آسیبهای اجتماعی نقدی کردن یارانه ها
گروه جامعه – هنوز برگههای «طرح تحول اقتصادی» میان خانوارهای ایرانی دستبهدست نشده بود که برخی از صاحبنظران و کارشناسان اقتصادی نسبت به پیامدهای ناگوار اجرای این طرح هشدار دادند. دولت در این طرح میکوشد تا به بزرگترین آرزوی دولتهای قبل جامه عمل بپوشاند و با عدالتی که در ذهن دارد یارانهها را هدفمند کند، اما انگار این طرح خود دستاویزی برای دلنگرانی بخشی از آگاهان اجتماعی شده، چراکه آنان اینگونه میپندارند که جدا از پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی، تاروپود زندگی اجتماعی مردم نیز از این طرح تاثیر میپذیرد.
گروه جامعه - هنوز برگههای «طرح تحول اقتصادی» میان خانوارهای ایرانی دستبهدست نشده بود که برخی از صاحبنظران و کارشناسان اقتصادی نسبت به پیامدهای ناگوار اجرای این طرح هشدار دادند. دولت در این طرح میکوشد تا به بزرگترین آرزوی دولتهای قبل جامه عمل بپوشاند و با عدالتی که در ذهن دارد یارانهها را هدفمند کند، اما انگار این طرح خود دستاویزی برای دلنگرانی بخشی از آگاهان اجتماعی شده، چراکه آنان اینگونه میپندارند که جدا از پیامدهای مثبت و منفی اقتصادی، تاروپود زندگی اجتماعی مردم نیز از این طرح تاثیر میپذیرد. به باور کارشناسان اینکه اقتصاد ایران با بیماری هلندی دست به گریبان است و زیرساختهای لازم برای جذب منابع جدیدتر را نداشته و به ناچار تزریق نقدینگی فقط باعث شوک اقتصادی و اجتماعی میشود و با اجرای طرح پرداخت نقدی یارانهها جامعه به وضعیت بدتری دچار میشود. تحلیلی که این دسته از صاحبنظران ارائه میدهند تصویری را میسازد که در آن سازوکار هزینه خانوار به هم میریزد. در این تصویر خانوادههای ایرانی که تا پیش از این درآمدها و هزینههای خود را به شکلی به حالت نیمهتعادلی درآوردهاند با پرداخت یارانههای نقدی با حجم زیادی از پول مواجه میشوند که برنامهای خاص برای آن ندارند. پس خانوادهها در این شرایط به سبب آنکه افزایش پولهای در اختیارشان بیدرنگ با تورم جبران میشود، نه توانی برای پسانداز دارند و نه نیرویی برای بازسازی اوضاع اقتصاد خود. پس پرداخت نقدی یارانهها نه تنها کمکی به خانوادهها نمیکند، بلکه آنان را دچار حالتی میکند که بیش از قبل پول دارند، ولی با پولشان کار سازندهای نمیتوانند انجام دهند. این در حالی است که به اعتقاد صاحبنظران اگر پول بدون زحمت به افراد داده شود آنها که حاضر به تن دادن به کار نیستند درخانه ماندن و خوشگذرانی را بر زحمت کشیدن برای به دست آوردن پول ترجیح میدهند. البته این تنها گوشهای از پیامدهای اجتماعی طرح است؛ چراکه با اجرایی شدن طرح تحول اقتصادی و حذف یارانههای انرژی و کالاهای اساسی پولهای در اختیار مردم صرف پرداخت بهای آبوگاز و برق و اگر مبلغی باقی ماند صرف کالاهای اساسی میشود. همین آسیبها و جدی بودن احتمال وقوع آنها است که باعث شد گروه جامعه دنیای اقتصاد این موضوع را با دو نفر از کارشناسان اجتماعی در میان گذارد.
داریوش قنبری، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس هشتم و از منتقدان نقدی کردن یارانهها است که میگوید: آنچه در طرح تحول اقتصادی از آن با عنوان نقدی کردن یارانهها یاد میشود، چیزی جز تخریب بزرگ اقتصاد کشور به دنبال نخواهد داشت. حتی در کشورهایی که مشی اقتصادی لیبرال دارند و دولت هیچ دخالتی در اقتصاد ندارد، سطح خاصی از یارانهها برای حمایت از اقشار آسیبپذیر در نظر گرفته میشود. پس نمیشود مدعی بود که پرداخت مستقیم پول تنها راه حمایت از طبقات ضعیف جامعه است؛ چراکه حمایت شیوههای مختلفی دارد که پرداخت یارانه یکی از آنها است. او ادامه میدهد: برای پرداخت نقدی یارانهها دولت استدلال میکند که در حال حاضر یارانهها به صورت برابر بین فقیر و ثروتمند تقسیم میشود، اما این توجیهی برای حذف یارانهها نیست.
کشور ما کشوری است که از رانت نفتی استفاده میکند و ثروت مردم را میفروشد، این در حالی است که این ثروت متعلق به همه افراد کشور است، چه فقیر چه غنی. به اعتقاد قنبری بهترین شیوه پرداخت یارانهها این است که برای کالاهای ضروری، قیمت یکسانی تعیین شود.
