلات پایان هفته به فروش بیست میلیوندلاری برسد.
این اثر شرح حال دو افسر پلیس است که در ویرانههای برجهای دوقلو نیویورک به دام میافتند.
بسیاری از منتقدان سینما معتقدند از آنجایی که هنوز مردم این اتفاق را حادثهای غمانگیز میدانند، این فیلم میتواند احساسات مردم را تحریک کند.
استون در این فیلم برخلاف ساختههای اخیر خود، قصد نقادی از روابط قدرت در سطوح بالای سیاست و اقتصاد را در آمریکا ندارد و همچنین برخلاف اکثر فیلمهایش، کاراکترهای خوب و بد را در پرداختی ملودراماتیک روبهروی یکدیگر قرار نمیدهد تا دیدگاهی اخلاقی را دنبال کند. ۱۱سپتامبر حادثهای بود که مردم غیرسیاسی را سیاسی کرد، مساله تروریسم را در ذهن مردم پررنگکرد و سینسخهای که از روی این واقعه نوشته شد اثر فیلمی بود که سیاستزدایی مشخصه اصلیاش بود. جای بسی شگفتی است که فیلمسازی جنجالآفرین که توجه اصلیاش روی موضوعها و شخصیتهای سیاسی (السالوادور، کندی و فیدل) بوده است تا به این حد از سیاست در این فیلم فرار کرده باشد. از آنجایی که این فیلم مستند، روایت دو افسر پلیس امدادرسان است و از پایین برج مورد بررسی قرار میگیرد ونه از منظر کسانی که حادثه را در صفحه تلویزیون دیدند، نه اصابت هواپیماها به دو برج، نه بیرون پریدن دهها نفر از پنجرههای آسمانخراشها و نه نمای سقوط برجها هیچ کدام نمایش داده نشدهاند.در این فیلم پیشرفت سریع تراژدی و سردرگمی و وحشت فزاینده و سرانجام شناور شدن سیمان و آجر در فضا و اما لحظه سقوط به خوبی دیده میشود.از آن پس گسترش درام، میان صحنههای مددکاران مدفون شده زیر آوار و تلاش برای رهایی یافتن و واکنش خانوادههای دومددکار به دام افتاده صورت میگیرد.لحن فیلم ساکت و به شدت اندوهزا است. گویی که در مراسم یک تدفین دستجمعی حضور داریم که همزمان آکنده از احساس نیاز به دوستی و نیاز به عشق است.
استون با نماهای فضای بسته زنده به گور شدن زیر آوار پولاد و خاکستر که با مونتاژ فوقالعاده شاعرانهای با نماهای دور از بالا، در ساعات سکوت پس از فاجعه در ویرانشدگی فضای محلههای جنوب نیویورک، یک احساس وجودی، از میدانی در حضور انهدام دستجمعی به دست میدهد که تلخ و بغضآور است.در آخر میتوان گفت که این فیلم در ورای سیاست، فضیلتهایی چون استقامت و شهامت و احساس همیاری میان مددکاران و حاضران به وضوح نشان می دهد.