رفاه مال که میشود؟
ندا گنجی<br>عکس: حمید جانیپور<br>«حمایت از ادغام» این جان کلام شاهی عربلو است همان کسی که چند دوره بر کرسی ریاست کمیسیون اقتصادی مجلس تکیه زده است.
ندا گنجی
عکس: حمید جانیپور
«حمایت از ادغام» این جان کلام شاهی عربلو است همان کسی که چند دوره بر کرسی ریاست کمیسیون اقتصادی مجلس تکیه زده است. او سه سال است که در دولت نهم انتظار ادغام را میکشد و امروز که زمزمههای ادغام وزارتخانههای رفاه و تامین اجتماعی و کار قوت میگیرد، خوشحالی خود را از خبرنگار روزنامه دنیایاقتصاد پنهان نمیکند. او با اذعان به اینکه تاکنون هیچ یک از ادغامها نتیجهبخش نبوده، تاکید میکند وضعیت این وزارتخانه دیر یا زود باید از جانب دولت روشن شود.
به باور او، اگر ادغامها در راستای بهینهسازی مدیریت و کاهش حجم دولت، انجام بگیرد، با این روند در جهت اجرایی کردن اصل۴۴ قانون اساسی یا کاهش تصدیگری دولت نیز گام برداشتهایم. رییس کمیسیون اقتصادی مجلس با بیان اینکه «هیچگاه ادغامها آثار مثبت خود را نشان ندادهاند»، میافزاید: «علت آن است که در جریان الحاق دو نهاد صرفا نام دو وزارتخانه با یکدیگر ادغام میشود و بقیه کارها سرجای خودش باقی میماند».این درحالی است که به عقیده برخی از صاحبنظران اقتصادی، وزارتخانهای مانند وزارت کار که متولی حمایت و صیانت از «اشتغال» در کشور است، به نوعی در مقابل وزارت رفاه و تامین اجتماعی قرار میگیرد؛ وزارتخانهای که مسوولیت حمایت از اقشار آسیبپذیر مانند کارگران را بر عهده دارد؛ بنابراین قرار گرفتن این دو وزارتخانه در مقابل یکدیگر میتواند به چالش میان آنها بیافزاید و به این ترتیب زمینه ارتقای وضعیت معیشتی گروههای تحت حمایت این دو فراهم شود. در مقابل، انتخاب گزینه «ادغام» بسیاری از وظایف تعریف شده این دو را رو به سوی فراموشی خواهد برد. طبق قانون ساختار نظام جامع رفاه و تامیناجتماعی وظایف متعددی برای وزارت رفاه تعریف شده که شاید مهمترین آن استقرار نظام جامع اطلاعات حوزه رفاه و تامین اجتماعی است، بدین معنا که وزارت رفاه میبایست در طول مدتی که از زمان تولدش میگذرد، اطلاعات افرادی که نیازمند حمایت هستند را کالبدشکافی کرده و به سازمانهای حمایتی منتقل کند تا بدین ترتیب دهکهای پایین جامعه نیز به یک رفاه نسبی دست پیدا کنند، اما همواره این وزارتخانه از مهمترین وظیفه خود شانه خالی کرده است، به نحوی که رییس کمیسیون اقتصادی مجلس نیز مهر تاییدی بر این ادعا میزند و میگوید: «فلسفه تشکیل این وزارتخانه، کاهش فاصله طبقاتی و متعادل کردن فاصله دهکهای پایین و بالای جامعه بود که متاسفانه نه تنها فاصله کاهش نیافته که دهکهای پایین، پایینتر نیز رفتهاند، از همین رو است که این وزارتخانه نمره قابل قبولی کسب نکرده است و دفاع قابل قبولی نیز از عملکرد خود نمیتواند داشته باشد.» اما «مقنیان»، یکی از اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی پیشنهاد دیگری ارائه میکند و میگوید: به جز گزینه ادغام، گزینه دیگری نیز میتواند راهگشا باشد، از این رو که به وزارت رفاه نیز اجازه داده شود مانند وزارتخانههای دیگر، در استانها، شعبه ایجاد کند تا بدین ترتیب اهداف خود را اجرایی کند.او میافزاید: وزارت رفاه درحالحاضر ستادی عمل میکند و تمرکزش را تنها معطوف پایتخت کرده است. پس وزارتخانهای که در استانها پایگاه ندارد چگونه میتواند در شهرها نفوذ داشته باشد و خط فقر را تعیین کند؟ این وزارتخانه حتی برای صدور دفترچه بیمه روستاییان نیز دست به دامان وزارت بهداشت میشود. به باور او وزارت رفاه بلاتکلیف است.در حالی که گفته میشود صندوق سازمانهای تامیناجتماعی و سازمان بازنشستگی منابع وسوسهانگیزی را در اختیار دارند و از آنجا که این سازمانها تحت پوشش وزارت رفاه هستند، با ادغام این وزارتخانهها با وزارت کار تمام این منابع تحت اختیار وزارت کار قرار میگیرد. ایزدخواه در این رابطه میگوید: زمانی که سازمان تامیناجتماعی تحت پوشش وزارت کار فعالیت میکرد سالانه یکدرصد از بودجه این سازمان به عنوان حق سرپرستی به وزارت کار تعلق میگرفت؛ شاید آن یک درصد حق سرپرستی، مسوولان این وزارتخانه را بر آن داشته تا نسبت به ادغام تمایل نشان دهند. ایزدخواه به وظایف وزارت کار اشاره میکند و میافزاید: «مهمترین وظیفه وزارت کار تنظیم روابط «کار» در کشور است و البته وزارت کار باید مهمترین نقش خود را در صحنه تقویت روابط دولت، کارفرما و کارگر ایفا کند و از سوی دیگر باید به تقویت تشکلهای صنفی کارگری مشروع در چارچوب قوانین و طبق مقاولهنامههای بینالمللی نیز اهمیت قائل شود.