دکه - ۱۴۰۵/۰۳/۰۴
با شروع جنگ ظالمانه از اسفندماه گذشته، در اولین قدم محدودیت برای دسترسی شهروندان به اینترنت شکل گرفت که البته با توجه به شرایط جنگی و ترفندهای پیچیده دشمن امری معقول بود. محدود کردن دسترسی به فضای مجازی در دوماهونیم گذشته خسارت هنگفتی به کسبوکارهای متکی به اینترنت وارد کرده و مشاغل بسیاری را از بین برده یا در خطر قرار داده است. این مطلب توضیح میدهد که علاوه بر گسترش بیکاری و متضرر شدن بنگاهها، عدم امکان استفاده از فضای مجازی و دسترسی به اطلاعات علمی و پژوهشی دشواری بزرگی برای پژوهشگران و دانشگاهیان ایجاد کرده است و تشریح میکند: «محدودیت دسترسی به فضای مجازی موجب شده بسیاری از کاربران ایرانی که میتوانستند در مبارزات رسانهای به نفع کشورشان وارد شده و پیام این ملت مظلوم اما مقتدر و مقاوم را به گوش جهانیان برسانند، از این مبارزه برحق باز بمانند.چنین محدودیتی دشمنان را به این باور غلط میرساند که کشور چنان درگیر بحران است که اگر شهروندان به فضای مجازی دسترسی داشته باشند و اخبار و اطلاعات را از مسیری غیر از رسانههای رسمی دریافت کنند، سر به شورش خواهند برداشت. یک روز و حتی یک ساعت تاخیر در لغو محدودیتها خسارتی بزرگ به کشور وارد میآورد.»
روزنامه اطلاعات در آخرین شماره خود، روز گذشته به موضوع عدم حضور رهبر جدید انقلاب در برابر دوربینها و گمانهزنیهای مختلف در این خصوص پرداخته است. این روزنامه مینویسد: «پس از انتقال رهبری به آیتالله سید مجتبی خامنهای، شبکههای معاند با پروژهسازی مستمر، مساله فوت ایشان را دامن زدند. به عنوان مثال تحلیلگران اینترنشنال، تلاش میکنند این غیبت را معادل «مرگ» یا «ناتوانی کامل» رهبر جدید نشان دهند. اما واقعیت میدانی و گزارشهای متقن، تصویر دیگری را ترسیم میکنند: ترکیبی از مصدومیت بهبودیافته، ملاحظات امنیتی فوقسنگین و یک راهبرد حسابشده برای جلوگیری از نمایش ضعف در شرایط جنگی.» پروژه روانی-رسانهای دشمن؛ فراتر از یک شبکه: رسانههای معاند، از همان روزهای نخست، سناریوی «کشته شدن» را پیش کشیدند. اما نکته مهم اینجاست که حتی این رسانهها نیز نتوانستهاند هیچ سند یا مدرک مستقیمی دال بر مرگ ایشان ارائه دهند. اصرار گسترده بر مرگ رهبر جدید ایران، ریشه در یک پروژه راهبردی غربی دارد.