توسعه اقتصادی کلید رسیدن به صلح است
جفری ساکس در مقالهای برای پروجکت سیندیکت توضیح میدهد چه گامهایی را باید برداشت تا به توسعه اقتصادی برسیم و به درگیری در کشورهای جنگزده محروم خاتمه دهیم.
جفری ساکس در مقالهای برای پروجکت سیندیکت توضیح میدهد چه گامهایی را باید برداشت تا به توسعه اقتصادی برسیم و به درگیری در کشورهای جنگزده محروم خاتمه دهیم. آینده افغانستان تکلیف روشنی ندارد چون دولت ملی ضعیف درگیر مبارزه با یاغیگریها و تمردهای روزافزون است. خشونت در عراق، لبنان، سومالی و منطقه دارفور سودان نیز به اوج خود رسیده است. ثبات فقط هنگامی بهوجود میآید که فرصتهای اقتصادی وجود دارد هنگامی که مردان بتوانند شغلی پیدا کنند و از خانوادهشان حمایت کنند به جای اینکه شانس خود را در خشونت جستوجو کنند.
همه ما بارها شاهد ورود ارتش خارجی به یک کشور بودهایم که در یک نبرد یا حتی جنگ تمام عیار برنده شده است اما هرگز صلحی به ارمغان نیاورده است. صلح و آرامش در مورد شان انسانی و امید به آینده است. اشغال نظامی، منزلت انسانی را از بین میبرد و فقر جانکاه و بینظمی اقتصادی، امید را کمرنگ میسازد. صلح را فقط با خروج سربازان بیگانه و ورود مشاغل، مزارع و کارخانههای مولد، مراقبت بهداشتی و مدارس میتوان بوجود آورد. بدون اینها، پیروزی نظامی و اشغال به سرعت به خاکستر تبدیل میشود.
این سناریو به واقعیت آشنا و دردناکی تبدیل شده است. جنگی پایان میپذیرد. همایش کمککنندگان بینالمللی برگزار میشود، وعدههای میلیاردها دلار کمک اعلام میشود. رییس جدید دولت با لبخند از لطف و محبت جامعه بینالمللی شامل قدرت اشغالگر تشکر میکند. ماهها میگذرد. گروههایی از بانک جهانی وارد آن کشور میشوند. اما سرمایهداران سفارش شده از آمریکا و اروپا که ابدا با شرایط محلی آشنا نیستند، زمان، کمکها و فرصتها را برباد میدهند. دو یا سه سال میگذرد. بیانیههای باشکوه به ستونی از گزارشهای کهنه و فاقد اعتبار بانک جهانی تبدیل میشود. اتهامات و بدگوییهای طرفین شروع میشود، ارتش اشغالگر باقی میماند و شورشهای جدید گسترش مییابد.
عوامل بسیاری به این آشفتگی اوضاع دامن میزنند از ناتوانی تکان دهنده آمریکا، اروپا و سازمانهای کمککننده در درک و فهم مسائل از دید فقرا و افراد آواره تا بیاطلاعی نهادهای بینالمللی از اینکه چگونه توسعه اقتصادی را در محیطهای کم درآمد شروع کنند.
برای اینکه به یک درگیری خاتمه دهیم بسیار مهم است که بین چهار مرحله متمایز از کمک خارجی فرق بگذاریم. در مرحله نخست و هنگام جنگ، کمکها باید به شکل بشردوستانه باشد.
در مرحله دوم که جنگ پایان مییابد. کمک همچنان به شکل بشر دوستانه باید باشد اما اینک به سمت آوارگانی هدایت میشود که میخواهند به خانههایشان باز گردند و به سربازانی که مرخص شدهاند. در مرحله سوم که سه تا پنج سال طول میکشد، کمکها به نخستین مرحله توسعه اقتصادی پس از جنگ اختصاص مییابد شامل بازسازی مدارس، درمانگاهها، مزارع، کارخانهها و بنادر. در مرحله چهارم، که به مدت یک نسل یا بیشتر طول میکشد، کمکها به سمت سرمایهگذاریهای بلند مدت و تقویت نهادهایی مثل دادگاهها هدایت میشود. جامعه بینالمللی و به ویژه آمریکا در مرحله سوم به شکل افتضاح عمل کردند. اغلب اوقات یک وقفه زمانی چندساله بین حرکت از کمکهای بشر دوستانه به توسعه اقتصادی واقعی وجود دارد. در زمانی که چنین کمکهایی وارد میشود اغلب بسیار دیر شده و جنگ دوباره شعلهور شده است.
در واقع امکان دوباره راه انداختن توسعه اقتصادی از طریق طرحهای هدفمند «با تاثیر سریع» وجود دارد. چون اقتصاد و معیشت اکثر کشورهای مفلوک پس از جنگ بر پایه کشاورزی است، احیای تولیدات کشاورزی بسیار مهم است. کشاورزان فقیر باید محمولهای رایگان از بذر، کود شیمیایی و تجهیزات ارزانقیمت (مثل پمپهای آبیاری) دریافت کنند. هنگامی که چنین کمکهایی به سرعت در اختیار کشاورزان قرار گیرد سربازان سابق به مزارعشان باز میگردند.
تمهیدات مشابه با اثربخشی سریع را باید برای کنترل بیماریها شروع کرد. درمانگاههای کوچک روستایی به سرعت ساخته شوند. چاهها و مخازن آب را راهاندازی کرد تا آب آشامیدنی سالم مصرف شود. اینها و تلاشهای مشابه است که تفاوت بهوجود میآورد.
توسعه اقتصادی با اثربخشی سریع دقیقا آن چیزی است که اکنون برای پایان دادن به خشونت و رنج وحشتناک در دارفور لازم است. همین قضیه در مورد سومالی صادق است. اما پنجره فرصتها خیلی سریع در این مناطق و سایر مناطق جنگزده بسته میشود. فقط با اتخاذ اقدامات سریع و معنادار برای جنگ با فقر، گرسنگی و بیماری است که میتوان شانس ایجاد شرایطی برای صلح و آرامش بلندمدت را بهوجود آورد.