نگاه

کارآفرین هندی و کارآفرین ایرانی

شماره روزنامه: ۱۰۲۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۷۹۸۹۷ خبر

در یک روز گرم تابستان در یکی از هتل‌های جزیره کیش که اجازه دریافت و پخش چند کانال خبری ماهواره‌ای را دارد، بیننده گزارش خبری مستندی درباره کارآفرینان امروز هندی از شبکه جهانی بی.بی.سی بودم.

در یک روز گرم تابستان در یکی از هتل‌های جزیره کیش که اجازه دریافت و پخش چند کانال خبری ماهواره‌ای را دارد، بیننده گزارش خبری مستندی درباره کارآفرینان امروز هندی از شبکه جهانی بی.بی.سی بودم. غلامرضا کیامهر

در سال‌های اخیر گزارش‌های بسیاری را درباره پیشرفت‌ها و دستاوردهای هندی‌ها در زمینه تکنولوژی IT و نرم‌افزارهای کامپیوتری شنیده و خوانده بودم و می‌دانستم که هندی‌ها همان طور که قرینه هالیوود آمریکا را با نام «بالیوود» برای صنعت سینمای خود تاسیس کرده و قصد تسخیر بازار فیلم‌های آمریکایی را دارند، عزم خود را برای تبدیل کشور خود به رقیب دره سیلیکون کالیفرنیا در زمینه تکنولوژی ساخت تراشه‌ها و نرم‌افزارهای کامپیوتری جزم کرده‌اند. اما همواره از خود می‌پرسیدم کشور هند با نداشتن منابع نفت و گاز و داشتن بیش از یک میلیارد جمعیت اکثرا گرسنه و پاپتی چگونه خواهد توانست آن همه هدف‌های جاه‌طلبانه را جامه‌عمل بپوشاند.

با همه اینها با دو واقعیت بزرگ درباره هندی‌ها از دیرباز آشنا بودم و آن واقعیت‌ها در سفری که برای تحقیق درباره وضعیت بازار کار در زمان نخست‌وزیری مرحوم بانو «ایندیرا گاندی» انجام دادم بر من مکشوف شد.

یکی از آن واقعیت‌ها روح صبور و بسیار قناعت‌پیشه مردم هند، اعم از هندو و بودایی و مسلمان و دیگری عطش سیری‌ناپذیر جوانان هندی برای کسب علم و تخصص از راه تحصیلات دانشگاهی تا بالاترین مراحل.

اما برخلاف کشور ما هدف هندی‌ها از گرفتن مدارک دانشگاهی چیزی در حد یک الزام و یک فریضه ملی است و یک جوان هندی هرگز به سودای استخدام شدن در یک اداره دولتی یا غیردولتی، عمر خود را صرف تحصیل و گرفتن مدارک دانشگاهی نمی‌کند و یا مدرک تحصیلات دانشگاهی خود را به عنوان سند افتخار به رخ این و آن نمی‌کشد، چون کیش مدرک‌ستایی‌ جایی در فرهنگ اجتماعی هندی‌ها ندارد. این واقعیت را زمانی بیشتر دریافتم که با خواندن یک آگهی استخدام در یکی از روزنامه‌های دهلی‌نو خود را به محل موعود رساندم و در آنجا با انبوهی از جوانان پاپتی که اکثرشان پیراهن‌هایی بلند بر تن و صندل‌هایی ارزان‌قیمت بر پا داشتند روبه‌رو شدم.

در نگاه اول کسی نمی‌توانست باور کند که آن جوان‌های سیه‌چرده استخوانی اصلا سواد داشته باشند. اما وقتی به میان آنها رفتم و با چند تایی از جوان‌ها گفت‌وگو کردم وجودم از حیرت لبریز شد. چون تقریبا تمامی جوان‌های طرف گفت‌وگو با من دارای مدارک دکتری در رشته‌های گوناگون دانشگاهی بودند و مبالغی را که به عنوان حقوق ماهانه پیشنهادی در برگه‌های تقاضای استخدام درج کرده بودند، در مقایسه با حقوق و دستمزدهای آن روزگار کشور ما، کمتر از دستمزد یک کارگر ساده بود. آن روز اقتصاد هند به شیوه سوسیالیستی اداره می‌شد، اما اقتصاد سوسیالیستی هند در بطن خود چنان شرایط مساعدی را برای تحصیلات رایگان جوانان هندی از دبستان تا دانشگاه فراهم ساخت که محصولات آن در اقتصاد نسبتا آزاد امروز هند در کسوت مردانی با تخصص‌های بالا فرصت یافته‌اند تا در مقام کارآفرینانی خوش فکر و با انگیزه در اقتصاد به سرعت روبه توسعه‌ هند به ابقای نقش بپردازند و گفت‌وگوی آن روز خبرنگار شبکه جهانی «بی‌بی‌سی» با یکی از همان کارآفرینان در شهر بنگلور بود که رویای تبدیل شدن به دره سیلیکون و مرکز صنایع IT جهان برای هند دارد در آنجا تحقق پیدا می‌کند.

محل انجام گفت‌وگو کاخ باغ بسیاری بزرگ و مصفایی بود با چندین استخر شنا و آبنماهای زیبا، زمین سرسبز گلف، زمین‌های تنیس و باغچه‌های مملو از انواع گونه‌های گل و گیاه متعلق به اقلیم‌های چهار گوشه جهان، که گردآوردن تمامی آنها در یک مکان و در یک اقلیم واحد آب و هوایی، خود یک شگفتی بزرگ بود و ناگفته پیدا بود که چه هزینه هنگفتی صرف احداث آن کاخ باغ رویایی شده است. در گوشه و کنار کاخ باغ، چندین ساختمان با سبک‌های متنوع معماری و با روبناهای رنگین و چشم‌نواز به چشم می‌خورد که ترکیب آن بناها با استخرها و آبنماها و زمین‌های گلف و تنیس و باغچه‌های پر گل و گیاه، همگی نمادی از فضای یک اشرافیت محض را در ذهن بیننده تداعی می‌کرد، اشرافیتی که مشابه آن را تنها در کاخ‌های افسانه‌ای شاهان قدیم و ماهاراجه‌های هند و بعضا در مقیاسی کوچک‌تر در چاردیواری محل سکونت برخی از صاحبان ثروت و مکنت در ایران امروز خودمان می‌توان سراغ گرفت. در کنار یکی از باغچه‌های پر گل و گیاه کاخ باغ، شانه به شانه گزارشگر بی‌بی‌سی مرد سیه چرده میان سالی با جثه‌ای نسبتا ریز در قد و قواره اکثریت شهروندان هندی ایستاده بود که گزارشگر بی‌‌بی‌سی او را بنیانگذار و مالک یکی از بزرگ‌ترین موسسات صنایع نرم‌افزارهای هند معرفی کرد. برای لحظاتی این تصور در ذهن من بیننده به وجود آمد که آن کارآفرین هندی ایستاده در وسط آن کاخ باغ باشکوه و رویایی نماینده نسل تازه‌ای از مهاراجه‌های هندی است که اینک در کسوت کارآفرینان صنعتی در جامعه هند ظهور کرده‌اند. اما زمانی که گزارشگر بی‌‌بی‌سی توضیح داد که آن کاخ باغ نه محل سکونت که مرکز موسسه صنعت نرم‌افزاری متعلق به آن کارآفرین هندی است، حیرتی از نوعی دیگر به من دست داد، چه میان آن کاخ باغ رویایی و روح‌نواز با آنچه که ما ایرانی‌ها از محل کار و کارخانه و واحد صنعتی و تولیدی می‌شناسیم، جز در مواردی استثنایی کم‌ترین شباهتی به چشم نمی‌خورد. برای پرهیزی از اطاله کلام، چکیده ترجمه متن گفت‌وگوی گزارشگر بی‌‌بی‌سی با کارآفرین مورد بحث هندی به شرحی است که خواهد آمد:

شما از چه زمانی وارد فعالیت در زمینه صنعت نرم‌افزاری شدید؟

من کار خودم را حدود ۲۵ سال پیش با ۲۵۰دلار سرمایه شروع کردم و در حال حاضر موسسه من سالی ۵/۲میلیارد دلار فروش دارد.

با یک چنین درآمدی باید حقوق ماهانه بسیار هنگفت و زندگی پر زرق و برقی داشته باشید؟

حقوق سالانه‌ای که من از موسسه متعلق به خودم دریافت می‌کنم حدود ۵۰هزار دلار است که در مقایسه با سطح درآمد اکثریت مردم هند حقوق بسیار خوبی است ضمن آنکه زندگی شخصی و خانوادگی من به هیچ وجه پر زرق و برق نیست و در حد یک زندگی نسبتا خوب و مرفه است.

دلیل دریافت این مقدار حقوق سالانه و این نحوه زندگی چیست؟

ببینید، هند هنوز یک کشور فقیر است و اکثریت مردم هند در فقر زندگی می‌کنند. بنابراین زندگی ما کارآفرینان باید به گونه‌ای باشد که در مردم هند نسبت به ما انزجار ایجاد نکند، ما نباید طوری زندگی کنیم که فاصله طبقاتی موجود در هند بیش از آنچه هست جلوه کند، ‌ما حق نداریم ثروت خود را به رخ مردم بکشیم و میان خود و مردم از نظر روحی فاصله ایجاد کنیم. من عقده ثروت‌اندوزی ندارم، چون می‌خواهم در جامعه‌‌ای که اکثریت مردم آن هنوز در فقر به سر می‌برند با سربلندی و آسودگی خاطر زندگی کنم.

