سلامتی به قیمت تراولهای سبز
مریم خباز<br>عکس:حمید جانی پور<br>اواخر خیابان طالقانی، ۲۰۰ متر بالاتر از میدان فلسطین، دست چپ خیابان، ساختمان سهطبقهای هست که آنانی که از شدت عطسه و سرفه و خارش بدن به ستوه آمدهاند، در آن جمع میشوند.
مریم خباز
عکس:حمید جانی پور
اواخر خیابان طالقانی، ۲۰۰ متر بالاتر از میدان فلسطین، دست چپ خیابان، ساختمان سهطبقهای هست که آنانی که از شدت عطسه و سرفه و خارش بدن به ستوه آمدهاند، در آن جمع میشوند. اینجا کلینیک تخصصی آسم و آلرژی است جایی که باید صبور بود و پیه درد را به تن مالید. برای اینکه کارت زود پیش برود باید سحرخیز باشی و قبل از ساعت ۸ به آنجا برسی، چون شهرستانیهایی که گرفتار بیماری شدهاند، خیلی زودتر پشت درهای کلینیک میایستند. به محض ورود، کارمند بخش اطلاعات برگهای به دست میدهد که رویش نوشته «ویزیت». کسی که این برگه را دارد، باید به صندوق برود و ۷۵۰۰ تومان به صندوقدار بدهد و حالا انتظار تا شنیدن نامت از بلندگو ...، این انتظار کمتر از ۱۵ دقیقه است و بعد از اعلام نام، بقیه کارها به بخش پذیرش مربوط میشود. اینجا هم باید منتظر بود، شاید نیم ساعت یا بیشتر. همه جور آدمی در این طبقه پیدا میشود، از زن و مرد سیهچردهای که لباس پوشیدنشان داد میزند سیستانیاند و آنکه از گویشش پیدا است لرستانی است. بچههای کمسنو سال هم اینجا زیادند و به صف نشستهاند تا کی نوبتشان میشود. وقتی روی یکی از صندلیهای این بخش مینشینی، گمان میبری همه جور مریضی از کهیر، عطسه، نفستنگی و آسم را داری. انتظار پشت در اتاق پزشکی که بیماران را «ویزیت عادی» میکند، کمی طولانی است. خیلیها سعی دارند با تطمیع منشی، فاصلهها را کم کنند و زودتر به اتاق برسند، اما برخورد پرخاشگرانه او افراد را سر جایشان مینشاند. دقایق به کندی سپری میشود، اما بالاخره نامت برای رفتن به اتاق خوانده میشود. پزشک خانم خوشخلقترین کسی است که تا اینجای کار با آن روبهرو شدهای. او چند سوال میپرسد از اینکه حال و روزت چگونه است؟ عطسه میزنی؟ سرفه میکنی، گزگز بدن داری، آب ریزش بینی چطور؟ و شرح حالت در رایانه ثبت میشود. دیگر با دکتر کاری نداری و بقیه امور دوباره به دست منشی میافتد. او میگوید که باید «تست آلرژی» بدهی که قیمتش از ۵۸ تا ۹۵هزار تومان متغیر است. این مبلغ نسبتا زیادی است، به خصوص برای آنانی که این مقدار پول، یک سوم کل درآمد ماهیانهشان است. بعضیها به محض شنیدن این مبالغ سر کج میکنند و قید درمان را میزنند، اما خیلیها حتی اگر متمول هم نباشند، برای خلاص شدن از زجر، این پول را به صندوق کلینیک میریزند.
اتاق تست
اتاق تست اصلا جای ترسناکی نیست، ولی بعضیها با دیدن ترکیب میز و صندلیهای آن یخ میکنند و ضعف نشان میدهند.اینجا هشت میز هست که با قراردادن دستها روی آن، مسوول تست کردن کارش را شروع میکند. کار سریع پیش میرود و آلرژنها (مواد ایجادکننده آلرژی) روی ساعد ریخته میشود و با تیغی مخصوص خراشی در بستر آن ایجاد میشود.
