در گفت وگو با دبیر انجمن بتن ایران مطرح شد

پیشنهاد انجمن بتن ایران برای حذف رانت سیمان

شماره روزنامه: ۱۰۵۶ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۸۳۷۳۳ بیشتر

محمد صادق صادقیان‌پور، رییس هیات‌مدیره انجمن بتن ایران در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» به موانع توزیع و تولید سیمان در کشور اشاره می‌کند.<br>وی معتقد است که نحوه توزیع سیمان باعث شده تا تعدادی رانت‌خوار در کشور متولد شوند که ماحصل آن اخلال در نحوه توزیع سیمان است. صادقیان‌پور می‌گوید: موقعی که آقای دکتر احمدی‌نژاد شهردار تهران بودند، در روز بتن (۱۶ مهر ماه) اعضای انجمن بتن در خدمتشان بودیم، به ایشان گفتم اگر سیمان درست توزیع شود، ما چیزی حدود ۲۰درصد آن را هم می‌توانیم صادر کنیم و ایشان هم قبول کرد. مشروح گفت‌وگو با صادقیان‌پور را در پی بخوانید:

پیشنهاد انجمن بتن ایران برای حذف رانت سیمان

محمد صادق صادقیان‌پور، رییس هیات‌مدیره انجمن بتن ایران در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» به موانع توزیع و تولید سیمان در کشور اشاره می‌کند.
وی معتقد است که نحوه توزیع سیمان باعث شده تا تعدادی رانت‌خوار در کشور متولد شوند که ماحصل آن اخلال در نحوه توزیع سیمان است. صادقیان‌پور می‌گوید: موقعی که آقای دکتر احمدی‌نژاد شهردار تهران بودند، در روز بتن (۱۶ مهر ماه) اعضای انجمن بتن در خدمتشان بودیم، به ایشان گفتم اگر سیمان درست توزیع شود، ما چیزی حدود ۲۰درصد آن را هم می‌توانیم صادر کنیم و ایشان هم قبول کرد. مشروح گفت‌وگو با صادقیان‌پور را در پی بخوانید:

