فریدمن، ستایشگر آزادی انتخاب

شماره روزنامه: ۱۱۱۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۹۰۹۰۰ بیشتر

هولکامب ب. نابل <br>مجید یوسفی<br>۱۶ نوامبر، ۲۰۰۶ میلادی جامعه جهانی نظریه‌پرداز و اقتصاددانی را از دست داد که در میان فرهیختگان نیمه دوم قرن بیستم میلادی یکی از صد اندیشمند برجسته و اثرگذار جهان لقب گرفت. میلتون فریدمن یکی از اقتصاددانان نامدار و ستیزه‌جوی آمریکا بود که در سن ۹۴سالگی در بیمارستانی در شهرستان فرانسیسکو آمریکا بدرود حیات گفت. دو روز پس از درگذشت او، بسیاری از سیاستمداران، اندیشمندان و اقتصاددانان مشهور جهان هرکدام به نوبه خود در وصف تاثیرگذاری او جملاتی را بر زبان راندند که نشانه عمق و تاثیر شگرف فریدمن بود. یک پایگاه اینترنتی در شمال اروپا او را «بزرگ‌ترین دانشمند اقتصاد مکتب شیکاگو» لقب داد و یادآور شد او در سال‌های دهه هفتاد میلادی تئوری معروف خود در مورد نقش پول در اقتصاد سرمایه‌داری را تبیین کرد که دیدگاه‌های موجود در زمینه لیبرالیسم اقتصادی را گام بزرگی به جلو راند.

فریدمن، ستایشگر آزادی انتخاب

هولکامب ب. نابل
مجید یوسفی
۱۶ نوامبر، ۲۰۰۶ میلادی جامعه جهانی نظریه‌پرداز و اقتصاددانی را از دست داد که در میان فرهیختگان نیمه دوم قرن بیستم میلادی یکی از صد اندیشمند برجسته و اثرگذار جهان لقب گرفت. میلتون فریدمن یکی از اقتصاددانان نامدار و ستیزه‌جوی آمریکا بود که در سن ۹۴سالگی در بیمارستانی در شهرستان فرانسیسکو آمریکا بدرود حیات گفت. دو روز پس از درگذشت او، بسیاری از سیاستمداران، اندیشمندان و اقتصاددانان مشهور جهان هرکدام به نوبه خود در وصف تاثیرگذاری او جملاتی را بر زبان راندند که نشانه عمق و تاثیر شگرف فریدمن بود. یک پایگاه اینترنتی در شمال اروپا او را «بزرگ‌ترین دانشمند اقتصاد مکتب شیکاگو» لقب داد و یادآور شد او در سال‌های دهه هفتاد میلادی تئوری معروف خود در مورد نقش پول در اقتصاد سرمایه‌داری را تبیین کرد که دیدگاه‌های موجود در زمینه لیبرالیسم اقتصادی را گام بزرگی به جلو راند.

فریدمن با تئوری خود عملا دیدگاه جاافتاده جان میناردکینز، اقتصاددان انگلیسی را که دستور‌العمل دولت‌های غربی در دوران پس از جنگ جهانی دوم بود به چالش طلبید. جان میناردکینز بر آن بود که در دوران رکود اقتصادی دولت‌ها می‌توانند از طریق سرمایه‌گذاری‌های عمومی به ایجاد اشتغال، درآمد‌زایی و افزایش میزان تقاضا یاری رسانند و از این طریق در به گردش درآمدن چرخ اقتصاد تاثیرگذار شوند.
به عقیده کینز، دولت‌ها برای چنین سرمایه‌گذاری‌هایی حتی از استقراض نیز نباید ابایی داشته باشند و از افزایش معینی در نرخ تورم نیز بهراسند.
بنا به این تئوری، فرا رسیدن مجدد شکوفایی اقتصادی و مالیات بیشتری که از این رهگذر به خزانه دولت منتقل می‌شود، آن را قادر می‌سازد که مبالغی را که در دوره رکود برای سرمایه‌گذاری‌ها مقروض شده باز پس دهد.
سیاست‌های اقتصادی دولت‌های غربی در دوران پس از جنگ جهانی دوم و نیز سیستم‌های رفاه اجتماعی این کشور‌ها تا حدزیادی برنظرات کینز استوار بود. با اعلام نظرات فریدمن، عملا در دهه هفتاد و هشتاد قرن گذشته این نظرات در برابر نظرات کینز قرار گرفته و به این ترتیب در زمینه اقتصاد سیاسی دو قطب نسبتا عمده و مخالف در تبیین روند‌ها و فعل و انفعالات نظام‌های سرمایه‌داری به وجود آمد.
