تبدیل مرکز تحقیقات محلی به منطقهای خلیجفارس
ندا گنجی<br>سیدمحمد باقر نبوی، که نامش با «معاونت» دریایی سازمان «حفاظت محیط زیست» گره خورده پس از مدتها سکوت، خبرهای خوشی برای رسانهها دارد: «به زودی پیشنهاد تبدیل مرکز تحقیقات محلی جزیره هرمز به مرکز تحقیقات منطقهای از سوی نمایندگان ایرانی در اجلاس وزیران ۸کشور حاشیه خلیجفارس مطرح میشود».
ندا گنجی
سیدمحمد باقر نبوی، که نامش با «معاونت» دریایی سازمان «حفاظت محیط زیست» گره خورده پس از مدتها سکوت، خبرهای خوشی برای رسانهها دارد: «به زودی پیشنهاد تبدیل مرکز تحقیقات محلی جزیره هرمز به مرکز تحقیقات منطقهای از سوی نمایندگان ایرانی در اجلاس وزیران ۸کشور حاشیه خلیجفارس مطرح میشود». هر چند نبوی تاکید میکند موافقت ضمنی این تبدیل را از رییس راپمی «سازمان حفاظت محیطزیست دریایی خلیج فارس» گرفته است، اما به زعم کارشناسان زیستمحیطی کشور احتمال پذیرفتن آن از سوی اعضای کنوانسیون راپمی «ضعیف» است.
از این جهت که چنین مرکزی نیازمند تجهیزات نمونهبرداری و آزمایشگاههای مدرن است و همچنین کارشناسانی که قادر باشند این تجهیزات را به کار گیرند.
اما مرکز تحقیقات محلی که در حال حاضر در جزیره هرمز فعالیتهای مطالعاتی را به انجام میرساند، برای رسیدن به سطح استانداردها مسافتی طولانی را باید طی کند. اینها اظهارات سعید حسینی است که ۲۵سال مرجع ملی «راپمی» در ایران بوده است.
او که پست مدیر کل دریایی سازمان حفاظت محیطزیست در دوران اصلاحات را نیز در اختیار داشته، بر این باور است که ایران برای جلب موافقت کشورهای حاشیه خلیجفارس باید به بضاعت خویش بیافزاید تا بتواند در عرصه رقابت پیشتاز باشد.
البته با یک حساب سرانگشتی هزینهای که ایران را صاحب آزمایشگاههایی مدرن میکند چیزی بین ۲۰ تا ۵۰میلیون دلار برآورد میکند.
اگرچه ایران در زمینه «دقت» تحقیقات محلی، همواره تحسین نمایندگان «راپمی» را برانگیخته است و مطالعات زیستمحیطی دریایی که در حوزه خلیجفارس انجام داده شاید برجستهتر از سایر کشورهای اطراف آن بوده باشد، اما اگر ایران صاحب چنین مرکزی شود، این مرکز منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بسیاری نیز برای کشور به ارمغان خواهد آورد.
به طوری که حسینی با اشاره به شیطنتهای اخیری که برخی از کشورها مرتکب آن شدند و خلیجفارس را با نام جعلی آن بهکار بردند، میگوید: «بیشک توسعه این مرکز میتواند در خنثی کردن این شیطنتها موثر باشد، از این رو که نتیجه تحقیقات زیستمحیطی ایران از خلیجفارس بر روی تمام سایتها و مجلات قرار میگیرد و این نتایج مرجع مطالعاتی کشورهای دنیا
خواهد شد.
انعکاس نام «خلیجفارس» در گزارشهای تهیه شده، از سوی ایران بسیار تاثیرگذار خواهد بود و این خود به تنهایی ارزش بالایی برای سرمایهگذاری دارد.»
او در ادامه میافزاید: «از سوی دیگر این تحقیقات در راستای جذب منافع اقتصادی نیز پراهمیت مینمایاند و به بهرهبرداری مطلوب از منابع آبزی میانجامد. البته نباید فراموش کرد که مقدمه بهرهبرداری اقتصادی از آبزیان شناخت است و لازمه شناخت نیز
تحقیق».
حسینی تنگه هرمز را در زمینه مسائل زیستمحیطی و استراتژیک حایز «اهمیت» ویژهای میداند: «اگر تنگه هرمز نبود خلیجفارس به سبب آلودگی بیش از حدش به بحرالمیت تبدیل میشد. چراکه سالانه حدود یک و نیم میلیون بشکه نفت از طریق پایانهها به دریا نشت میکند.»
او در ادامه کارخانههای آب شیرینکن را نیز در آلودگی خلیجفارس دخیل دانسته و میگوید: «۶۸ کارخانه آبشیرینکن در این محدوده وجود دارد که چیزی حدود ۱۰ تا ۵۰۰هزار مترمکعب آب شور به دریا پس میدهند.
بنابراین مجموعه این عوامل زمینه آلودگی آب خلیجفارس را فراهم میکند و تعادل زیستمحیطی آن را بر هم میزند. اهمیت نقش تنگه هرمز در پاکیزگی خلیجفارس زمانی پررنگ میشود که آب آلوده خلیجفارس در یک دوره ۳ تا ۵ ساله با آب پاکیزه عمان
تعویض میشود.»
سعید حسینی با تشریح استدلالهایش میخواهد این نکته را گوشزد کند که منطقه خلیجفارس نیاز به مطالعات زیستمحیطی مستمر دارد و توسعه مرکز تحقیقات جزیره هرمز و سرمایهگذاری برای آن ارزش بسیاری دارد.