سکوت درباره کارگران
عکس: آکو سالمی<br>گروه جامعه- به روزهای پایانی چهارمین ماه میلادی که میرسیم، جهان جشنی را به پا میکند که هم شیرین است و هم تلخ!، «روز اول ماه مه».
عکس: آکو سالمی
گروه جامعه- به روزهای پایانی چهارمین ماه میلادی که میرسیم، جهان جشنی را به پا میکند که هم شیرین است و هم تلخ!، «روز اول ماه مه». شیرینی اول ماه مه به کام بسیاری از کارگران جهان نشسته است و جشنهایی که در گوشه و کنار جهان در این روز برپا میشود خبر از حقوق، احترام و منزلت اجتماعی، برای این قشر از جامعه جهانی دارد و شوربختانه این کام شیرین برای بسیاری از همین کارگران در این کره خاکی رویایی دستنیافتنی بوده و خواهد بود.
اگر کارگران شیکاگو در اول ماه مه ۱۸۸۶ دست از کار نمیکشیدند و برای تحقق هشت ساعت کار روزانه سینههایشان را به گلولههای سربی نمیسپردند، شاید کنگره بینالمللی کارگران هیچگاه تصمیم نمیگرفت که سه سال بعد و در روز اول ماه مه ۱۸۸۹ میلادی روزی را به نام «روز کارگر» ثبت کند. در چهارم ماه مه سال ۱۸۸۶ و در چهارمین روز اعتصاب آرام و تجمع کارگران در شهر شیکاگو، پلیس به روی آنان آتش گشود و شماری از کارگران کشته و عدهای را مجروح کرد. کارگران اعتصابی خواستار تعدیل شرایط کار و کاهش ساعات روزانه کار از ۱۰ ساعت به هشت ساعت بودند و برای دستیابی به افزایش دستمزد، برقراری قانون عادلانه کار و داشتن حق استفاده از مرخصی، اعتصاب کردند. این روز در سراسر جهان به استثنای ایالات متحده و کانادا، روز جهانی کارگر است و بیش از یک قرن است که در این روز مراسم ویژه در گوشه گوشه جهان برگزار میشود. این در حالی است که ایالات متحده و کانادا نخستین دوشنبه هر سپتامبر (شهریورماه) را به عنوان روز کارگر برگزار میکنند. ایران نیز در تقویم خود روز نه، که هفتهای را به نام «کار و کارگر» گمارده است. اگرچه اول ماه مه در گاهشمار هجری شمسی با ۱۲ اردیبهشتماه هر سال یکی میشود؛ اما بنا به سنتی نانوشته، کارگران ایرانی باید یک روز جلوتر به استقبال روز جهانی کارگر بروند!
شاید تداخل روز معلم (۱۲ اردیبهشتماه) با روز جهانی کارگر (اول ماه مه) این استقبال زودهنگام را باعث شد، اما به هر حال کارگران ایرانی این فرصت را دستکم دارند که یک هفته به نامشان باشد. جشن و سروری که در برخی کشورهای دموکرات به پای کارگران نوشته میشود، تاکنون برای کارگران ایرانی پهن نشده است. این روز اگرچه در سایر کشورها به صورت خودجوش و زیر سایه اتحادیههای کارگری گرامی داشته میشود، اما در ایران و زیر لوای دولت برنامههای چنین روزی یا هفتهای به پای کارگران نوشته میشود: «گردهمایی کارگران برای حمایت از کارگران قراردادی و پیمانی و بیکار شده، مراسم تجلیل از زنان کارگر نمونه و زنان سرپرست خانوار، برگزاری جشنواره، نشان خدمت به قانون کار و در نهایت، راهپیمایی روز جهانی کارگر.»
این برنامهها را خانه کارگر برای هفته کار و کارگر در سالجاری در نظر گرفت. برنامههایی که دیگر به یک سریال تکراری در همایشها و گرامیداشت روزهای مختلف تبدیل شده است؛ سخنرانی، تجلیل؛ سخنرانی، تجلیل؛....
البته از لابهلای سخنرانیهای برخی متولیان امر کار نکتههایی نیز میتوان یافت، نکتههایی که تلخی را به کام جامعه کارگری بیشتر و بیشتر میکنند. چنانچه رییس کانون شوراهای اسلامی کار غرب استان تهران روز گذشته در حاشیه آیین تجلیل از کارگران و کارفرمایان نمونه گفت: «سالانه بر اثر قاچاق شش میلیارد دلاری کالا، ۱۰۸هزار شغل در کشور از دست میرود.»
علی دهقانکیا، تاثیر قاچاق کالا بر اشتغال را با یک مثال ساده، اما دردناک توضیح داد: «قاچاق پارچه در سالهای قبل باعث تعطیلی ۷۰ کارخانه ریسندگی و بافندگی شد.»
او نابودی بازار کار در حوزه کفش را هم فراموش نکرد: «واردات غیرقانونی کفش چینی با قیمت ارزان باعث از بین رفتن هفتهزار شغل در این بخش در کشور شده است.»
رییس کانون شوراهای اسلامی کار غرب تهران، روز گذشته نوید نابودی بازار اشتغال در حوزه لوازم خانگی را نیز داد: «درحالحاضر نیز این خطر لوازم خانگی را با تهدید مواجه کرده است که باید از هماکنون به فکر آن باشیم.» اشاره وی به کاهش تعرفه لوازم خانگی است که به تازگی از سوی دولت اعمال شده است و واردات بیش از پیش لوازم خانگی را در پی دارد.
سکوت و دیگر هیچ
گروه جامعه، از میان اعضای خانه کارگر، سهیلا جلودارزاده را برای گفتوگویی کوتاه به مناسبت روز کارگر انتخاب کرد تا از زبان این عضو خانه کارگر چند و چون اوضاع و احوال کارگران ایران را پرس و جو کنیم؛ بدانیم و بنویسیم که آیا پیشرفتی در روزگار کارگران رخ داده و آیا میتوانیم از سال آینده و در روز کارگر پارچهنویسیهای ... ، استعفا، استعفا» و ... را دیگر نبینیم اما «سکوت» تنها واژهای بود که از سهیلا جلودارزاده، عضو خانه کارگر و یکی از بازندگان انتخابات مجلس هشتم نصیب ما شد. او به خود و به ما و به تمام اصحاب رسانه و تمام کارگرانی که او نماینده ایشان است قول داده است که از این پس تنها سکوت کند! ژستی سیاسی که متاسفانه برخی فعالان سیاسی از آن برای اعلام نارضایتی و شکایت از اوضاع حاکم بهره میبرند.
اما «سکوت» چاره درد کارگر نیست، چه اگر بود پارچه نوشتههای آنان پر بود از «سکوت».