فریدمن در ربع قرن آخر قرن بیستم از معدود لیبرال‌هایی بود که بی‌محابا و آزادانه آرا و عقاید خود را بیان می‌کرد و در رد نظریات کینز پای می‌فشرد. به همین جهت بود که به تدریج مورد توجه محافظه‌کاران غرب قرار گرفت. تکاپوی فریدمن در عرصه سیاست نیز در طی این سال‌ها چندان پنهان نبود او در سابقه کاری خود مشاور اقتصادی رونالد ریگان، رییس‌جمهور آمریکا و مارگرت تاچر را نیز به همراه داشت که از مهم‌ترین نقش‌های او در سیاست‌های کلان اقتصادی این دو کشور بود. از سوی دیگر، او همچنان متهم بود که در دوران حاکمیت ژنرال اگوستو پینوشه در شیلی به او مشاوره‌های اقتصادی می‌داده است.
فریدمن که در سال‌های ۴۳-۱۹۴۱ در وزارت دارایی آمریکا مشغول شد، چندی بعد به جهت نبوغ و راهکار‌های عملی که در آن حوزه از خود بروز داد به تدریس در دانشگاه دعوت شد. او از سال ۱۹۴۶ به‌تدریس نظریه‌های اقتصادی در دانشگاه شیکاگو پرداخت. در همین حال به عنوان مشاور طرح مارشال در پاریس نیز انجام وظیفه می‌کرد. او همچنین در سال‌های دهه ۵۰، ۶۰ به انتشار سه کتاب نیز دست زد که یکی از آن- کاپیتالیسم و آزادی- جزو ده کتاب برتر آمریکا لقب گرفت. کتاب‌های «نظریه‌ای در زمینه کارکرد مصرف» «کاپیتالیسم و آزادی» و کتاب «تاریخ پولی ایالات متحده ۱۸۶۷ - ۱۹۶۰» به سرعت مورد توجه علاقه‌مندان علم اقتصاد قرار گرفت و نام او را بر سر زبان‌ها انداخت.
پس از انتشار این سه کتاب کسب جایزه نوبل در رشته اقتصاد در سال ۱۹۷۶ مهمترین عنوانی بود که در سی سال‌ پایانی زندگی خود به‌دست آورد.
میلتون فریدمن، استاد اعظم تئوری اقتصادی محافظه‌کاران در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و پرچمدار اصلی جنبش کشورهایی که خواهان دولت حداقلی و اعتماد به بازار و نیز اهمیت به مسوولیت فردی بود، در ۱۶ نوامبر به سن ۹۴ سالگی بدرود حیات گفت. سه ساعت پس از درگذشت او بنیاد میلتون و رز فریدمن خبر فوت او را تایید کرد.
همگنان لیبرال و محافظه‌کار فریدمن، از او به عنوان یکی از رهبران اندیشمند قرن بیستم نام بردند و او را هم سطح مردان بزرگی چون جان مینارد کینز، ژوزف شومپیتر و پل ساملسون شایسته ستایش دانستند.
در دهه‌های هفتاد پس از آنکه پرچم محافظه‌کاران اقتصادی به اهتراز درآمد فریدمن نبرد سترگی را با تئوری جان مینارد کینز آغاز کرد. جان مینارد کینز اقتصاددان شهیر انگلیسی بود که به دولت‌هایی که تنها یک وظیفه برای خود قائل بودند و آن اینکه اقتصاد کاپیتالیستی را در دوره‌های کسادی حفظ کنند و از انفجار تورم شدید ممانعت به‌عمل آورند، پشتوانه تئوریک می‌داد. اما در دیدگاه فریدمن دولت‌ها مخالف این برنامه‌اند: اقتصاد را با دستان نامرئی حفظ کنیم و به بازار آزاد اجازه دهیم تا به کار خود بپردازد.
