خصوصیسازی به گردشگری هم رسید
مریم خباز<br>خدمه هتل لاله صندلیهای قرمز و طلاییرنگ سالن را که چیدند مدیران میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تازه میآمدند تا ورود مهدی جهانگیری به معاونت سرمایهگذاری سازمان را جشن بگیرند.
مریم خباز
خدمه هتل لاله صندلیهای قرمز و طلاییرنگ سالن را که چیدند مدیران میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی تازه میآمدند تا ورود مهدی جهانگیری به معاونت سرمایهگذاری سازمان را جشن بگیرند. جهانگیری پیش از این مدیرعامل شرکت توسعه ایرانگردی و جهانگردی بوده و حالا با به دست آوردن پستی متفاوت در قالب یکی از معاونان رحیم مشایی، قرار است سرمایهگذاریها و طرحهای سازمان میراث فرهنگی را مدیریت کند. او البته در حالی با پست پیشینش وداع کرد که مراسم تودیعش با موجی از اغراقهای مجری برنامه همراه بود؛ آن زمان که او در مدح و ثنای جهانگیری گفت که پرسنل سازمان آنقدر به او نامه تشکر از مدیرشان را دادهاند که وی را کلافه کرده است. البته جهانگیری این مجری پرشور را نمیشناخت و این گفته او را که «جهانگیری در شرکت توسعه، باقیاتالصالحات از خود به جا گذاشته است» را حمل بر الطاف بی حد و حصر مجری کرد. مدیرعامل پیشین شرکت توسعه البته فعالیتهای زیادی در زمینه توسعه زیرساختهای صنعت گردشگری انجام داده و هم او است که شرکت توسعه مهمانخانههای ایران را پر و بال داده و نوروز را به ثبت جهانی رسانده است اما تعبیری که جهانگیری از تمامی این اقدامات داشت «تلاش مجموعهای از افراد با هدف رضایت خداوند» بود. جهانگیری البته در حالی که سعی داشت تواضع را چاشنی کلامش کند، در عین حال جملاتی را ادا کرد که گویای توانمندیهای فردی او در به ثمر رساندن کارها بود: «از زمانی که من مدیرعامل شرکت مهمانخانههای ایران شدم مجموعه شرکت مبدل به مجموعهای حرفهای و توانمند شد، شرکتی که بدون یک ریال پشتوانه و تنها با جلب اعتماد سرمایهگذاران خصوصی ۹۰۰میلیارد تومان سرمایه جمع کرد».
جهانگیری در ادامه بار دیگر فروتنی کرد و در حالی که خود را تنها عنصری هماهنگکننده میخواند، از همه کسانی که خاطرات تلخ او را در ذهن دارند حلالیت خواست و به جانشین خود «بهنام جو» یادآوری کرد که او نیز روزی تودیع میشود که برای همین تنها باید برای خدا کار کند. اما مراسم تودیع و معارفه در جوی خاص برگزار شد. در میانه این مراسم بود که با یادآوری ایام فاطمیه، دست زدن جایش را به صلوات داد و جر و بحث لفظی میان یک خبرنگار با قائممقام سازمان میراث فرهنگی و گردشگری برای لحظاتی نگاهها را به عقب کشاند. حمید بقایی به این مراسم آمده بود تا در غیاب رحیم مشایی بالاترین مقامی باشد که آخرین مواضع سازمان را بیان میکند. البته او این کار را هم انجام داد و آنقدر با شدت و حدت که گاهگاهی چشمهای خبرنگاران به نشانه تعجب به هم دوخته میشد. او آغاز عجیبی برای کلامش تدارک دیده بود: «مهمترین وظیفه ما در حوزه میراث فرهنگی تبیین تاریخ ایران است. امروز یکی از مشکلات ما صحبت از حکومتهای پادشاهی در تاریخ است در حالی که به اتفاقات روزمره مردم عادی توجه نشده است».
بقایی میگفت مردم ایران مردم آزادیخواهی بودهاند و زمانی که کمبوجیه مرد و از نسل کوروش کسی برای پادشاهی نبود، مردم که از حکومت پادشاهی راضی نبودهاند به آمدن داریوش اعتراض کردند. او این نکته که ایرانیان به زور شمشیر مسلمان شدهاند را هم رد کرد و بر شورش مانی و مزدک در زمان ساسانیان دست گذاشت تا نتیجه بگیرد وقتی انوشیروان مزدکیان را کشت، مردم با آن که از انوشیروان ناراضی بودند به خاطر ظلم این فرقه سکوت کردند.
بقایی گریزی هم به تخت جمشید زد و گفت که این بنا را فکر و مدیریت ایرانی ساخته وگرنه پادشاهان در آن زمان کجا بودهاند؟
او در حالی که فراموش کرده بود تخت جمشید به دستور مستقیم داریوش بزرگ ساخته شده و او و جانشینانش شخصا بر امور نظارت داشتهاند و به تعبیر
باستان شناسان اروپایی سراسر تخت جمشید گواه روزگاری توام با صلح و آرامش و عدالت است، نقبی هم بر انرژی هستهای زد تا هم ثابت کند که احمدینژاد نیز فردی آزادیخواه است و هم جریان اصلاحات و دوم خردادیها را به زیر پاکشی از دولت متهم کند.
با این مقدمه بقایی آغاز کلام کرد: «ما زمانی که وارد سازمان شدیم، یک ستاد انتخاباتی تحویل گرفتیم چون همه درگیر انتخابات بودند و کارکنان به شدت عصبی و ناراحت و درگیر، عدهای هم از ادغام صورت گرفته ناراضی بودند و نمی خواستند ارتباط نزدیک شود. بعضیها هم می گفتند شاید جدا شویم».
بقایی وقتی این جملات را ادا کرد، رو به حضار شاهدی میطلبید که گواه گفتههایش باشد؛ «بینی و بینا... قضاوت کنید که شرکت توسعه سه سال قبل کجا بود و امروز کجاست.»
او با ذکر این جمله دوباره کلامش را برای مدیران قبلی تیز کرد و گفت: «ما نمیتوانیم مجریان خوبی باشیم. ما اگر هنر کنیم میتوانیم فقط فکر کنیم و برنامهریزی کنیم. در گذشته خیلیها شعار عمل کردن میدادند ولی نمیتوانستند کاری کنند.»
بقایی که سعی داشت با بیان این جملهها آرمان ذهنیاش را توصیف کند، به سیاست سازمان متبوعش نیز اشاره کرد و از تشکیل کمیته اجرای سیاستهای اصل ۴۴ در حوزه گردشگری خبر داد.
او گفت که سازمان میراث فرهنگی میخواهد با این کار تمامی کارهای این بخش را به خصوصیها واگذار کند چرا که به باور او بودجه ۱۲۰میلیارد تومانی سازمان کفاف خیلی از کارها را نمیدهد.
بقایی که میخواست ثابت کند او فردی ضدانحصار است به ساخت هزار سرویس بهداشتی در جادهها اشاره کرد و گفت: «همه کارهایی که ما انجام میدهیم فقط کلید میزنیم، این که کسی بین راه دستشویی برود و از بیماریاش جلوگیری شود، ثواب دارد».