جایگزینی برای نفت
سیدکاظم اورعی*<br>پس از پیروزی انقلاب اسلامی عزم راسخی در نظام جمهوری اسلامی برای تحکیم فرهنگ تولید و جایگزین کردن بنگاههای واسطهگری به وسیله بنگاههای تولیدی مشاهده شد.
سیدکاظم اورعی*
پس از پیروزی انقلاب اسلامی عزم راسخی در نظام جمهوری اسلامی برای تحکیم فرهنگ تولید و جایگزین کردن بنگاههای واسطهگری به وسیله بنگاههای تولیدی مشاهده شد. دوران دفاع مقدس نیز شرایط را برای این جایگزینی مهیا کرد. کمبود شدید ارز خارجی و نیاز مردم به کالاهای مختلف، کشور را به سوی یک نوع خودکفایی در زمینه ساخت و احداث واحدهای تولیدی سوق داد. در سالهای اول بعد از جنگ تزریق ارز خارجی نیز به این فرآیند کمک کرده است و به نظر میرسید ایران به دروازههای تولید پایدار نزدیک شده ولی محاسبات اقتصادی نشان میداد که این وضع پایدار نخواهد ماند. همانطور که پس از سالها و به محض تغییر قیمت نفت دیدیم که تولیدات داخلی دچار وقفه شد میبینیم که کارخانههایی که سالها بود در حال توسعه بودند هماکنون در رکود به سر میبرند. صادرات غیرنفتی بالا رفت ولی به محض ازدیاد قیمت نفت دچار مشکل شد. دلیل این است که اگرچه تولید در کشور به عنوان یک عمل پسندیده قلمداد شد و تمام سعی و تلاش مسوولان بر این شد که تولید داخلی را اضافه کنند، لکن در این راستا تاکید بر روی صنایع مختلف به درستی انجام نشد. به عبارت دیگر هر کشوری باید از آن کالایی بیشتر تولید کند که در آن مزیت نسبی دارد. تجربه و محاسبات نشان میدهد که ایران در صنعت معدنکاری و فرآوری مواد معدنی بالاترین مزیت نسبی را دارد. به عبارت دیگر فقط در این صنعت است که هرگونه سرمایهگذاری در آن نتیجه مثبت داده و تولید و صادرات پایدار را زیاد میکند. برآیند این بروز رشد اقتصادی و ایجاد اشتغال پایدار است. بیان محاسبات در این نوشته نمیگنجد ولی دیده میشود که پس از گذشت ۴۰ سال تولید وسائط نقلیه سبک و سنگین میزان تولید واقعی داخلی و بخصوص صادرات آنها به چه حدی رسیده است یا در بخش کشاورزی ثابت شده که ایران در بهترین شرایط تنها میتواند وابستگی خود به خارج را کم کند. ولی در همان ایام که صادرات غیرنفتی در حال افزایش بود مقدار قابلتوجهی از این حجم صادرات مربوط به کالای معدنی بود. این در حالی است که حجم سرمایهگذاری در صنعت معدنکاری در مقایسه با صنایع دیگر تقریبا ناچیز بوده است.
ایران از نظر صنایعمعدنی چه در ذخایر معدنی و چه در نیروی انسانی متخصص دارای مزیت اقتصادی بالایی است و توجه به این صنعت می تواند اقتصاد کشور را شکوفا کند. یک سوم اقتصاد کشور به نحوی به ذخایر معدنی آن وابسته است.
صنایع معدنی کشور میتواند ایران را در جهان مطرح کند. یک بیستم کل ذخایر مس جهان در ایران است که میتواند جایگزینی کامل برای نفت در آینده باشد. میتوان بجای نفت و گاز از ذغالسنگ برای تولید برق استفاده کرد و نفت و گاز مصرف نشده را صادر نمود. در نتیجه از طرفی درآمد ارزی تقریبا دو برابر میشود و از طرف دیگر اشتغال مستقیم و پایدار برای حدود ۲۰۰هزار نفر ایجاد میشود.
این در حالی است که اگر تمام برق ایران به وسیله ذغالسنگ تولید شود باز هم برای ۳۰۰ سال آینده، ذخیره ذغالسنگ داریم. بسیاری سنگهای ساختمانی و کانیهای صنعتی هم همین شرایط را دارند. به طوری که ایران با داشتن یکدرصد از جمعیت بیش از ۳درصد ذخایر معدنی جهان را دارا است.
آموزش فنون معدنکاری نیز در فرهنگ ما جایگاه ویژهای دارد به طوری که درحالحاضر بیش از ۵۰مرکز آموزشعالی معدنکاری در دانشگاههای کشور وجود دارد و ایران از نظر تعداد فارغالتحصیلان رشته معدن رتبه اول را در جهان دارد.
سنگهای ساختمانی ایران را میتوان در بسیاری از نقاط جهان عرضه کرد و سیمان و دیگر فرآوردههای ساختمانی معدنی میتوانند بازارهای خاورمیانه و غرب آسیا را قبضه کنند.
دلایل بسیار دیگری نیز وجود دارد که نشان میدهند آسانترین و سریعترین راه برای ایجاد اشتغال پایدار و فقرزدایی در جامعه، توجه به صنعت معدنکاری است.
*استاد دانشگاه استرلینگ انگلیس