راه ترامپ برای توافق با ایران

 این مجله در ادامه عنوان کرد که محاصره‌های متقابل ایالات متحده و ایران، تنگه هرمز را تقریبا به روی تمام ترافیک دریایی بسته و حدود ۱۴‌میلیون بشکه در روز نفت خلیج فارس را از بازارهای جهانی حذف کرده است. با وجود هفته‌ها حملات هوایی، جمهوری اسلامی همچنان پابرجا و مقاوم است. در عین حال، تبادلات دیپلماتیک با میانجی‌گری پاکستان ادامه دارد و مقامات آمریکایی و ایرانی گفته‌اند که توافقی در حال انجام است. اما مواضع مذاکره‌کنندگان ایالات متحده و ایران همچنان از هم فاصله زیادی دارد.

درک واقعیت‌های استراتژیک

در ادامه گزارش فارن افرز آمده است: برای رسیدن به توافق، ترامپ ابتدا باید خواسته‌های خود را با واقعیت استراتژیک که اکنون به نفع ایران است، مطابقت دهد. این به معنای کنار گذاشتن مواضع حداکثری در مورد برنامه هسته‌ای ایران و کنار گذاشتن هرگونه امید برای اعمال محدودیت بر قابلیت‌های موشکی ایران یا حمایت از نیروهای نیابتی برای همیشه است. برای پایبندی به یک توافق، ترامپ همچنین باید با مشکلی که توسط اقدامات ایالات متحده در ۱۸ ماه گذشته ایجاد شده است، دست و پنجه نرم کند: فقدان تضمین‌های معتبر. سوق دادن ایران به سمت توافق، به چیزی بیش از تهدیدهای نظامی نیاز دارد. این امر همچنین مستلزم متقاعد کردن ایران به این نکته بوده که با همکاری با خواسته‌های ایالات متحده و کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود، می‌تواند از تجاوزهای آینده ایالات متحده و اسرائیل جلوگیری کند.

ترامپ با حمله به ایران در طول مذاکرات و پرداختن به لفاظی‌های حداکثری آنلاین، مانند تهدید او برای محو «کل تمدن»، قابلیت واشنگتن را برای چانه‌زنی به طور فزاینده‌ای کاهش داده است. گرچه هنوز مسیر باریکی برای رسیدن به توافق وجود دارد، اما این امر مستلزم امتیازدهی ایالات متحده، هم در مورد تنگه هرمز و هم در مورد پرونده هسته‌ای، خواهد بود. تضمین‌های لازم و معتبر می‌توانند به اشکال مختلفی ارائه شوند، از جمله یک فرآیند مرحله‌ای که وضعیت تنگه هرمز را از مذاکرات هسته‌ای جدا می‌کند و به ایران برای پیشرفت در هر یک از این دو موضوع یا برای همکاری با ضامن‌های شخص ثالث مانند آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پاداش می‌دهد.

فارن افرز در ادامه نوشت: این نوع توافق ممکن است برای ترامپ ناخوشایند باشد، اما در این برهه زمانی، واشنگتن تنها با گزینه‌های بد روبه‌رو است؛ بن‌بستی نامحدود بر سر تنگه هرمز، تنها موقعیت چانه‌زنی کاخ سفید را تضعیف می‌کند، زیرا پیامدهای تاخیری حذف نفت خلیج فارس از بازارهای جهانی پیچیده و بدتر می‌شود. تشدید نظامی بیشتر از طریق حملات بیشتر نیز بعید است که ایران را وادار به تسلیم کند. در عوض، ایران احتمالا با هدف قرار دادن زیرساخت‌های نفتی خلیج فارس تلافی خواهد کرد و پس از تحریک چنین تشدیدی، ترامپ همچنان به یک توافق نیاز خواهد داشت و همان مشکل تضمین معتبر همچنان پا‌برجا خواهد بود. ترامپ می‌تواند به‌سادگی از توافق خارج شود، به حملات پایان دهد و منطقه را رها کند تا پیامدهای باقی‌مانده به‌تنهایی حل‌وفصل شود. اما این گزینه احتمالا از نظر سیاسی برای رئیس‌جمهوری که جلوگیری از ایران هسته‌ای را بخشی از شعار خود قرار داده است، کمترین گزینه قابل اجرا است.

رسیدن به یک توافق محدود و پایدار در حال حاضر که ایالات متحده را از باتلاق فعلی خارج می‌کند و از دورهای بعدی درگیری بین ایالات متحده، اسرائیل و ایران جلوگیری می‌کند، نتیجه‌ای است که کمترین ضرر را برای ترامپ به دنبال خواهد داشت، حتی اگر این امر مستلزم ارائه امتیازاتی باشد که برای ترامپ ناخوشایند تلقی می‌شوند. متاسفانه، این امتیازات بهای جنگی شکست‌خورده است که ایالات متحده را در شرایط بدتری نسبت به زمان آغاز آن قرار داده است.

