«نقش زنان در اصناف»
لیلا بیداری شانجانی <br>زنان از قدیمالایام مدیران بالقوهای بودهاند خصوصا در صحنه اقتصادی که سادهترین آنها مدیریت اقتصادی در اجتماع کوچک خانواده است و با هر بودجهای که در داخل خانواده تصویب میشده مقتضیات زندگی را به نحو شایستهای به نتیجه مطلوب رساندهاند. در سطح کلان نیز در اکثر مجامع اقتصادی بانوان نقش موثری داشتهاند.
لیلا بیداری شانجانی
زنان از قدیمالایام مدیران بالقوهای بودهاند خصوصا در صحنه اقتصادی که سادهترین آنها مدیریت اقتصادی در اجتماع کوچک خانواده است و با هر بودجهای که در داخل خانواده تصویب میشده مقتضیات زندگی را به نحو شایستهای به نتیجه مطلوب رساندهاند. در سطح کلان نیز در اکثر مجامع اقتصادی بانوان نقش موثری داشتهاند. بانوان ایرانی حتی در شرکتهای بزرگ خارجی به موقعیتهای قابل توجهی دست یافتهاند و این خود نشاندهنده این است که در صورتیکه در جامعهای عملکردها ارزش قرار گیرد بانوان نیز تواناییهای لازم را برای حضور در مقاطع مختلف جامعه اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی دارا هستند.
امروزه گفته میشود که زن و مرد یکسان هستند واین باعث بروز اختلافاتی در محیط کار میان زنان و مردان شده است. زنان با استفاده از استعدادهایی که درونشان نهفته است توانستهاند از دفاتر تجاری گرفته تا کارخانجات، جلسات هیاتمدیره سازمانهای بزرگ اظهار وجود کنند و حتی توانستهاند شرکتها و سازمانهایی را خود تاسیس کنند که در اداره آنها بسیار موفقتر از مردان بودهاند و این بدیندلیل است که طبیعت زن نسبت به مرد فرق دارد و همینامر سبب شده که متدها و روشهای زنانه در راهبری موثرتر باشد. یعنی عوامل زیستشناختی در این میان دارای اهمیت گستردهای است و تفاوتهای فیزیولوژیکی مردان و زنان در محیط کار و نحوه اداره آن، دیدگاههای مدیریتی متفاوتی را در مردان و زنان بهوجود آورده است. دیدگاه مردان فرمان و کنترل و دیدگاه زنان، دیدگاه مشارکتی و توافقی میباشد. زنان معمولا مایلند تا عقاید و نظرات دیگران را نیز بشنوند. اما آقایان فکر میکنند اگر از دیگران راهنمایی بخواهند بهعنوان یک مدیر ضعیف شناخته میشوند.
بنابراین زنان هم با استفاده از تخصصهای خود در چرخه اقتصادی نقش موثری دارند چرا که در بیشتر موارد در رهبری و مدیریت یک قسمت موفق بودهاند. چرا که میتوان گفت زنان دارای تواناییهای ذیل هستند:
۱ - در تشویق کارکنان بهتر از آقایان عمل میکند.
۲ - زنان صداقت بیشتری را در محیط کار بهکار میبرند.
۳ - رهبران زن در واکنش نشان دادن به درخواستهای کمک، بهتر و سریعتر عمل میکنند.
۴ - با توجه به اینکه جامعه از افراد متفاوت تشکیل شده است زنان قدرت پذیرش بیشتری از این تفاوتها نسبت به مردان دارند.
۵ - زنان در ارتباطها با مهارت بیشتری عمل میکنند.
شاید همین عوامل بالا در نگاه اول مختصر و کماهمیت جلوه کند، اما اگر کارمندان یک اداره ارتباط صحیح با مدیر خود برقرار کنند خود را مسوول عملکرد خویش محسوب کرده و در انجام وظایف نهتنها کوتاهی نمیکنند بلکه برای اثبات ویژه بودن خود حداکثر تلاش را برای موفقیت آن شرکت یا اداره انجام میدهند و هر ادارهای که بهترین تیم و کارمندان را دارا باشد برنده خواهد شد و این مهم برخلاف این است که برخی فکر میکنند پول و سرمایه عامل اصلی موفقیت است. در موفقیت شرکتها وجود افراد با استعداد و نگهداری آنان در شغل مربوط بسیار مهمتر است و نگهداری افراد با استعداد بستگی به نوع ارتباط است که مدیران با آنان برقرار میکنند و این چیزی است که بهقول جفری کریستین، زنان بهخوبی قادر به انجامش هستند. بهطور کلی زنان در انتخاب افراد آمادهتر ظاهر میشوند و قدردانی ایشان نسبت به کار با ارزش افراد بیشتر و بهتر است. بهقول «تری لبین» زنان سوال میکنند و مردان همیشه عادت به پاسخگویی دارند و این تفاوت عمده زنان و مردان در مدیریت راهبری تیمها است که با ایجاد احساس ارزش و قدردانی در کارکنان، آنها مجاب میشوند که با صداقت و ثبات بیشتری به انجام وظیفه بپردازند.
و از آنجا که زنان دارای عملکرد بهتری در دو نیم کره چپ و راست مغزند بنابراین دارای ارزیابی ممتازتری هستند و تنها فاکتوری که باعث بروز برخی ضعفها در زنان است بعد خود مدیریتی است و این مشکل از آنجا ناشی میشود که زنان دارای مجال کمتری برای عرضه مهارتهای مدیریتی خود بودهاند و هماکنون با توجه به موفقیتهای چشمگیر نیم قرن گذشته، زنان بدون شک در حال کامل شدن در عرصه مدیریتی و اقتصادی هستند.بنابراین در جامعه در حال توسعه دولتمردان باید به توانمندسازی زنان که نیمی از جامعه را تشکیل میدهند. بپردازند یعنی زنان برای انجام برخی کارها تواناییجمعی پیدا کنند و این امر به رفع تبعیض میان زنان و مردان منجر میشود و با مقابله با تبعیضهای جنسیتی در جامعه موثر واقع میشود. در واقع با توانمندسازی زنان راه غلبه بر موانع پیشرفت آنها همواره میشود.