دولت تکلیف خود را با مطبوعات روشن کند
جلال خوشچهره روزنامهنگار
دولت باید تکلیف خود را با مطبوعات روشن کند. مطبوعات یکی از اصلیترین خاستگاههای انتخاباتی دولت در دوره ۱۱ و ۱۲ ریاستجمهوری بوده است. و تردیدی در آن نیست که رئیسجمهور حسن روحانی در کسب آرای انتخاباتی و نیز اجرا و تبیین برنامههای خود بهویژه در برجام و بحرانهای سیاسی_ اقتصادی متکی بر رسانهها بوده است که علاوهبر انجام رسالت رسانهای خود بسیاری از کاستیها در چگونگی اطلاعرسانی فعالیتهای دولتی را نیز بر عهده داشتهاند اکنون که کشور در وضعیت بیبدیلی در چهار دهه گذشته قرار دارد، وجود ارتباط و تعامل فعال با افکار عمومی از ضرورتهایی است که به موجب آن از یکسو دولت میتواند بهطور مستقیم با مردم ارتباط برقرار کند و در عین حال رسانهها به بازتاب رخدادها براساس منافع ملی و امنیتی بپردازند. اما بهنظر میرسد دولت بهویژه در دوره دوازدهم نسبت به اهمیت رسانهها و مواقعی که سبب میشود رسانههای داخلی در رقابت با همتایان بیرونی خود دچار کاستی شوند کم توجه است.
از همین رو در یک سال گذشته و بهویژه ماههای اخیر رسانههای داخلی بهویژه رسانههای مکتوب بهدلیل کمبود و عدم دسترسی به بدیهیترین ابزار خود که در واقع بخش بسیار اندکی از هزینهکردها را شامل میشود دستخوش بحرانی بیسابقه شده اند. تامین کاغذ برای مطبوعات مانند تامین زینک و جوهر در شمار ابزار کار رسانهها قرار دارد و کمبود آن سبب شده مطبوعات دچار وضعیت بغرنجی شوندکه دود آن بیشتر از هر چیز به چشم مردم و دولت میرود. مطبوعات چشمداشت سوداگرانهای به تمهیداتی که دولت میتواند برای آنها فراهم کند ندارند، بلکه خواست بزرگ مطبوعات منطقی کردن هزینه انتشار نشریاتی است که از یکسو به مطالبات افکار عمومی پاسخ دهد و از سوی دیگر قادر باشد در بزنگاههایی مشابه آن چه که اکنون در آن قرار داریم در خدمت به منافع ملی و روشنگری افکار عمومی عمل کند. بیتردید فقدان یا غیبت روزنامهها بیش از هر چیز و هر کسی نظام سیاسی را در انتشار و توزیع اطلاعات دچار مشکل میکند و فرصت را به منابعی خواهد داد که در وهله نخست از اعتبار لازم برخوردار نیستند. جامعه مطبوعاتی انتظار دارد دولت با نگاه به کار ویژههای رسانههای مکتوب که مهمترین شاخصه آنها در تمایز با دیگر رسانههاست در راستای سندیت و اعتبار اطلاعات توزیعی آنها بکوشد.