پیشنهاد تئاتر «خنکای ختم خاطره»

جنگ را با گوشت و پوستم حس کرده‌ام

شماره روزنامه: ۴۳۵۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۴۰۰۲۴۵ جمعه‌نامه

مریم بوبانی بازیگر

این روزها در نمایش «خنکای ختم خاطره» به نویسندگی حمیدرضا آذرنگ و کارگردانی حامد ادوای بازی می‌کنم. من به‌عنوان کسی که هنر را برای بیان آن چیزی که خواسته‌ام از دنیاست، یعنی یک دنیای بهتر، زیباتر و با آرامش، برگزیده‌ام هرجایی که محملی برای اعتراض نسبت به جنگ پیدا کنم بدون قید و شرط می‌پذیرم و انجامش می‌دهم. من مادر دو بچه‌ام، انسانم و زندگی می‌کنم و زندگی را مثل همه آدم‌ها دوست دارم و دلم می‌خواهد یک آرامش بر زندگی و حیات‌مان مستولی باشد و به همین دلیل بازی در نمایش «خنکای ختم خاطره» را پذیرفتم و هر کار دیگری را که در جهت تخطئه و مذموم بودن جنگ باشد با کمال میل می‌پذیرم.

جنگ را با گوشت و پوستم حس کرده‌ام

در سینما و به خصوص در تلویزیون هم آثاری که مستقیما جنگ را به‌عنوان چیزی که ویرانگر و خانمان‌برانداز است عنوان کنند، شاید از انگشتان یک دست هم تجاوز نکند. اگر در ایفای این وظیفه که دائم در حال قلقلک حافظه تاریخی توده‌های مردم باشیم برای اینکه به یاد بیاورند جنگ پدیده بسیار وحشتناک و بدی است، کوتاهی کنیم خیانت در حق بشریت است. من این مساله را یک اصل برای خودم می‌دانم و همیشه هم سعی کرده‌ام به آن بپردازم؛ در «خاک سرخ»، «گل‌های گرمسیری»، «جایی برای زندگی» و خیلی از کارهای دیگر تلاشم این بوده که در گوشه‌ای از کاری قرار بگیرم که در ته ماجرا ما دریافت درستی از ماجرای جنگ و تبعاتش داشته باشیم. این حتی در خیلی از نمایش‌هایی که کار کرده‌ام هم لحاظ شده و سعی کرده‌ام دست‌کم این ماجرا بخشی از قصه‌ای باشد که دارم روایت می‌کنم. من تمام هشت سال جنگ تحمیلی را در جنوب کشور زندگی و جنگ را با گوشت و پوست و استخوانم حس کرده‌ام و طبیعتا نسبت به نقش‌هایی که به این ماجرا مربوط می‌شود حساسیت بیشتری دارم. علاوه بر این چون در جنوب بزرگ شده‌ام با رفتارها، گویش و نوع برخورد مردم آن منطقه نسبتا آشنایی دارم. من در هشت سال جنگ در آبادان و اهواز بودم و روزی ۹۰ خمپاره در شهر می‌زدند. جنگ، برای ما تجربه‌ای بوده که روزانه از سر گذراندیم که هر لحظه در انتظار مرگ خودمان و شاهد مرگ دیگران بوده‌ایم؛ بنابراین روزگار خیلی خوشایندی نبوده و تبعاتش هم همچنان باقی است. این مختص جنگ ما هم نیست؛ تبعات جنگ‌های جهانی اول و دوم هم هنوز در جهان باقی است. بدترین بخش‌ آن این است که برای بشر هنوز این تبعات منفی تجربه نشده که دیگر تکرار نشود. هنوز هم هستند سیاستمدارانی که به خاطر منافع و شرایط خودشان زندگی بشر را به خطر می‌اندازند و در بوق جنگ می‌دمند و عین خیال‌شان هم نیست. البته که چقدر خوب بود که سیاستمداران می‌توانستند زبانی به غیر جنگ یا حداقل زبان دیپلماسی را بلد باشند اما متاسفانه بلد نیستند. از نوک قله آمریکا تا بورکینافاسو به دلیل منافعی که دولتمردان و سیاستمداران دارند جنگ همیشه هست؛ به دلیل اینکه زرادخانه‌ها دائم مشغول اسلحه‌سازی‌اند و این اسلحه‌ها باید بالاخره در یک‌ جایی فروش برود و چه جایی بهتر از خاورمیانه؟ این برای من خیلی ارزشمند است که عوامل نمایش «خنکای ختم خاطره» آنقدر شرافت انسانی‌شان بالاست که به مساله جنگ و تبعات منفی آن می‌پردازند و این مساله را درک می‌کنند و بدون اینکه خودشان در کوران ماجرا بوده باشند به مذموم بودن این ماجرا مهر تایید می‌زنند.

photo_2015-11-26_11-22-30

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن