بفرمایید نامحرم نداریم
ندا گنجی<br> چیزی به ظهر نمانده و تیزی هرم آفتاب کلافهام میکند، اما هیجانی که از دیدن «بهشت مادران» سراسر وجودم را احاطه کرده، ناگزیرم میکند برای رفتن. پارکی که حدود دو هفته پیش توسط شهردار تهران افتتاح شد تا زنان بدون حضور هیچ نامحرمی از طبیعت و هوای آزاد لذت ببرند.
ندا گنجی
چیزی به ظهر نمانده و تیزی هرم آفتاب کلافهام میکند، اما هیجانی که از دیدن «بهشت مادران» سراسر وجودم را احاطه کرده، ناگزیرم میکند برای رفتن. پارکی که حدود دو هفته پیش توسط شهردار تهران افتتاح شد تا زنان بدون حضور هیچ نامحرمی از طبیعت و هوای آزاد لذت ببرند. البته مردان هم میآیند، اما تا یک قدمی پارک، آنها با خاطری آسوده برای مشایعت همسران خود به اینجا میآیند که یا میروند یا مقابل «در» منتظر مینشینند.
چشمانداز زیبایی دارد، به سان پارکهای دیگر پایتخت و درختهای سر به فلک کشیدهای که احاطهاش کردهاند. صبح پنجشنبه است. ولی چشمها باید زحمت جستوجو را به خود بدهند تا چیزی یا کسی را ببینند، اما نه، رفته رفته تفاوتی را که به دنبالش تا بدین جا آمدهام، خود را نشان میدهند، تقریبا میانه راه است که بالاخره میبینمشان. زنانی که آمدهاند زیر سایه درختان لحظاتی فارغ از پخت و پز و رفت و روب همکلام هم مسلکان خود شوند.
اینجا دیگر پوششها کمرنگتر از پوششهایی است که در خارج از پارک میبینی، لباسهایی با رنگهای شاد که نشاط را برای هر بینندهای به ارمغان میآورد، گاهی گروهی از زنان که نشان میدهد نسبتی با یکدیگر دارند دیگ غذای خود را به اینجا آوردهاند تا در هوای آزاد غذای خود را میل کنند.
دیگری دختری جوان است که زیر درخت روی زیراندازی دراز کشیده و مشغول تستزنی است تا زمان باقیمانده به کنکور را به بهترین نحو بگذراند.
او که با پوششی بدون مانتو و روسری سخت مشغول درس خواندن است میگوید: «اینجا خیلی بهتر از کتابخانه است. من دو سال است که پشت کنکور ماندهام و تا پیش از این مجبور بودم در کتابخانههای شلوغ درس بخوانم، اما حالا و بدون مزاحمت درسم را میخوانم».
در حالی که کم نیستند زنانی که به اینجا آمدهاند.
اما این تعداد به هیچ وجه چشمگیر نیست، درحالی که این پارک بهگفته مدیران شهری برای تمام زنان پایتخت در نظر گرفته شده است. انتظار آن می رفت که جمعیت بیشتری از این پارک استقبال کنند.
شاید این کوتاهی متوجه متولیان راهاندازی پارک بانوان باشد که اطلاعرسانی درخوری برای حضور هرچه بیشتر زنان پایتختنشین تدارک ندیدهاند.در همین حال ناگهان چیزی مثل باد از کنارم میگذرد به خود که میآیم زنی سی، سی و دو ساله را میبینم که با دوچرخه در حال عبور از پیست دوچرخهسواری است، همان جایی که عبور عابران پیاده ممنوع است با بلوزی آبی رنگ و شلواری جین روی دوچرخه نشسته، او برای به جا آوردن مراتب عذرخواهی ترمز دوچرخهاش را کشید، من هم فرصت را مغتنم شمردم و نظرش را از حضور در این پارک پرسیدم،جوابی نداشت بدهد و فقط گفت: فضای خوبی است. به شرط آنکه مسائل امنیتیاش را هم تضمین کنند.