زن، زبان،...، طلاق
مریم خباز<br>عکس: حمیدجانیپور<br>درد دل یک مرد<br>«۵ سال پیش که خیلی از دست همسرم ناراحت شده بودم در اوج عصبانیت به او یک سیلی زدم. اثر این سیلی دو روز بعد از بین رفت، اما در همان روز همسرم به من حرفی زد که پس از ۵ سال هر وقت به یاد میآورم، آتش میگیرم.»
مریم خباز
عکس: حمیدجانیپور
درد دل یک مرد
«۵ سال پیش که خیلی از دست همسرم ناراحت شده بودم در اوج عصبانیت به او یک سیلی زدم. اثر این سیلی دو روز بعد از بین رفت، اما در همان روز همسرم به من حرفی زد که پس از ۵ سال هر وقت به یاد میآورم، آتش میگیرم.» زبان، این جسم گوشتالوی درون دهان پرشباهتترین چیز به چاقو است، همان فلز آبدیده و دو لبی که هم درد است و هم درمان. دردآلود بودن زبان را شعرا خیلی خوب میدانند و درمان بودنش را عشاق، ولی آنان که پا زیر یک سقف گذاشتهاند از این دو بهتر. میگویند رگ خواب فلانی دست همسرش است. انگار او جادوگری است که مهره مار دارد، البته به راستی او مهره مار دارد؛ ولی نه آن جسم آبیرنگ و کج و معوج که همه میشناسند که آن مهارتی که علیاصغر احمدی استاد علم روانشناسی از آن یاد میکند. انسان ناگزیر از ایجاد ارتباط، اندامهای بدنش همه ابزار تعاملند چه زمانی که با خشم، جسمی یا کسی را از نظر میگذراند و چه آن زمان که با کلماتی مهرآلود مخاطبش را مست میکند. اینها را احمدی میگوید.
با زبان همه کار میتوان کرد، میشود کسی را رنجاند یا دیگری را غرق در شعف کرد، حتی میشود مرتب کسی را تحسین یا دائم او را تحقیر کرد. با نگاه هم میتوان این کارها را انجام داد و بدون معطلی احساسات کسی را جریحهدار کرد.
این روند همان چیزی است که روانشناسان به آن عناصر شناختی و عاطفی میگویند؛ یعنی ترکیبی از عواطف و اطلاعات که آدمها مرتب با هم مشغول تبادل کردنش هستند. احمدی این روند را خیلی خوب توصیف میکند: «به وسیله کلمات میتوان با دو دسته ارتباط برقرار کرد، ارتباط عاطفی و ارتباط شناختی. در ارتباط شناختی این اطلاعات هستند که میان افراد مبادله میشوند؛ اما کالای مورد معامله در ارتباط عاطفی چیزی جز امواج مثبت (منفی) و عشق (نفرت) نیست.»
همه دوست دارند خوشبخت باشند؛ ولی کمتر کسی است که بداند و باور کند که خوشبخت بودن به رفتار خودش بستگی دارد؛ ولی برای خوشبخت بودن باید هنرمند هم بود. باید دانست که حرفهای مثبت واقعا معجزه میکنند. اینکه فرد به وجود همسرش (همانطور که هست) بنازد یا مدام او را به خاطر خوبیهایش تشویق و تحسین کند، هنر کمی نیست. اینها همه آن مفاهیمی است که احمدی از لابهلای جملات کتابیاش قصد انتقال آن را دارد. به گفته او زن و شوهرهایی که میتوانند ارتباط شناختی کافی (دادن اطلاعات به هم، ظنها و گمانها و ایجاد قواعد منطقی) و عاطفی مثبت با هم برقرار کنند، معمولا ارتباط کلامی سازندهای دارند؛ همان ارتباطی که در آن ردپایی از تیغ زبان یافت نمیشود. احمدی البته بی هیچ تعارفی اعلام میکند که زنان نیش زنندههای قهاری هستند که زخم کلامشان تا سالها باقی میماند. علم ثابت کرده است که زنان مهارتهای کلامیشان بسیار بالاتر از مردان است، به طوری که دختر بچهها نسبت به پسرهای هم سال خود خیلی زودتر به حرف میآیند و خزانه لغاتشان خیلی زودتر رشد میکند. آنان قادرند از جملات تاثیرگذار بیشتری استفاده کنند آنچنان که زبان عاطفیشان نیز قابل مقایسه با جنس مخالف نیست.
البته مردان هم ویژگیهای منحصر به فردی دارند؛ به طوری که آنان زبان شناختی و اطلاعاتیشان قویتر از زنان است. پس در زندگی، مردان زبان منطق و زنان زبان عاطفه را برمیگزینند. همین تفاوت سبب میشود تا وقتی پای پرخاشگری به میان میآید مردان خشونت فیزیکی را انتخاب کنند و زنان خشونتهای کلامی (نیش زبان)؛ یعنی همان چیزی که احمدی معتقد است زنان در استفاده از آن به کمال رسیدهاند. اما زبان هر چقدر هم افسارگسیخته باشد، بالاخره مهارش به دست میآید. این روانشناس میگوید: رفتارهای ما همه قابل کنترل هستند مشروط بر اینکه افراد تسلط بر خودشان را به عنوان برنامه اصلی زندگیشان قرار داده باشند. در این میان افرادی هستند که توان کنترل اعمالشان بسیار قوی است؛ ولی افرادی ضعیف به طوری که مثلا هنگام غذا خوردن افرادی هستند که مهار خودشان را دارند و با دیدن سفره کنترلشان را از دست نمیدهند؛ ولی آدمهایی هم هستند که مقابل غذا هیچ کنترلی بر خود ندارند. حال اگر این کنترل بر نحوه حرف زدن هم اعمال شود، راهگشاست. اگر افراد عنصر کنترل بر خود را توسعه دهند، میتوانند بر رفتار و اعمالشان هم کنترل داشته باشند؛ ولی اگر اجازه انجام هر حرکت یا ادای هر حرف از زبان داده شود، مسلما امیدی برای کنترل بر خود وجود ندارد.