گزینه‌های بسیار بد

فارن افرز در ادامه عنوان کرد که هر توافقی با تهران که شامل دادن امتیازاتی از سوی ایالات متحده باشد، قطعا با واکنش شدید حامیان سرسخت جنگ در واشنگتن مواجه خواهد شد که همچنان خواستار شرایط غیرواقعی و افراطی هستند. با این حال، چنین توافقی به طور قاطع خارج از دسترس است و اگر ترامپ به درخواست جنگ‌طلبان خود از پذیرش مصالحه امتناع کند، باید با گزینه‌های باقی‌مانده خود که هر کدام با خطراتی همراه است، روبه‌رو شود؛ از فاجعه اقتصادی گرفته تا آسیب به اعتبار و مسائل سیاسی.

یکی از گزینه‌های بد، گسترش محاصره ایالات متحده است به این امید که در نهایت ایران مجبور به پذیرش امتیازات بیشتر شود. اما چنین حرکتی بعید است موفق باشد و حتی ممکن است نفوذ ایالات متحده را در طول زمان تضعیف کند. شش هفته محاصره باعث ایجاد دشواری‌های اقتصادی برای ایران شده است، اما نتوانسته است به طور قابل‌توجهی موضع چانه‌زنی تهران را تغییر دهد. با وجود کاهش درآمدهای نفتی، ایران به نوعی فروپاشی اقتصادی که ترامپ پیش‌بینی کرده یا وضعیتی که مستلزم تسلیم باشد، نزدیک نمی‌شود، به‌ویژه با توجه به اینکه تهران این درگیری را یک مساله حیاتی برای خود می‌داند.

اگرچه ایران می‌تواند ادامه بن‌بست کنونی را تحمل کند، اما هزینه‌های یک ایستادگی نامحدود بر سر تنگه هرمز برای ایالات متحده و اقتصاد جهانی ممکن است به‌زودی به شدت افزایش یابد. طبق گزارش آژانس بین‌المللی انرژی، ذخایر نفتی جهانی که تاکنون از افزایش قیمت‌های شدید جلوگیری کرده‌اند، با سرعت بی‌سابقه‌ای در حال کاهش هستند و بازارهای جهانی تاکنون بیش از یک‌میلیارد بشکه تولید نفت خلیج فارس را از دست داده‌اند. کارشناسان صنعت هشدار می‌دهند که اگر تنگه هرمز پس از ژوئن بسته بماند، ذخایر نفتی جهانی به سطوحی بحرانی کاهش خواهد یافت و سبب خواهد شد که بازارها به‌سرعت قیمت‌ها را افزایش داده تا سیستم انرژی را حفظ کنند، امری که البته بی‌تردید اقتصاد جهانی را فلج خواهد کرد.

شکست خوش‌بینی‌های کاخ سفید

فارن افرز در ادامه نوشت هنگامی که ایالات متحده در ۲۸ فوریه، در بحبوحه مذاکرات جاری با ایران، عملیات خشم حماسی را آغاز کرد، دولت ترامپ معتقد بود که می‌تواند تهران را به توافقی بهتر از آنچه حاضر به پذیرش آن در میز مذاکره بود، وادار کند. اگرچه اهداف این عملیات از آن زمان تقریبا هر روز تغییر کرده است، اما آرزوی اصلی ترامپ تقریبا یکسان باقی مانده است: یک توافق هسته‌ای بهتر از هر آنچه تهران قبلا ارائه داده بود، از جمله برنامه جامع اقدام مشترک (که اکنون منسوخ شده است) یا همان توافق هسته‌ای دولت اوباما با ایران. ترامپ اکنون با یک نگرانی با اولویت بالاتر روبه‌رو است: بازگشایی تنگه هرمز که ایران از زمان شروع جنگ عملا آن را بسته نگه داشته است.

 امتیازات هسته‌ای که ترامپ انتظار داشت با حمله اولیه به ایران به دست آورد، در افق دیده نمی‌شود، آن هم به این دلیل ساده که موقعیت چانه‌زنی ایالات متحده اکنون بدتر از دوران پیش از جنگ است. ایران ثابت کرد که از آنچه رئیس‌جمهور آمریکا انتظار داشت، مقاوم‌تر است و امیدها را برای پیروزی سریع ایالات متحده، همچون مورد ونزوئلا، نقش بر آب کرد. علاوه بر این، این جنگ نشان داده است که قابلیت‌های موشکی و پهپادی ایران به این کشور قدرت نفوذ زیادی می‌دهد تا مانع از انتقال منابع حیاتی انرژی جهانی شود و خسارات دردناکی به تاسیسات نظامی ایالات متحده و کشورهای همسایه وارد کند.

فارن افرز همچنین عنوان کرد: ترامپ همچنین باید به طور معتبری به تهران اطمینان دهد که می‌تواند اسرائیل را از حمله به ایران در آینده بازدارد. این کار با توجه به نقش حیاتی که به نظر می‌رسد بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در تشویق ترامپ به حمله به ایران ایفا کرده است، دشوار است. معامله با ایران در شرایط فعلی برای بسیاری از مقامات آمریکایی که عادت دارند صرفا توافق‌های مطلوب واشنگتن را با محدودیت‌های اندک بر اقدامات ایالات متحده بپذیرند، ناخوشایند خواهد بود. اما پس از شروع یک جنگ نسنجیده و فاقد استراتژی خروج، این کم‌ضررترین و تنها گزینه عملی ترامپ برای متوقف کردن درد ناشی از زخمی است که در دوره دوم ریاست جمهوری او به دملی چرکین بدل شده است.