حالا دوباره وقت انتظار است؛ ۴۵ دقیقه. بدن باید فرصت داشته باشد تا نسبت به آلرژنها واکنش نشان دهد. واکنش بعضیها به این مواد واقعا وحشتناک است و دستشان ورم میکند و قرمز میشود. اما بعضیها هم واکنشی نشان نمیدهند و آب از آب تکان نمیخورد. اگر فردی آلرژی شدید پوستی داشته باشد، این کار باید چهار مرحله برایش تکرار شود، اما کسی که آلرژیاش از نوع تنفسی است، فقط دوبار.
ماراتن پول خرج کردن
برای رسیدن به این نتیجه که بیمار به چه مواد خوراکی یا تنفسی واکنش نشان داده، دو روز زمان نیاز است.
حالا زمان پول خرج کردن است و استارتش ۱۱هزار تومان برای حق ویزیت پزشک متخصص. او به بیمار چیز زیادی نمیگوید فقط خیلی خلاصه بیان میکند که به چه چیزهایی آلرژی دارد و تاکید میکند که باید داروهایش را سر وقت بخورد و واکسنش را هم بزند. داروهای آلرژی نسبتا گرانند ولی واکسنها خیلی بیشتر. برای دریافت واکسن سه ماهه اول، ۱۲۰هزار تومان پول لازم است؛ واکسنی که هر سه ماه یکبار تجدید میشود و تا چهار سال بعد باید تداوم یابد.
دفترچه بیمه یعنی کاغذ پاره
همه دفترچه بیمه به دست به کلینیک میآیند، اما از همان بدو ورود میفهمند که بیمه کوچکترین کارآیی ندارد. البته داروها در دفترچه نوشته میشود ولی اغلب داروهای آلرژی به ویژه اسپریها بیمه نیستند. اما آنها که بیمه تکمیلی دارند با گرفتن یک فرم از کلینیک میتوانند به بیمه بروند و درصدی از مبلغ درمان را دریافت کنند ولی این مبلغ آنقدر ناچیز است که خیلیها صرفنظر کردن از آن را بر دوندگیهای فراوانش ترجیح میدهند. پس همراه نیاوردن دفترچه بهترین راه است، اینجا بیمه یعنی کاغذ پاره.
پول نداریم
آلرژی بیماری نیست، بلکه واکنش سریع بدن به محرکهای خارجی است. اما اگر آلرژی را فقط یک واکنش بدانیم، باز هم چیزی از زجرآور بودنش کم نمیکند. شاید این موضوع را سازمانهای بیمه نیز قبول داشته باشند ولی تا امروز هیچ کدام از آنها اقدامی در پوششدهی آن نکردهاند. حمید بایگان، مشاور مدیرعامل بیمه ایران در بخش بیمه اشخاص است که آب پاکی را روی دستمان میریزد: «بیمهها پول ندارند» این جان کلام بایگان است. او میگوید: در کشور ما آلرژی در بین ۱۵ تا ۲۵درصد از مردم با توجه به فصول خاص شایع است. در واقع دامنه گستردگی آلرژی به اندازهای زیاد است که اگر بیمهها بخواهند آن را پوشش دهند، توانی برای این کار ندارند. از سوی دیگر شرکتهای بیمه به خصوص بیمههای بازرگانی احتمال وقوع حوادث را تحت پوشش قرار میدهند. این در حالی است که آلرژی خطری است که واقع میشود. این در شرایطی است که در بیمه اموال نیز حوادثی چون زلزله، آتشفشان و خطرات ناشی از جنگ و رادیواکتیو نیز از پوششهای بیمهای مستثنی هستند. به گفته بایگان در کنار تمامی این مسائل بحث اصلی این است که بیمه درمان در چارچوب بیمههای بازرگانی نمیگنجد و تنها برای برداشتن باری از دوش مردم و دولت است که این شرکتهای بیمه بعضی بیمههای درمان را تقبل کردهاند. او با ادای توضیحات بیشتر به این نکته نیز اشاره میکند که ضریب گستردگی بیماری آلرژی به اندازهای است که شرکتهای بیمه توان پوششدهی آن را ندارند؛ چرا که صاحبان سهام این شرکتها اجازه این کار و در نتیجه ضرردهی را به کسی نمیدهند.