او هدایت‌کننده برجسته اقتصادهایی بود که توسط رونالد ریگان در آمریکا و مارگرت تاچر در بریتانیا اداره می‌شد. او وارث معنوی آدام اسمیت، پایه‌گذار علم اقتصاد و اولین حامی اقتصاد آزاد در قرن هجدهم بود که اعتقاد داشت بهترین حکومت‌ها حاکمانی هستند که با حداقل دخالت در آن حاکمیت دارند. تنها ابزار اقتصادی که فریدمن برای دولت قائل بود این بود که عرضه پول در کنترل دولت قرار گیرد. یک دیدگاه پول‌مدارانه‌ایی که وقتی در ۱۹۵۰ مورد توجه او قرار گرفت از سوی بسیار مورد تایید قرار نگرفت.
او سپس به ثبت یک موفقیت دیگری نائل شد که بیش از پیش به شهرت او انجامید. آن هم پیش‌بینی ترکیب بی‌بدیل افزایش بیکاری توام با افزایش تورم که بعدها به (Stagflation) «تورم توام با کسادی» نام گرفت. تئوری که یک سال بعد برای او جایزه به یادماندنی نوبل علم اقتصاد در ۱۹۷۶ را به ارمغان آورد.
بعدها به همین جهت بود که همگنان او یادآور شدند «به ندرت اندیشمندی همانند فریدمن در سال‌های اخیر ظهور کرده است که هم در حرفه خود و هم در ارکان یک دولت نقش مهمی را ایفا کرده باشد» اگرچه او رسما هرگز در دالان‌های قدرت نقشی ایفا نکرد، اما غالبا در حول و حوش آن به عنوان یک مشاور و یک تئوریسین حضور چشمگیر داشت. همان زمانی که حضور و نفوذش در سراسر جهان کاملا محسوس بود.
بن‌برناک رییس فعلی بانک فدرال رزرو در گفتار احترام برانگیزی که در سال ۲۰۰۳ در وصف فریدمن ایراد کرد گفت: «اندیشه‌های فریدمن آنچنان در اقتصاد دنیای مدرن نفوذ کرده است که دشوارترین گره‌های اقتصادی در برابر آن ایده‌ها کم‌توان و نابردبارند. به همین جهت باید از اصالت و حتی خصیصه‌های دگرگون‌کننده ایده‌های او قدردانی کنیم.»
میلتون فریدمن بارزترین عضو مکتب شیکاگو بود که در ارتقا و تعالی آن نقش درخشانی ایفا کرد. یک حلقه محافظه‌کاری در بخش اقتصاد دانشگاه شیکاگو به همراه دیگر همتای آن انستیتو تکنولوژی‌ هاروارد و ماساچوست تا به امروز افتخار پیش از ۱۲تن از برجستگان جایزه نوبل اقتصاد را از آن خود کرد.
میلتون فریدمن در شیکاگو نه تنها به نظرات ضددولتی و بازار آزاد مشهور بود بلکه خواستار ایجاد یک فضایی بود که متفکران مستقل بتوانند نسبت به عقاید نامتعارفی که از خود بروز می‌دهند مورد تشویق قرار گیرند و او برای حمایت از آنان چنین فضای پرمجادله‌ای را فراهم کرد.
جیمز هیکمن عضو دانشکده شیکاگو و برنده جایزه نوبل گفت: «بیشتر دپارتمان‌های اقتصادی همانند یک کلوپ محلی اداره می‌شوند اما اهمیت یک عضو هیات علمی در دانشگاه شیکاگو به آخرین مقاله او است».
آلن گرین‌اسپن، رییس پیشین فدرال رزرو آمریکا سه روز پیش از درگذشت فریدمن گفت: «از نقطه‌نظر تاثیر طولانی مدتی که او بر جای گذاشت موفقیت‌های دانشگاهی‌اش اثر پایداری را به ثبت رساند. اما نباید ایفای نقشی که او در دیدگاه عمومی مردمان آمریکا به عهده گرفت را نادیده گرفت».
وی گفت: «صحت نظریه فریدمن هنگامی آشکار شد که کینزین‌ها که در سال‌های ۱۹۳۰ عملکرد خوبی را در اذهان بر جای گذاشته بودند از توضیح و تبیین تورم توام با کسادی در ۱۹۷۰ عاجز مانده بودند».
گرین‌اسپن درباره فریدمن خاطرنشان ساخت «او به مباحثات سیاسی وسیعی که در متن کتاب کلاسیکش -کاپیتالسیم و آزادی- آمده است دامن زد. او باور داشت که تا آزادی اقتصادی محقق نشود از آزادی سیاسی خبری نیست.