از چه طریقی می‌توان فقر را در هند ریشه‌کن کرد؟

تنها راه ریشه کردن فقر و ارتقای سطح زندگی مردم هند ایجاد اشتغال برای آنها است و برای ایجاد اشتغال باید فرهنگ کارآفرینی را در هند هرچه بیشتر تقویت کنیم. ما وارث یک اقتصاد سوسیالیستی هستیم که تعاونی‌ها در آن نقش مهمی داشتند. تعاونی‌ها تا حدودی موفق بودند ولی اقلیتی از مسوولان تعاونی‌ها با خلافکاری و فسادهای مالی چهره نظام تعاونی را در کشور ما مخدوش کردند. اقتصاد سوسیالیستی که چندین دهه بر هند حاکم بود، مردم هند را هر روز فقیرتر کرد و سرانجام شکست خورد و ما حالا وارد فضای یک اقتصاد نسبتا آزاد و مبتنی بر سرمایه‌داری شده‌ایم. اما نظام سرمایه‌داری ما از نوع خاص هند است و همراه با عواطف انسانی است به نحوی که بتواند در میان اکثریت مردم هند مقبولیت پیدا کند. من هیچ وقت فراموش نمی‌کنم که روزگاری کارم را با یک سرمایه ۲۵۰ دلاری شروع کردم و حالا به عنوان یک کارآفرین موفق و بزرگ باید هدف اصلی من کمک به توسعه اقتصادی و تامین خوشبختی برای هموطنانم باشد، چون همه خوشبختی‌ها نباید در وجود من و خانواده‌ام خلاصه شود.

موفقیت کارآفرینان هندی را مدیون چه عواملی می‌دانید؟

اکثر کارآفرینان هندی روحیه‌ای شبیه به من دارند. نیروی انسانی برای ما بزرگ‌ترین و اصلی‌ترین سرمایه محسوب می‌شود. ما برای جلب رضامندی و حسن وفاداری سازمانی نیروی انسانی خود اهمیت زیادی قایل هستیم، چون اعتقاد داریم بدون در اختیار داشتن نیروی انسانی توسعه یافته، خوش فکر، سالم و باانگیزه که از درجه بالای حسن وفاداری سازمانی برخوردار باشد، نمی‌توانستیم به پیشرفت‌های امروز دست پیدا کنیم. ما به امر آموزش نیروی انسانی خود بسیار اهمیت می‌دهیم و همین موضوع سبب شده تا موسسات بزرگ صنایع نرم‌افزاری و IT از آمریکا و کانادا و کشورهای اروپایی مهندسان و کارکنان خود را برای آموزش و کارورزی به موسسه ما اعزام کنند.

باغ بسیار مصفا و پر گل و گیاه شما شباهت چندانی به یک موسسه تحقیقاتی، صنعتی ندارد.

بله نظر شما کاملا درست است. من اعتقاد زیادی به تاثیرات روحی و روانی شرایط محیط کار بر شادابی و افزایش سطح بهره‌وری کارکنان دارم. ببینید اینجا یک مرکز بزرگ تحقیقاتی، صنعتی HI - TECH است و مغزهای بسیار بزرگ و باارزشی در آن به‌کار مشغولند. خروجی این مغزها هم محصولات بسیار پیچیده و پیشرفته‌ای است. بنابراین باید در محیط کار شرایطی را فراهم سازیم که صاحبان این مغزها بتوانند در فواصل ساعت‌های کاری یا بعد از پایان کار روزانه قدری استراحت و تمدد اعصاب کنند و یا اگر مایل باشند به سرگرمی‌ها و ورزش‌های مورد علاقه خود بپردازند. در واقع ما با هزینه‌ای که صرف ایجاد چنین محیطی کرده‌ایم، هم سطح بهره‌وری کارکنان و هم کیفیت تولیدات و هم بازار فروش خود را افزایش داده‌ایم.

نتیجه‌گیری

خوشبختانه این نوع تفکر کارآفرینی در کشور ما هم در حال شکل گرفتن است، اما باید بپذیریم که کارآفرینان ما برای رسیدن به سطح تفکر این کارآفرین هندی راه نسبتا طولانی در پیش دارند. واقعیتی که کارآفرینان ما نباید از نظر دور داشته باشند این است که در کشوری چون هند با جمعیتی افزون بر یک میلیارد و ۱۰۰میلیون نفر و محروم از منابع سرشار نفت و گاز، کارآفرینی آن هم از نوعی که گزارشگر بی.بی.سی به بینندگان این شبکه خبری معرفی کرد، به‌مراتب دشوارتر از ایران است. اما همه صاحب‌نظران برجسته جهانی اتفاق‌نظر دارند که هند به کمک عزم راسخ و اندیشه والای همین کارآفرینان طی یک دهه آینده به یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی و صنعتی جهان به‌خصوص در زمینه تکنولوژی نرم‌افزاری و IT مبدل خواهد شد و ای‌بسا در این زمینه از آمریکا هم پیشی خواهد گرفت. مسلما یکی از پیش‌نیازهای اصلی گسترش و تقویت فرهنگ کارآفرینی در کشور ما مساعدسازی محیط کسب و کار برای کارآفرینان و روان‌سازی امر سرمایه‌گذاری‌های مفید و مولد است، اما بی‌تعارف باید بگوییم که به موازات ایجاد چنین محیطی طرز تفکر کارآفرینان ما نیز نسبت به مقوله موفقیت و کسب درآمد و ثروت باید دستخوش یک تحول بنیادین شود.

Kiamehr@Hotmail.com

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن