تعطیلی درکمین مهدکودک ها
گروه جامعه – تنها چند روز پس از آن که رییس آموزش و پرورش استان تهران از تخلیه ۹۰ مدرسه استیجاری خبر داد، این بار زمزمههای تعطیلی مهدهای کودک، یکی پس از دیگری به گوش میرسد، تا جایی که رشد چند برابری اجاره مسکن با کسر هزینههای غذا، مواد بهداشتی، پرسنل یکی از مهمترین دلایلی است که سرنوشت مهدها را نیز به سرنوشت مدارس گره میزند و مهدهای خصوصی را به ورطه تعطیلی میکشاند.
گروه جامعه - تنها چند روز پس از آن که رییس آموزش و پرورش استان تهران از تخلیه ۹۰ مدرسه استیجاری خبر داد، این بار زمزمههای تعطیلی مهدهای کودک، یکی پس از دیگری به گوش میرسد، تا جایی که رشد چند برابری اجاره مسکن با کسر هزینههای غذا، مواد بهداشتی، پرسنل یکی از مهمترین دلایلی است که سرنوشت مهدها را نیز به سرنوشت مدارس گره میزند و مهدهای خصوصی را به ورطه تعطیلی میکشاند. البته شاید این موضوع برای مسوولان سازمان بهزیستی اهمیت خود را از دست داده است که محمدحسین جوادی مدیر کل دفتر کودکان و نوجوانان بهزیستی سیر تعطیلی مهدها را «عادی» میپندارد.
او کسی است که در سال ۸۶ از تعطیلی ۳۵ مهد در استان تهران خبر داد و به دنیای اقتصاد گوشزد میکند که تهران ۱۲۰۰ مهد کودک دارد، حال اگر در این میان یک مهد کودک هم تعطیل شود، مساله مهمی رخ نداده است که با طرح آن به بحرانی شدنش دامن بزنیم.
هزینههای غیرقابل تحمل
مهدوی یکی از مدیران مهد در شمال غرب تهران است. او اجاره بها و هزینههای چند جانبهای را که مسوولان مهدهای خصوصی به جان میخرند، غیرقابل تحمل میداند.مهدوی البته از سیاستهای اداره مالیات نیز گلهمند است؛ از این رو معتقداست که دولت فعالیت مهدها را در زمره فعالیتهای تجاری به حساب میآورد و از آنها همسان مراکز تجاری مالیات میگیرد.او میگوید: «سال ۸۵ ساختمانی برای «مهد» اجاره کردم که به ازای آن ۱۸میلیون تومان ودیعه و ماهانه یک میلیون و ۳۰۰هزار تومان اجاره میپردازم. اما در حال حاضر برای جابهجایی به چیزی حدود ۳۰میلیون تومان ودیعه نیاز دارم و در عین حال ماهانه ۳میلیون تومان نیز به عنوان اجاره باید بپردازم. در این شرایط راهی جز تعطیل کردن نمیماند.» البته ناگفته نماند پایتختنشینان به تنهایی دست به گریبان این معضل نیستند؛ چرا که مراکز پیش دبستانی دیگر شهرهای کشور نیز گرفتار حاشیهنشینی سیاستهای دولتمردان هستند؛ به طوری که مسوولان بهزیستی استان یزد به دنبال راهکارهایی هستند تا مدیران مهد با اخذ وام ساختمانی را برای ایجاد مراکز آموزشی خود خریداری کنند.تا جایی که به باور رفیعی نژاد کارشناس اشتغالسازمان بهزیستی این استان، ادامه حیات مهدها منوط به داشتن ساختمان است. او میگوید، هر قدر مهدکودک سرمایهگذاری معنوی برای پیدا کردن مشتریان و خدمتگیرندگان خود انجام دهد، پس از یک بار جابهجایی ساختمانی که معمولا ناگزیر است از دست میرود، ضمن این که اجارهبهای مهدهای کودک نیز به صورت نجومی افزایش مییابد. او در ادامه به برنامههایی که در شرف اجرا است، اشاره میکند: «اخیرا از سوی سازمان بهزیستی در خصوص خرید ساختمان و پرداخت وام، پیگیریهای جدی صورت گرفته تا در استان یزد با سقف ۱۵۰میلیون تومان و بازپرداخت ۱۵ساله موافقت شود و این معضل به سوی مرتفع شدن هدایت شود.»
شاخص توسعه
از آنجا که یکی از شاخصهای توسعه در کنار سلامت حملونقل و مسائل فرهنگی، آموزشهای پیش دبستانی قرار گرفته، اما این شاخص نیز در کشور به سان شاخصهای دیگر مغفول مانده است. به طوری که طبق آمارهای رسمی تنها ۵۰ تا ۶۰درصد کودکان ایرانی به مهد میروند. این در حالی است که ۷۵درصد مغز کودک در ۶ سال اول زندگی شکل میگیرد و ۹۰درصد تواناییهای کودک در این سن جهت میگیرد. بدیهی است که بیتوجهی به تربیت کودکان در این دوره چه آثار سوئی به دنبال خواهد داشت.البته از آنجا که کار در مهدهای کشور شامل یکسری برنامههای آموزشی مدون بهزیستی همچون آموزش و رنگها، سفال و نقاشی است، توجه قابل قبولی به کشف استعدادها و خلاقیتهای کودکان نمیشود و این چنین فرصت رشد و شکوفایی کودک از او سلب میشود.