چرا چاوز در انتخابات برنده میشود؟
آندره اپنهایمر خبرنگار و متخصص در امور آمریکای لاتین روزنامه میامی هرالد به تازگی سفری به هندوستان داشت و در جمع دانشجویان دانشگاه جواهر لعل نهرو (از بانیان اقتصاد سوسیالیستی در هند) حضور یافت.
آندره اپنهایمر خبرنگار و متخصص در امور آمریکای لاتین روزنامه میامی هرالد به تازگی سفری به هندوستان داشت و در جمع دانشجویان دانشگاه جواهر لعل نهرو (از بانیان اقتصاد سوسیالیستی در هند) حضور یافت. دقیقا در همان روز هوگو چاوز رییسجمهور ونزوئلا دستور ملی کردن صنایع بزرگ را داد. اپنهایمر تصور میکرد با توجه به حرکت هند به سمت اقتصاد بازار آزاد، این خبر میتواند به او کمک کند تا ادعای خود که چاوز در حال نابودی اقتصاد ونزوئلا است را به اثبات رساند. اما وی میگوید من بسیار اشتباه میکردم. در اینجا خاطرات وی از آن جلسه و سپس مقاله فرانچسکو رودریگوئز از اوضاع واقعی اقتصادی ونزوئلا را آوردهایم.
اساتید و دانشجویان رشته مطالعات بینالملل - که در آینده سکاندار سیاست خارجی کشور میشوند- با ترکیبی از کنجکاوی و ناباوری به من نگاه میکردند. برای اکثر آنها بدیهی به نظر میرسید که چاوز یک قهرمان باشد.
با علم به اینکه دانشگاه جواهر لعل نهرو سیاسیترین دانشگاه دولتی هند است من از مخاطبان پرسیدم «چه تعداد از شما فکر میکنید چاوز کارهای خوبی برای ونزوئلا انجام داده است؟» اکثر دانشجویان دستهایشان را بالا بردند.
من پرسیدم «چرا اینطور فکر میکنید؟» یک دانشجوی دکتری به نام جاگپال که پایاننامه خود را درباره ونزوئلا مینویسد گفت چاوز جلوی طبقه ممتاز فاسد سیاسی و اقتصادی را گرفته است و امکانات دولت را به سمت فقرا برده است. من گفتم با شما موافقم اگر او به این شیوه عمل کرده باشد. اما مشکل اینجاست که چاوز فقرا را به فقر بلندمدت محکوم کرده است. در دنیایی که حتی کشورهای کمونیستی مثل چین و ویتنام برای جذب سرمایهها رقابت میکنند صنایع جدید ایجاد کرده و صادرات را افزایش میدهند، چاوز در حال فراری دادن سرمایهها، به تعطیلی کشاندن صنایع و اخراج کارگران و وابسته ساختن تعداد زیادی از مردم به صدقات و اعانات دولت است.
من در ادامه گفتم به جای استفاده از ثروت اتفاقی نفت برای متنوع ساختن اقتصاد و راه اندازی صنایع جدید، چاوز صرفا کمک ماهانه نقدی به فقرا میکند. و در پایان گفتم مثل این است که امروز نفت دارید و نان میدهید و در فردای بینفتی گرسنگی توزیع کنید.
دانشجوی دکتری متخصص در مسائل ونزوئلا صحبت مرا قطع کرد و گفت اینطور نیست در دوران چاوز فقر به شدت کاهش یافته است. من جواب دادم عملکرد چاوز درباره فقرا کاملا مورد تردید است. بر اساس دادههای اداره آمار ملی دولت ونزوئلا، فقر در ونزوئلا در چهار سال نخست چاوز واقعا افزایش یافته و از ۴۳درصد به ۵۴درصد رسید. از سال ۲۰۰۴ تاکنون، فقر به ۳۴درصد کاهش یافته که اگر توجه شود بیشتر درآمد کشور از نفت تامین میشود و قیمتهای نفت از ۱۵ دلار در هنگام به قدرت رسیدن چاوز به ۷۰ دلار در سال گذشته رسید. من به دانشجویان هندی گفتم موضع آنها در طرفداری از چاوز تا حدی عجیب و غریب است. چون عده اندکی از آن جمع از سیاستهای مخالف با سرمایهگذاری خارجی حمایت میکردند. آنها میدانستند که هند مثل چین، از هنگام شروع سیاستهای بازارگرا و طرفدار بخش خصوصی، فقر را به شدت کاهش داده است. این دقیقا مخالف کارهایی است که چاوز در کشور خود انجام میدهد و به همین دلیل است که مدل خودپسندانه لنینیستی وی سرانجام به فقرا صدمه میزند.
حالا بقیه دلایل پیروزی چاوز را از مقاله فرانچسکو رودریگوئز در نشریه فارین پالیسی بشنویم. رودریگوئز استادیار اقتصاد در دانشگاه واسلیان و عضو پیشین مجلس ملی ونزوئلا به بررسی دلایل پیروزی و محبوبیت چاوز پرداخته است.
هوگو چاوز پس از اینکه قول داد بخشهای «استراتژیک» اقتصاد را ملی میکند و «سوسیالیسم قرن ۲۱» را برای تودهها به ارمغان میآورد برای سومین بار به عنوان رییسجمهور ونزوئلا قسم خورد. اما جاذبه وی در بین فقرا بر مبنای یک اشتباه است. یک تحلیل جدید از آمارهای دولتی نشان میدهد که سیاستهای وی واقعا به فقرا کمک نکرده است.
در ۳ دسامبر ۲۰۰۶ چاوز با حمایت ۶۲درصد رایدهندگان مجددا انتخاب شد. اکثر ناظران بسرعت پیروزی چاوز را به حمایت فقرای کشور از وی نسبت دادند که از استراتژی وی در باز توزیع وسیع ثروت نفت کشور ناشی میگردد.
این ذهنیت نادرست که چاوز اولویتهای ونزوئلا را به سمت مسائل فقرا برگردانده است چنان گسترش پیدا کرده که حتی در بین منتقدان وی نیز شنیده میشود. اما با تایید این موفقیت چاوز مشکلی وجود دارد چون اساسا نادرست است. آمارهای موجود بهبود قابل توجهی در بهزیستی یا سهمی از منابع که به سمت محرومترین شهروندان ونزوئلایی هدایت شود را نشان نمیدهد. اندک آمارهایی هم که ظاهرا به نظر میرسد از این تصور حمایت میکنند ناسازگاری زیادی داشته و قابل اعتماد نیستند.
رایجترین آماری که در دفاع از فرضیه «چاوز به فقرا کمک کرده» ابراز میشود کاهش نرخ فقر از ۸/۴۲درصد در ۱۹۹۹ به ۹/۳۳درصد در سال ۲۰۰۶ است. اما این کاهش نه غیرمنتظره و نه تعجبآور است چون که اقتصاد ونزوئلا در میانه یک رونق اقتصادی بهواسطه پنج برابر شدن قیمت نفت از هنگام قدرت یافتن وی است. از لحاظ تاریخی، کاهش شدید فقر در ونزوئلا با دورههای اضافه ارزش یافتن نرخ ارز واقعی مصادف است که الان اتفاق افتاده است. آخرین بار که این اتفاق افتاد از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۸ بود و فقر حتی بیش از این کاهش یافت و از ۳/۶۴درصد به ۹/۴۳درصد رسید. این واقعیت که ونزوئلا در حال حاضر با وجود قیمتهای بسیار بالای نفت، دچار کسری بودجه است نشان میدهد که بهبود فعلی اوضاع مثل سابق موقتی است و دیر یا زود از بین میرود.
با مطالعه کامل آمارهای سلامت و آموزش ونزوئلا میفهمیم هیچ نشانهای از تحول اساسی در بهزیستی جامعه که دولت چاوز و حامیانش اغلب اظهار میکنند دیده نمیشود. برای نمونه درصد نوزادانی که کسر وزن دارند از ۴/۸درصد به ۸/۸درصد در فاصله ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۴ افزایش یافت. حتی شواهدی نیست که دولت برای فقرا کار بیشتری کرده باشد. سهم متوسط مخارج اجتماعی به جز تامین اجتماعی، طی دوره مدیریت چاوز عملا کاهش یافت (۳/۲۹درصد در دوره ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۴ برخلاف ۵/۳۱درصد برای دوره از ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۸ قبل از سرکار آمدن چاوز).
بزرگترین چالش در ارزیابی موفقیت چاوز در کاهش فقر، جدا کردن آرزوهای دولت از واقعیات در اعلانات و دادههای رسمی است. یک نمونه از اینها، ادعای دولت در ریشه کن کردن بیسوادی از طریق آموزش ۵/۱میلیون ونزوئلایی است که چگونه بخوانند و بنویسند. من و چندین همکارم، درستی این ادعا را با بررسی دادههای رسمی دولت ونزوئلا تحلیل کردیم. طبق برآوردهای ما، در سال تحصیلی ۲۰۰۵، هنوز ۱۰۱۴۴۴۱۰ ونزوئلایی بیسواد بالای ۱۵ سال وجود دارد که فقط اندکی کمتر از برآورد ۱۱۰۷۷۹۳ نفر در آغاز برنامه میباشد. حتی این کاهش کوچک عمدتا به دلیل تغییرات در ترکیب هرم جمعیتی بوده است و ربطی به عملکرد دولت ندارد. ناسازگاریها و تناقضات مشابهی را می توان تقریبا در هرکدام از ادعاهای دیگر دولت یافت. دولت میگوید بیش از ۳درصد نیروی کار را تجهیز کرده است تا در برنامههای اجتماعی به نام «میسیونها» کار کنند اما آمار رسمی اشتغال، هیچ شواهدی نشان نمیدهد که این افراد شاغل شده باشند و ارقام بودجه رسمی، مدرکی ندارند که به آنها پولی پرداخت شده باشد. تخمین درصد ونزوئلاییها با دسترسی به خدمات بهداشتی با توجه به دادههای دولتی با ادعاهای رسمی مبنی بر پیشرفت زیاد، همخوانی ندارد.
اما اگر سیاستهای اجتماعی چاوز نتیجهای نداشته است چرا او به چنین پیروزی قاطعی در انتخابات دسامبر رسید؟ توضیح عمدتا به رشد اقتصادی ونزوئلا مربوط میشود. این کشور سه سال متوالی توانست به نرخ رشد نزدیک دو رقمی برسد که بخشی از آن ناشی از خلاصییافتن از اعتصابات ملی ۲۰۰۳ و بخشی نیز بخاطر افزایش قابل توجه قیمتهای جهانی نفت بود. اگر یک قاعده عمومی برای رفتار رایدهی باشد این است که متصدیان امر هنگامی که اقتصاد در حال رشد است خوب کار میکنند. حال اقتصاد در حال رشد است چه چاوز خوب کار کرده باشد و چه بد.
این رشد اقتصادی بالا ظاهرا یک امتیاز به نفع چاوز بوده است اگر چه رشد پایداری نخواهد بود. با وجود پنج برابر شدن قیمت نفت، ونزوئلا کسری بودجه دارد . کاهش شدید یا حتی اندک قیمت نفت این خانه کاغذی را ویران میسازد. وقتی این اتفاق بیفتد بیشترین آسیب را فقرای ونزوئلایی خواهند دید.
قدرت چاوز نه فقط بر توانایی وی در پاداش دادن به حامیان، بلکه همچنین در تنبیه مخالفان حکومت با محروم ساختن آنها از دسترسی به اشتغال و خدمات عمومی بنا نهاده شده است. از هر ارگان دولتی مثل موسسه جمعآوری مالیات و نظام قضایی استفاده میشود تا اطمینان حاصل شود مخالفان چاوز هزینه بالایی بابت ابراز نظرات سیاسی خود میپردازند.
هسته مرکزی این نظام، بانک اطلاعاتی پیچیده مایسانتا است یک سیستم الکترونیکی که گرایشات سیاسی ۴/۱۲میلیون ونزوئلایی را ثبت میکند. ژولیا جاتار اقتصاددان ونزوئلایی بر آن نام «آپارتاید قرن بیست و یکم» نهاد چون این فهرست را ادارات دولتی برای گزینش درخواستهای شغلی و متقاضیان کمکهای اجتماعی استفاده میکنند. همچنین ۷۸۰ مورد تبعیض سیاسی علیه کسانی گزارش شده که نامه سرگشادهای برای برگزاری رفراندوم در سال ۲۰۰۴ امضا کردند. فقط زمان روشن خواهد کرد که آیا سیستم پیچیده چاوز برای مقابله با اثر تنزل اقتصادی، کافی خواهد بود یا خیر. در عین حال، رونق نفتی دیگری به تاراج رفت و شانسی دیگر برای توسعهیافتن ونزوئلااز بین رفت.