فرمول ایران برای پایان جنگ

اظهارات روز یکشنبه محمدباقر قالیباف و سید عباس عراقچی مذاکره‌کنندگان ارشد ایران تصویری نسبتا روشن از رویکرد تهران در شرایط کنونی ترسیم می‌کند؛ شرایطی که در آن، از یک‌سو نشانه‌هایی از باز بودن مسیر دیپلماسی و امکان شکل‌گیری مذاکرات برای پایان جنگ دیده می‌شود و از سوی دیگر، تحرکات نظامی و آرایش آمریکا در منطقه، احتمال از سرگیری درگیری را همچنان به‌عنوان یک سناریوی جدی روی میز نگه داشته است. نکته مهم در مواضع این دو مقام آن است که برخلاف تصور دوگانه‌انگارانه از جنگ و مذاکره، تهران این دو مسیر را نه متضاد، بلکه مکمل یکدیگر معرفی می‌کند.

رئیس مجلس شورای اسلامی روز یکشنبه در نطق پیش از دستور خود، با صراحت بر همین رویکرد تاکید کرد و گفت: «هم می‌جنگیم و هم مذاکره می‌کنیم.» او با اشاره به راهبرد اقتدار و عقلانیت، تاکید کرد که ایران نه دچار هیجان‌زدگی می‌شود و نه مرعوب فشارهای طرف مقابل خواهد شد. به گفته رئیس مجلس، جمهوری اسلامی ایران هم با تمام توان در میدان نبرد نظامی حضور دارد و طرف مقابل را با شگفتی‌های جدید مواجه خواهد کرد و هم از ابزار دیپلماسی برای تثبیت برتری خود در میدان نظامی و تامین حقوق ملت ایران بهره می‌گیرد.

قالیباف همچنین با یادآوری اینکه «کسی در میدان مذاکره پیروز است که خود را برای جنگ آماده کرده باشد»، آمادگی نظامی را یکی از الزامات موفقیت دیپلماتیک دانست. او در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به تنگه هرمز تصریح کرد که تا زمان تحقق هفت شرط ایران بر اساس تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، این تنگه باز نخواهد شد. این موضع نشان می‌دهد که تهران قصد ندارد بدون دریافت تضمین‌ها و تحقق مطالبات خود، به وضعیت پیشین بازگردد. قالیباف همچنین تاکید کرد که دوران فرسایش زمان و دیکته کردن مطالبات یک‌طرفه به پایان رسیده است.

در سوی دیگر، سید عباس عراقچی در جمع سفرای خارجی مقیم تهران نیز در اظهارات خود تصویری مشابه، با تاکیدی پررنگ‌تر بر ظرفیت دیپلماسی ارائه کرد. وزیر امور خارجه با اشاره به حضور فعال ایران در مجمع عمومی سازمان ملل گفت که جمهوری اسلامی همچنان برای یافتن راه‌حلی مسالمت‌آمیز جدی است. او تاکید کرد همان‌طور که ایران در دفاع از خود جدی است، در پیشبرد دیپلماسی نیز محکم و مصمم عمل می‌کند. عراقچی با ترسیم دو مسیر پیش روی آمریکا، هشدار داد که در صورت انتخاب مجدد گزینه نظامی، این کشور با پاسخی محکم‌تر از گذشته مواجه خواهد شد؛ اما اگر مسیر دیپلماسی را انتخاب کند، ایران همچنان آماده دستیابی به راه‌حلی عادلانه و شرافتمندانه برای پایان جنگ است. او همچنین با رد کارآمدی گزینه نظامی و تشدید تحریم‌ها، مذاکره مبتنی بر عدالت، انصاف و عزتمندی را تنها راه رسیدن به راه‌حل نهایی دانست و ابراز امیدواری کرد که واشنگتن مسیر خرد و عقلانیت را انتخاب کند.

دو وجه یک راهبرد

مرور این اظهارات نشان می‌دهد که پیام مشترک قالیباف و عراقچی را باید در چارچوب یک راهبرد دو وجهی فهم کرد؛ راهبردی که در آن، آمادگی برای جنگ قرار نیست جایگزین دیپلماسی شود و باز بودن مسیر مذاکره نیز به معنای کاهش آمادگی دفاعی نیست. در واقع، تهران می‌کوشد به طرف مقابل نشان دهد که نه می‌توان با تهدید نظامی آن را به پذیرش مطالبات یک‌طرفه وادار کرد و نه می‌توان با طولانی کردن روند مذاکرات، زمان را به ابزاری برای فرسایش و تحمیل شرایط تبدیل کرد.

تاکید قالیباف بر تعیین تکلیف شروط هفت‌گانه و وضعیت تنگه هرمز، از یک‌سو و تاکید عراقچی بر آمادگی برای راه‌حل دیپلماتیک، از سوی دیگر، بیانگر آن است که مساله صرفا آغاز یا توقف مذاکرات نیست؛ بلکه موضوع اصلی، دستیابی به چارچوبی است که بتواند به جنگ پایان دهد و از بازتولید چرخه درگیری جلوگیری کند. به همین دلیل، همزمانی پیشنهادهای دیپلماتیک با شکل‌گیری آرایش نظامی را نباید لزوما نشانه تناقض دانست؛ این دو می‌توانند دو ابزار برای مدیریت یک وضعیت پرتنش باشند. با این حال، نکته تعیین‌کننده این است که هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند صرفا با اتکا به فشار نظامی یا کش دادن روند دیپلماسی، به نتیجه‌ای پایدار دست یابد. ادامه جنگ، هزینه‌های انسانی، اقتصادی و امنیتی را افزایش می‌دهد و مذاکره فرسایشی نیز می‌تواند به میدان دیگری برای استمرار تقابل تبدیل شود.

در چنین شرایطی، فرمول مناسب برای هر دو طرف نه ادامه جنگ و نه گرفتار شدن در مذاکرات بی‌پایان، بلکه انعطاف‌پذیری واقع‌بینانه برای پایان دادن به جنگ است. انعطاف‌پذیری در این معنا نه عقب‌نشینی از حقوق و مطالبات است، نه نشانه فقدان اراده دفاعی و نه به معنای کنار گذاشتن آمادگی برای مواجهه نظامی؛ بلکه پذیرش این واقعیت است که هدف نهایی باید پایان دادن به جنگ باشد، نه تبدیل آن به وضعیتی دائمی که تنها شکل تقابل در آن تغییر می‌کند. دیپلماسی زمانی موفق خواهد بود که از ابزار فرسایش به مسیر دستیابی به توافق تبدیل شود و آمادگی نظامی نیز به جای آنکه مقدمه دور تازه‌ای از جنگ باشد، پشتوانه‌ای برای رسیدن به صلحی پایدار و قابل اتکا قرار گیرد.