فریدمن به‌طور معمول مخالف آموزش اجباری از سوی دولت بود. او همچنین از اختیارات و قدرت دولت در صدور گواهی پزشکان، رانندگان اتومبیل و دیگر موارد این‌چنینی انتقاد می‌کرد. به همین دلیل او بعدها مورد انتقاد مخالفان قرار گرفت اما ایستادگی سختی از خود نشان دادو با این ادعا از خود دفاع کرد که «ممنوعیت، اعمال مقررات یا گواهی دادن به یک رفتار انسانی یا کارکردی ندارد یا بورکراسی زایدی را دامن خواهد زد.»
فریدمن تاکید کرد: «رقابت خصوصی آزادانه نتایج بسیار بهتری نسبت به سیستم دولتی ایجاد می‌کند». او می‌گفت: «سعی کنید که با یک فرانسوی در مدرسه دولتی تحصیلکرده صحبت کنید و سپس آن را با یک تحصیلکرده در برلیتز (مدرسه خصوصی در انگلیس) مقایسه کنید».
یک بار وقتی که در مخالفت با دولت‌گرایی به افراط متهم شد، در پاسخ به اتهامش گفت: «هرنسلی کسی باید راه را تمام و کمال طی کند و به این خاطر است که من معتقدم این کار را انجام داده‌ام.»
در یک دوره طولانی رونق پس از جنگ‌جهانی دوم، وقتی که اقتصاد کینزی‌ها در غرب رو به اقبال بود. فریدمن تنها اندیشمندی بود که از بروز مشکلی در آینده هشدار داد.
با تاکید بر اینکه سیاست‌هایی که براساس تئوری کینز اجرا می‌شود بخشی از همین معضلی است که در آینده گریبانگیر ما خواهد شد.
در ۱۹۶۰ او به همان اندازه که منتقد اقتصاد رایج بود، پیش‌بینی می‌کرد که پایان رونق در غرب نزدیک است و بر این اعتقاد تاکید داشت که به جز بیکاری فزاینده، تورم نیز در همان زمان افزایش خواهد یافت. این پیش‌بینی در ۱۹۷۰ مورد تایید قرار گرفت و ساملسون به آن پدیده تورم توام با کسادی نام داد. کمی بعد تحلیل و پیشگویی فریدمن به عنوان یک اندیشه نظری فوق‌العاده، مورد توجه قرار گرفت و جایزه نوبل را برای او به ارمغان آورد. او همچنین به واسطه تحلیلش از پس‌انداز مصرف‌کننده و دلایل بحران فراگیر در غرب مورد تقدیر و تحسین آکادمی نوبل قرار گرفت. او هنگام دریافت جایزه نهاد دولت را به سخره گرفت و با اشاره به این حقیقت که دولت تا به امروز شانس‌های زیادی را برای توسعه و بهبود از دست داده است آن را ملامت کرد.


فریدمن در جلسه مشاوران اقتصادی- سیاسی رونالد ریگان


ایده‌های فریدمن نه تنها در رونالد ریگان و مارگرت تاچر تاثیر گذارد بلکه همچنین در بلوک کمونیسم هم طرفدارانی را به همراه آورد. اقتصاددانی همانند واسلاو کلاوس که کمی بعد نخست‌وزیر و اکنون رییس‌جمهور چک شده است.
وقتی که قرن بیستم به پایان خود نزدیک می‌شد. فریدمن گفت: رخدادهای قرن به نظر می‌رسد که تنها به تثبیت عقایدم و اعتبار بخشیدن آن یاری رسانده است.
یکی سقوط سوسیالیسم و کمونیسم بود که فریدریک هایک اقتصاددان در اثر «راهی به سوی نظام بردگی» در ۱۹۴۴ پیش‌بینی کرده بود.
در یک مقدمه به مناسبت پنجاهمین چاپ کتابش، نوشت که حالا روشن است پیشرفت و توسعه تنها زمانی روی می‌دهد که در درجه اول فعالیت دولت محدود شده باشد تا با تاسیس چارچوبی از نظام اقتصادی که افراد آزاد و مستقل بتوانند اهداف واقعی خود را دنبال کنند. او گفت تئوری بازار آزاد تنها مکانیسمی است که تا به امروز برای دستیابی به دموکراسی مشارکتی مطرح شده است.