انجمن بتن ایران وضعیت توزیع و تولید سیمان در کشور را چگونه ارزیابی می‌کند؟
بحثی که از نظر ما مهم است، مساله سیمان است که امروزه خیلی بحث داغی است اینکه چرا سیمان وارد بازار آزاد می‌شود؟ چرا سیمان قیمت آنچنانی پیدا می‌کند؟ جای تاسف دارد که یک عده رانت‌خوار و سودجو در هر کاری دخالت کنند؟ سیمان از نظر ما یک کالای مهم است، با یک کالای استراتژیک چه کسی اجازه دارد شوخی کند، چرا باید اجازه بدهند که این کالا دست‌مایه یک عده رانت‌خوار قرار بگیرد، یعنی واقعا نمی‌توانند جلوی این کار را بگیرند.
سیمان یک کالای استراتژیک است و اعتقاد ما بر این است که مملکتی که در حال رشد و ساخت‌وساز و سازندگی است یک کالای استراتژیک باید خیلی با دقت و با کیفیت عالی تولید شود و با دقت توزیع شود و مصرف‌کنندگان واقعی از آن بهره بگیرند و در حقیقت زیربنای این مملکت را بسازند. یک سیمان یعنی زیربنای مملکت. اعتقاد من بر این است که زمانی که ما یک تکه‌نان را در خیابان می‌بینیم پاهایمان را رویش نمی‌گذاریم و آن را می‌بوسیم و در کناری می‌گذاریم تا پرنده‌ای آن را بخورد، این به چه معنی است. به این معنی است که نان برای ما برکت است. ما باید همین را برای سیمان اجرا کنیم، سیمان یک ماده اولیه حیاتی ما است، چرا فکر نکنیم آن هم یک برکت است؟ خداوند این کوه‌ها و طبیعت را به ما داده است.
آیا ما باید این کوه‌ها را بشکافیم و از آنها سیمان با کیفیت‌های مختلف بسازیم و از آن استفاده نامطلوب بکنیم بعد از ۱۷سال، ۱۵سال دوباره کوه‌ها را بکنیم و این طبیعت را نابود بکنیم، هیچ‌کس نمی‌خواهد پاسخگوی این محیط‌زیست باشد، من واقعا متاسفم وقتی که شخصی درختی را در خیابان می‌شکند جریمه‌اش می‌کنند ولی این کوه‌ها و طبیعت ما که توسط کارخانه‌ها در حال نابودی است و می‌آید از عمق آن این ماده اولیه حیاتی را به دست می‌آورند و بعد این را تبدیل به یک ماده‌ای به نام سیمان می‌کنند و در اختیار من و شما می‌گذارند که ما زیربنای این مملکت را بسازیم بعد بازیچه یک عده قرار می‌گیرد، قیمت آن آنچنانی می‌شود.
دلیل افزایش قیمت سیمان را چه می‌دانید؟
عدم مدیریت دولت بر بازار است، برای اینکه دولت روی هر کاری دست گذاشته است، سیمان قبل از انقلاب توسط بخش خصوصی تولید می‌شد. مثلا در ۳۰ سال پیش کارخانه سیمان تهران، محصولاتش را پاکتی ۲۵ ریال می‌فروخت، الان همان پاکت چرا باید ۸هزار تومان باشد؟ این در اثر عدم کارایی و مدیریت است، مگر دستمزد چقدر افزایش پیدا کرده است یا هزینه سوخت چقدر افزایش پیدا کرده است که ما یک پاکت سیمان ۲۵ ریالی را الان ۴هزار تومان قیمت بگذاریم که در بازار آزاد بشود ۸هزار تومان. من یک سوال از این دولت دارم، یک کارخانه سیمان چقدر باید سود بدهد، ما کارخانه سیمانی داریم که دولت مصادره کرده است و بابت آن یک قران هم پول نداده است، بعد از انقلاب تا به امروز این کارخانه ۱۴۴درصد به سهامدارانش سود داده است و ۷ الی ۸ کارخانه زیرمجموعه ساخته است،‌ می‌دانید هزینه هر کارخانه سیمان چقدر است؟ خب این را از کجا آورده است؟ این از پول همین سیمانی است که به مردم فروخته است.


