الزامات نگرش عدالتمحور در رابطه رسانه و اقتصاد
رضا نیکدل
وجود رسانهها و شبکههای اجتماعی از جمله نیکبختیهای انسان مدرن است زیرا این امکان را فراهم میکند که بخشهای مختلف اجتماع با گذر از دوران مونولوگ، امکان دیالوگ با یکدیگر را داشته باشند و تریبونی برای اظهار عقاید در دسترس همه باشد. این مساله امر مبارکی است به شرطی که ابزار مدرن در بستر و فرهنگ مدرن قرار بگیرد وگرنه این شرایط میتواند به عاملی برای تشدید همه آن چیزهایی تبدیل شود که عناصر اصلی توسعه را تحت الشعاع اثرات منفی خود قرار میدهد.یکی از مفاهیمی که در بستر
توسعه نیافتگی رسانهای میتواند باعث پسرفت شود مفهوم «عدالتجویی» است. جامعه امروز ایران تشنه عدالت است و مشکلات اقتصادی این مطالبه را به اولویت اول جامعه تبدیل کرده است. جامعه خواستار شفافیت و عدالت در همه چیز بالاخص عدالت در توزیع و تخصیص منابع است اما هرگاه این مفهوم از فیلتر اظهارنظر کارشناسی و منصفانه و حرفهای عبور نکند همین مفهوم عدالت، در فضایی عوامفریبانه به ابزاری برای انحراف افکارعمومی جویای عدالت تبدیل میشود یا برای تخریب توسعه و کارآفرینی و سرمایهگذاری مورد استفاده قرار میگیرد. این روزها کم نیستند سایتها و کانالهای تلگرامی یا اکانتهای توییتری که صرفا برای جلب توجه کاربران و بدون هیچ اطلاعی از جزئیات یک امر، چنان به تحریک احساسات یا تخریب افراد حقیقی و حقوقی فعال در بخشهای اقتصادی کشور مشغولند که عملا به مراکز ایجاد تنش و ارائه اطلاعات غیردقیق تبدیل شدهاند و در سایه فقدان اطلاعرسانی دقیق و شفاف، یک تنه از ابهامها و نارضایتیها برای جهت دادن افکارعمومی به مسیر اشتباه سوءاستفاده میکنند. این درست است که اقتصاد امروز ایران از ضعفها و چالشها و البته فشارهای بسیاری در رنج است و تولید و ارائه خدمات و حتی حوزههایی مانند بورس نیزاز این وضعیت تاثیر منفی گرفتهاند اما به هر روی در همین شرایط نیز کارآفرینان، سرمایهگذاران یا بانکهایی هستند که چراغ فعالیتهای اقتصادی و کارآفرینی و افزایش سرمایه را همچنان روشن نگاه داشتهاند با این وجود حتی این بخش از اقتصاد نیز در جو مبارزه با مفاسد و بدبینیهای بهوجود آمده نسبت به برخی تخلفات، با چوب تخریب رانده میشود به نحویکه گویی سرمایهگذاری و کارآفرینی و ایجاد ارزش افزوده بالمآل امری مذموم و شایسته ملامت و تخریب است. حمله به هرنوع ساختوساز، هرنوع کارآفرینی و هر سرمایهگذاری به ظن اینکه لامحاله تخلفی صورت گرفته است یا زیر سوال بردن آن با مغالطههای به اصطلاح فرهنگی و فلسفی ملهم از نگاه ضدتوسعه، در هیچ جای جهان مرسوم نیست. برای نمونه اینکه یک بانک سپرده مشتریانش را دربخشی سود ده سرمایهگذاری کرده است و بدینوسیله هم ارزش افزودهای حاصل آمده و هم کارآفرینی صورت گرفته است و هم آمادگی حضور در بورس رابه شکل سهامی عام، دارد، اتفاق مبارکی است که با نگاهی کلان نگر و محاسبه دقیق آغاز و انجام سرمایه قابل دفاع است بالاخص اینکه ماحصل این سرمایهگذاریها هم به جذب گردشگر و ممانعت ازخروج ارز منجر میشود و هم میتواند جلوهای از توانمندی نیروهای داخلی در شرایط تحریم باشد اما روایت تقطیع شده امثال این مساله در فضای مجازی و تلفیق تحریفآمیز گزارههای مختلف و بعضا دروغین در بستر مشحون از بدبینی جامعه همان پروسه خطرناکی است که ریسک هرگونه فعالیت اقتصادی را بالا میبرد و مصداق بر شاخه نشستن و بن بریدن است. از یاد نبریم که سرمایه و سرمایهگذاری و فعالیت اقتصادی در نهایت امر لازمه پویایی جامعه است. نگاه چپ و تندروانه به هرچیزیکه مربوط به فعالیتی اقتصادی است، آفتی است که چندین دهه دامن نگاههای اقتصادی در سپهر ایرانی را گرفته است. سرمایه مولد و فعالان اقتصادی حقیقی و حقوقی که ریسک عمل در چنین وضعیتی را به جان میخرند نباید بیش از این خود را در معرض انواع هجمهها ببینند. تامین معیشت و رفاه و اجرای عدالت، قبل از هرچیز نیازمند نگاه همسو با توسعه و تسهیل جریان سرمایهگذاری و تولید و ارائه خدمات است نه غوغا و ایجاد فضایی هیجان زده که بر طبل هیجان و تحریک اقشار ضعیف جامعه بکوبد و حتی در شفافیت یا کارآفرینی و افزایش سرمایهای که در نهایت مردم را منتفع میسازد، بهدنبال ردپایی برای توجیه تخریب فعالان اقتصادی باشد. این مهم اگرچه در فضای ملتهب و متلاطم اقتصادی سخت و دیرهنگام درک میشود اما بی اعتنایی به آن به قیمت خاموش کردن بارقههایی است که میتواند امید را در بازار کساد اقتصادی روشن نگاه دارد. عدالتجویی غوغای عدالت و مسدود کردن شریانهای اقتصادی یک جامعه به بهانه برابری نیست بلکه میتواند به این معنا باشد که جامعه به سمت نگاه توام با انصاف و عدالت به مقوله حیاتی سرمایهگذاری و کارآفرینی نیز رهنمون شود.