فریدمن در ۳۱ جولای ۱۹۱۲ میلادی در بروکلین آمریکا چشم به دنیا گشود. او یکی از چهار فرزند و از قضا آخرین و تنها فرزند ذکور از جنیو فریدمن و سارالندئو بود. در آن زمان خانواده‌اش در نیویورک زندگی می‌کردند. سپس به راه وی از منطقه نیوجرسی آمریکا نقل مکان کردند. در آنجا بود که آنها برای امرار معاش خود دست به تاسیس یک مغازه پوشاک زدند.
جنیو فریدمن زمانی از دنیا رفت که فرزند ارشد او وارد دبیرستان همان شهر شد. پس از مرگ پدر، میلتون جوان روزها در پشت همان پیشخوان مغازه پوشاک، به کار مشغول می‌شد تا از این راه هزینه دانشگاه روتگرز را بپردازد. او در سال ۱۹۲۹ وارد دانشگاه روتگرز شد. سالی که بازار بورس آمریکا سقوط کرد و بحران آمریکا آغاز شد. اگرچه بحران در آمریکا امان از مردم آمریکا گرفت اما کمتر متوجه فریدمن شد عمدتا موفقیت فریدمن را به یک اتفاق ساده نسبت می‌دهند. مهاجرت خانواده جوانش از چک‌اسلواکی، او را قادر ساخت تا پیش از آنکه یک شهروندی از مردمان بلوک شرق شناخته شود، او را یک آمریکایی معرفی کنند.
در دبیرستانی در آمریکا، تبحر و پویایی یک معلم هندسه باعث شد که یک رابطه‌ای در عالم ریاضی او را آگاه سازد که جهان را از دریچه روابط و حقایق ریاضی و ابعاد آن مشاهده کند یا اقبالی که در کنار معلمانی چون هومر جونز و آرتور برنز به او رو کرد. یکبار او درباره برنز که بعدها رییس فدرال‌رزرو آمریکا شد گفت: «برنز شور و نشاط به درستی و صداقت در علم اقتصاد را در من ایجاد کرد و هومرجونز من را به سیاست پولی و تحصیل دردانشگاه شیکاگو علاقه‌مند کرد.»
در اولین کلاس درس تئوری‌های اقتصادی در شیکاگو شانس دیگری به او رو کرد. او نامش با حرف F آغاز می‌شد. صندلی‌های کلاس نیز با حروف الفبا جای داده شده بود.از قضا صندلی او بعد از خانم رز دایرکتور قرار داده شده بود. خانم رز در آن زمان دارای درجه فوق‌ لیسانس بود. همین صندلی ۶سال بعد زندگی جدیدی را برای این دو رقم زد.
رز و میلتون ۶ سال بعد با همدیگر ازدواج کردند. رز در آن زمان شخصا یک اقتصاددان مشهور بود. اما به فریدمن کمک کرد تا او به عقایدش و نظم فکریش انسجام بخشد.
آن کلاس سرنوشت‌ساز دانشگاه همچنین فریدمن را به ژاکوب وینر معرفی کرد. اندیشمندی که فریدمن را متقاعد کرد که تئوری‌ها نمی‌توانند مجموعه‌ای از فرضیه‌های پاره پاره صرف باشد بلکه تا حدی می‌تواند به تز منسجم و منطقی برای اجرا توسعه یابد. فریدمن بعدها یک بورس تحقیقاتی دانشگاه کلمبیا را برای تز پایان دکترایش به دست آورد.
دانشگاهی که او با سیمون کوزنتس دیگر آمریکایی برنده نوبل اقتصادی در آنجا تز دکتری او را به کتاب معتبری بازگرداندند.اما در بیرون از آمریکا فریدمن مورد انتقاد شدید قرار داشت. انتقادها بیشتر متوجه مشاوره‌های نظری فریدمن به رژیم نظامی شیلی بود که در ۱۹۷۳ در اثر کودتای خونین بر سر کار آمده بود.
از سوی دیگر در ویتنام نوشته‌های خصوصی‌سازی فریدمن آنگاه که قانون اساسی این کشور در ۱۹۸۶ اصلاح شد غالبا در بالاترین سطوح حاکمیت این کشور قرار داشت. او در همان زمان بود که به اندیشمندان چینی در دانشگاه فودن گفت:
«به اقدامات خصوصی‌سازی شرکت‌های تحت اختیار دولت شدت عمل بیشتری بدهید» و آنان نیز پس از انتقال این تجربیات بود که به سرعت به خصوصی‌سازی جامه عمل پوشاندند.
منبع:‌ هرالد تریبیون

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن