داستان آزمایشگاه دکتر (ه - پ)
گروه جامعه- وقتی کاغذهای فاکس شده نامه «ف-ح» خطاب به سردبیر روزنامه به دستمان رسید نویسنده نامه با اضطرابی که از واژههایش میبارید یک تقاضا داشت: « به داد من برسید». نامه چهار صفحهای او که البته تمام جزئیات را هم در بر داشت محتوایی نداشت جز همان داستان تکراری کارگر و کارفرما. گویا در لنگرود یکی از شهرهای کوچک استان گیلان روایتی رخ داده که سالها است در همه جای ایران سابقه دارد.
گروه جامعه- وقتی کاغذهای فاکس شده نامه «ف-ح» خطاب به سردبیر روزنامه به دستمان رسید نویسنده نامه با اضطرابی که از واژههایش میبارید یک تقاضا داشت: « به داد من برسید». نامه چهار صفحهای او که البته تمام جزئیات را هم در بر داشت محتوایی نداشت جز همان داستان تکراری کارگر و کارفرما. گویا در لنگرود یکی از شهرهای کوچک استان گیلان روایتی رخ داده که سالها است در همه جای ایران سابقه دارد. برابر نوشتههای نویسنده، آزمایشگاه «دکتر ه-پ» از سال ۷۷ تعدادی از تحصیلکردگان مرتبط با علوم آزمایشگاهی را به خدمت گرفته و با استفاده تمام وقت از آنان حقوقی معادل با ۲۵هزار تومان (در سال ۷۷) را برایشان در نظر گرفته است. البته این میزان دستمزد از سال ۷۷ سالانه افزایش اندکی داشته که در سال ۸۶ به رقم ۱۲۵هزار تومان رسیده است.
این در شرایطی است که کارفرما که خود پزشک است همواره از بیمه کردن پرسنل طفره رفته و برابر اصرار کارکنان آزمایشگاه تنها سکوت اختیار کرده است.
البته رییس آزمایشگاه از آن دست ابتکارهایی که به ذهن تمامی کارفرمایان متخلف میرسد هم استفاده کرده به طوری که با کاستن چهار ساعت از مجموع ساعات کاری کارمندان، آنان را به پرسنلی نیمه وقت تبدیل کرده تا از این طریق خودداریاش از بیمه کردن را توجیه کند.
اما در این کارگاه اتفاق دیگری نیز رخ داده همانی که در کارگاههای کوچک و بزرگ پایتخت هم رخ میدهد: مخفی شدن پرسنل به محض رسیدن بازرسان تامین اجتماعی، همان کاری که کارکنان این آزمایشگاه نیز از ترس بیکار شدن و غضب کارفرما به آن تن دادهاند.
نتیجه پیگیریها
به دست آوردن شماره تلفنهای اداره کار و تامین اجتماعی شهر لنگرود کار سختی نبود اما تلفن مستقیم دکتر «هن-پ» جواب نمیداد. خلاف انتظار وقتی برای پیگیری نامه با اداره کار و تامین اجتماعی تماس گرفتیم تلفن را به رویمان قطع نکردند و خیلی راحت حاضر به پاسخگویی شدند.
«دادگر» سرپرست اداره کار لنگرود البته بعد از شنیدن صحبتهای ما اعلام کرد که این مساله به کلی به تامین اجتماعی مربوط میشود. او اصرار داشت که بازرسان اداره کار مرتب به کارگاهها سرکشی میکنند، به طوری که چندین مورد از بررسیها نیز منجر به صدور رای شده است.
دادگر البته برای ادای توضیحات بیشتر، خبرنگار ما را به سفر به لنگرود و مشاهده پروندههای موجود دعوت کرد ولی بعد مسافت و امکانناپذیر بودن این سفر ما را به تماس با مسوول تامین اجتماعی این شهر فراخواند. «حیدری» خیلی واضح و شفاف جواب ما را داد. او روی سخنش به کارکنانی بود که به دلایل نامعلوم حاضر به همکاری با کارفرمایان متخلف و در نتیجه از دست رفتن حقوقشان میشود.
او میگوید وقتی پرسنل کارگاهها مقابل ماموران ما سکوت کرده یا خود را مخفی میکنند دیگر اهرمی برای برخورد قانونی با کارفرما وجود ندارد. او البته ضایع شدن حق افراد را به این راحتی هم ندانست و در حالی که با صدای بلند هرگونه «زد و بند» میان بازرسان و کارفرمایان را منتفی میدانست، اعلام کرد که تمامی آنانی که از اعمال غیر قانونی کارفرمای خود شکایت دارند، میتوانند با ارائه مستندات، نامه اعتراض خود را تسلیم تامین اجتماعی کرده و با صدور رای دادگاه به حق و حقوق خود برسند.