سالنامه ۵۰۰صفحهای «تجارت فردا» اکنون ضمیمه روزنامه «دنیایاقتصاد» ؛
سالنامه جامع اقتصاد
بازسازي ايران را از کجا شروع کنيم؟
فصلی هم با عنوان «ایده بازسازی ایران» گنجانده شده که بهطور مشخص مسیرهای نوسازی جامعه و نظام حکمرانی را ترسیم میکند.
همچنین، مطابق سنت سالهای گذشته، سه کتاب خواندنی در انتهای ویژهنامه در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است:
کتاب اول اقتصاد را به مدیران و کارآفرینان آموزش میدهد؛ کتاب دوم به تجربه تاریخی اصلاحات سیاسی و اقتصادی مبتنی بر اصل چهار ترومن میپردازد و کتاب سوم که برای مخاطبان جوانتر مناسب است، مفاهیم اقتصاد را به زبانی ساده توضیح میدهد.
بازسازی ایران را از کجا شروع کنیم؟
سال ۱۴۰۴ با همه فرازوفرودهایش به پایان خود رسید. تخریب زیرساختها و ساختمانها، فقط بخشی از حوادث این سال بدسگال بود. اعتماد عمومی آسیب دید، سرمایه اجتماعی تا حدی کاهش یافت و بنیانهای اقتصادی زیر فشار مجموعهای از بحرانهای داخلی و خارجی در هم شکست.
اکنون که در آستانه ورود به سال۱۴۰۵ قرار داریم، پرسشی جدی پیشروی جامعه و سیاستگذاران قرار دارد، آیا میتوان از دل این وضعیت پیچیده و دشوار، مسیری برای بازسازی و نوسازی ایران گشود؟ این پرسش صرفا اقتصادی نیست، بلکه پرسشی درباره آینده، نحوه اداره کشور و ظرفیت جامعه برای عبور از بحران است.
ممکن است این تحلیل را زمانی بخوانید که جنگ پایان یافته است؛ شاید هم زمانی خواننده این سطور باشید که هنوز جنگ به پایان نرسیده باشد. البته هیچ جنگی همیشگی نیست و روزی زمان بازسازی خرابیها فرا میرسد.
کشورها پس از دورههای تخریب ناشی از جنگ، ناگزیر وارد مرحلهای میشوند که در آن باید خرابیها را ترمیم کنند و زندگی اقتصادی و اجتماعی را دوباره سامان دهند. نمونه روشن آن در تاریخ معاصر، پایان جنگ ایران و عراق در تیرماه سال۱۳۶۷ بود. زمانی که کشور پس از سالها جنگ تحمیلی، وارد مرحلهای شد که در ادبیات سیاسی آن دوره، «بازسازی» نام گرفت و تلاش شد زیرساختهای اقتصادی و عمرانی کشور دوباره احیا شود.
مسعود نیلی روایت میکند که در پاییز سال۱۳۶۷ که جنگ پایان یافته بود، چگونه نخستین بحثهای جدی درباره مسیر بازسازی اقتصاد ایران، شکل گرفت. انتخابی میان بازسازی خرابیهای فیزیکی ناشی از جنگ یا اصلاح نظام حکمرانی. نیلی توضیح میدهد: «جنگ تمام شده بود و قرار بود برنامه پنجساله اول توسعه را تدوین کنیم. گزارشی تهیه کردیم که در آن رویکرد سیاستگذار و تصمیمگیرنده نسبت به مساله توسعه پس از جنگ را توضیح دادیم. در آن گزارش تاکید کردیم که کشور با یک انتخاب مهم مواجه است یا بازسازی فیزیکی تخریبهای ناشی از جنگ را مبنای کار قرار دهد یا بازسازی اقتصاد کشور را در اولویت بگذارد. در آن گزارش اشاره کرده بودیم که بازسازی اقتصاد کشور، بهطور طبیعی به بازسازی مناطق جنگی هم منجر خواهد شد، اما اگر تنها سراغ بازسازی فیزیکی برویم، مرتکب اشتباهی راهبردی شدهایم. بنابراین پیشنهاد کردیم که بازسازی سازوکارهای اقتصاد در صدر اولویتها قرار گیرد.»
متاسفانه این مسیر، مطابق توصیه اقتصاددانان پیش نمیرود و اگرچه در بازسازی خرابیها تا حدودی موفق عمل میشود، اما نسبت به بازسازی سیستم تصمیمگیری غفلت صورت میگیرد. نیلی میگوید: «امروز، پس از ۳۷سال، بار دیگر با مسالهای مشابه روبهرو هستیم؛ با این تفاوت که اکنون از آن با عنوان ضرورت بازسازی نظام حکمرانی یاد میشود. در واقع، یکی از ضعفهای اساسی ما از سال۱۳۶۷، یعنی مقطع پایان جنگ، تا امروز، ضعف در حکمرانی و سازوکارهای تصمیمگیری بوده است و امروز هم فکر میکنم آینده سرزمین ایران بهطور کامل وابسته به این موضوع است.»
تجربه بازسازی پس از جنگ نشان داد که توسعه پایدار فقط با ساختن جادهها، کارخانهها یا ساختمانها محقق نمیشود. زیرساختهای فیزیکی اگرچه برای بازگشت اقتصاد به وضعیت عادی ضروری هستند، اما بدون اصلاح سازوکارهای تصمیمگیری، سیاستگذاری اقتصادی و نحوه اداره نهادهای اقتصادی، نمیتوانند بهتنهایی مسیر توسعه را هموار کنند. اقتصاددانان معمولا تاکید میکنند که جنگها، انقلابها و بحرانهای بزرگ، فقط اتفاقاتی پرهزینه و ویرانگر نیستند و میتوانند فرصتی برای بازنگری در رویههای غلط گذشته باشند. لحظههایی که کشورها فرصت پیدا میکنند در شیوه اداره کشور، سیاستگذاری اقتصاد، نحوه تنظیم روابط دولت و جامعه و ساختارهای تصمیمگیری خود تجدیدنظر کنند. بسیاری از اصلاحات مهم در کشورها، دقیقا در دورههای پس از بحرانهای بزرگ شکل گرفتهاند. زمانی که هزینههای گذشته به اندازهای آشکار شده که جامعه و سیاستگذاران را به تغییر مسیر وادار کرده است. از این نظر، پرسش مهم این است که پایان این جنگ مخرب، چه معنایی برای آینده ایران خواهد داشت؟ آیا این پایان صرفا بهمعنای آغاز بازسازی فیزیکی شهرها، راهها و ساختمانهای تخریبشده است یا میتواند نقطه شروعی برای اصلاح در شیوههای حکمرانی و سیاستگذاری نیز باشد؟
پاسخ به این پرسش تعیین میکند که پس از پایان جنگ به تنظیمات کارخانه و وضعیت پیش از بحران بازمیگردیم یا از دل این تجربه دشوار، مسیری تازه برای نوسازی و اصلاحات اقتصادی گشوده میشود.