این شیوه به عدالت نزدیکتر است؛ همچنین از تزریق نقدینگی به جامعه جلوگیری میکند و از آثار تورمی آن میکاهد. این در حالی است که برابر برآوردهای انجام شده، دولت در قالب نقدی شدن یارانهها بیش از ۱۰۰میلیارد دلار به جامعه تزریق خواهد کرد که با این روند باید منتظر سقوط نظام پولی کشور بود. او میگوید: در این شرایط برخی صحبت از حذف سه صفر از واحد پولی کشور میکنند که با نقدی کردن یارانهها به جای سه صفر باید شش صفر حذف شود.
قنبری در همین ارتباط به آسیبهای اجتماعی ناشی از اجرای طرح نقدی کردن یارانهها اشاره میکند و افزایش فاصله طبقاتی را از پیامدهای آن میداند. او میگوید: در دو سه سال گذشته طبقه متوسط جامعه بیش از گذشته زیر فشار قرار گرفته و جامعه به سمت دوقطبی شدن، فقیر و غنی، پیش میرود.
این در حالی است که با اجرای این طرح طبقه متوسط جامعه کمکم محو شده و فقر و بیکاری افزایش خواهد یافت.این در حالی است که حسین راغفر، کارشناس مسائل اجتماعی در تشریح آسیبهای این طرح میگوید: در پرداخت نقدی یارانهها هیچ سند نوشتهای وجود ندارد که بگوید هدف چیست؟ اما نفس اینکه به گروهی پول نقد پرداخت شود، امری شکستخورده است که پیامدهای جدی به دنبال دارد.
او پدید آمدن عارضهای را که از آن به عنوان از بین رفتن اخلاق کار یاد میشود، مورد اشاره قرار میدهد و میافزاید: با این روش عدهای عادت به دریافت چنین پولهایی میکنند و برای اینکه این پولها را از دست ندهند، اطلاعات نادرستی را از داراییهای خود ابراز میکنند. معمولا در تحولات اقتصادی هم مقدار این پولها باید افزایش پیدا کند که این منابع بزرگی از داراییهای کشور را شامل میشود و در اختیار کسانی قرار میگیرد که کار نمیکنند. بعد به تدریج این موضوع یک مبنای سیاسی پیدا میکند که دولتها برای اینکه پایگاه خود را از دست ندهند، به آن یک نگاه سیاسی میکنند که این امر آسیبهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال میآورد.
راغفر در همین ارتباط یکی از عوارض جدی نقدی کردن یارانهها را توسعه بازار اعتیاد میداند و میگوید: از آنجا که جمعیت قابل توجهی در ایران با اعتیاد دست به گریبانند، وقتی پول نقد به آنها پرداخت شود، این پول به سمت رونق بازار مواد مخدر هدایت میشود. او در ادامه با طرح این پرسش که باید دید منابع تامین پرداختها از کجا خواهد بود، میگوید: اگر منبع، درآمدهای نفتی است (که به نظر میرسد اینگونه باشد) باید گفت که این یک سرمایه بین نسلی است و پیش از هر نوع تصمیمگیری باید سود و زیان آن برای نسلهای دیگر هم بررسی شود از درآمد این منبع بهگونهای استفاده شود که سود آن به نسلهای دیگر هم منتقل شود؛ مثل توسعه نظام بهداشتی، ارتقای دانش و فنآوری، توسعه نظام آموزش عالی و سرمایهگذاری در زیر ساختها. این درحالی است که تبدیل این پولها به درآمد جاری افراد و خانوادهها پیامدهای جدی دیگری را بهدنبال خواهد داشت. این کارشناس مسائل اجتماعی درتوضیح این پیامدها ادامه میدهد: یکی از این پیامدها آسیب به روابط اجتماعی است، بهاین معنی که وقتی مردم میفهمند که با تغییر رفتار و ارائه اطلاعات نادرست میتوانند ثروتهای بین نسلی را بهنفع خود مصادره کنند، سفلهپروری و ریا در کشور رواج پیدا میکند. درمقابل، افرادی که اطلاعات درست ارائه میکنند و میکوشند راستگویی و درستکاری را در جامعه رواج دهند بیشترین آسیب را میبینند. البته سفلهپروری به ریشهکن شدن افراد مستقل نیز منجر میشود.
اما اگر این منابع از محل مالیات باشد، واکنش کسانی را که مالیات میپردازند، برمیانگیزد؛ چرا که گروهی کار میکنند و مالیات میدهند و گروهی دیگر بهره میبرند.
بهگفته راغفر درچنین شرایطی اگر افراد را درست شناسایی نکرده باشیم، یکعده بهصورت انگلی و بدون آنکه در ظرفیتهای تولیدی کشور نقشی داشته باشند، از نتایج زحمات دیگران زندگی خود را میگذرانند. این درحالی استکه میان کسانی نیز که کار میکنند انگیزهای منفی پدیدار میشود که درآمدهای خود را پنهان میکنند تا مشمول پرداخت مالیات نشوند.این درشرایطی است که دائمیشدن فقر و شکاف و نابرابریهای اجتماعی نیز روزبهروز مشهودتر میشود.