میانگین سرمایه‌گذاری در هر کارخانه سیمان تقریبا چقدر است؟
۱۰۰میلیارد تومان. کارخانه سیمانی که ۱۵ سال پیش ساخته شده با کارخانه سیمانی که الان ساخته‌اند فرق می‌کند، یک زمانی با ۱۰میلیارد می‌شد یک کارخانه سیمان ساخت ولی الان ۱۰۰میلیارد است. اخیرا در غرب تهران کارخانه سیمانی را بازدید کرده‌ام که دو خط تولید دارد که به زودی تولیداتش وارد بازار می‌شود. صاحب این کارخانه می‌گفت، ما با راه‌اندازی یک خط، تمام هزینه‌مایمان تامین و برمی‌گردد، یعنی خط دوم صد درصد سود است. کدام یک از صنایع این‌قدر سود می‌دهند؟ آیا صنایع کاشی، نساجی، آلومینیوم و ... هم به همین صورت سود می‌دهند؟
کارخانه‌های سیمان ما باید بدانند سود عادلانه‌اشان چقدر است و اینها را یکی، یکی بررسی کنند، حالا می‌گوییم یک قیمت پایه برای سیمان بگذارد، دولت باید یک مقدار از فروش کارخانه‌های قبل از انقلاب بگیرد و به این جدیدی‌ها بدهد به عنوان سوبسید. مگر از ما نمی‌گیرند، ما الان هر تن سیمان که می‌خریم از ما یک مبلغی به عنوان تاسیس احداث صنعت می‌گیرند این پول کجا می‌رود؟ این احداث صنعتی که من دارم ۳۰ سال بابت آن پول می‌دهم در یک صندوق گذاشته بودم یا اگر طلا خریده بودم می‌دانید چه رقمی پول بود؟ این پول کجا است؟! خب همان پول را برای کمک به واحدهای جدید بدهند. دولت باید با واحدهای جدیدی که دارند روی خط می‌آیند، همکاری بکند، وام ارزی بدون بهره به آنها بدهد، وام‌هایی با بهره کم به آنها بدهد یا اصلا بیاید بگوید من به مدت ۱۰ سال از شما مالیات نمی‌گیرم و این قیمت سیمان را پایین می‌آورد، حالا من چرا می‌گویم قیمت سیمان را پایین بیاورند، من مصرف‌کننده نیستم من سیمان را برای خودم و خانواده‌ام نمی‌خواهم که می‌گویم آن را ارزان کنید، یک عده این‌طوری فکر می‌کنند، ما داریم برای جامعه فکر می‌کنیم، سیمان اگر ارزان شود مقاوم‌سازی شکل می‌گیرد، یعنی هر کسی که می‌خواهد خانه بسازد می‌رود سیمان می‌خرد، سیمان یک ماده اولیه برای ساخت‌وساز است و یک بنای محکم می‌سازد، خب مزایایش چیست؟ وقتی ما یک بنا را محکم می‌سازیم عمر این بنا زیاد است، در حال حاضر در آمریکا مقاومت مصالح ساختمانی آنقدر زیاد است که بناهایشان حدود ۲۵۰ سال عمر می‌کند اما عمر بناهای ما نهایتا ۱۷ سال است. ما ۱۵ سال پیش جاهایی که بتن داده‌ایم، الان شهرداری برای همان مکان‌ها مجددا دارد از ما بتن می‌گیرد و دوباره می‌خواهد آنجا را تخریب کند و بسازد. چرا؟ برای اینکه مصالح‌اش استاندارد نیست. پس بنابراین اگر ما بیاییم سیمان را اول از همه ارزان بکنیم و بعد با کیفیت خوب تولید کنیم و دست مصرف‌کننده واقعی بدهیم، زیربناهای مناسب (مقاوم‌سازی)، شکل می‌گیرد. با این شکل گرفتن مقاوم‌سازی، ضمن اینکه رونقی است برای مملکت باعث می‌شود ما دوباره‌سازی نکنیم، زیرا این دوباره‌سازی‌ها همه هزینه است. همه اینها تخریب می‌شود، از شیشه و پلاستیک به کار رفته در آن تا مصالح دیگرش همه هزینه است. در یک ساختمان ۱۸۰ نوع جنس به کار می‌رود، سیمان فقط یکی از آنها است. تمام اینها جلوگیری می‌شود از هدر رفتنش و اینکه مساله مسکن در مملکت ما حل می‌شود، همین مساله مسکن که ما بعد از انقلاب این همه ساخت و ساز داشته‌ایم، چرا هنوز می‌گوییم سالی یک‌میلیون مسکن نیاز داریم؟ مگر ما چقدر رشد داریم؟ نه اشتباه ما این است که تخریبمان زیاد است، خانه‌هایی را که می‌سازیم و بعد تخریب می‌کنیم، جایگزین به موقع نمی‌توانیم بکنیم و فرسوده می‌شود، عامل اصلی همه اینها مقاوم‌سازی در برابر زلزله است. مملکت ما روی گسل زلزله است، ۳۰درصد مملکت ما روی گسل زلزله است، یعنی مستقیم روی گسل زلزله است، یک جاهایی‌اش هم نیست، بعضی جاهایش را هم کسی فکر نمی‌کرد روی گسل زلزله باشد و اتفاق افتاده است. در ارگ بم با قدمت سه‌هزار ساله زلزله نیامده بود، ولی اتفاق افتاده پس می‌شود آن جاهایی هم که روی خط زلزله نباشد زلزله اتفاق بیفتد مثل ارگ بم. یک جاهایی هم است که مرتب زلزله می‌آید، ولی خفیف است و ما متوجه نمی‌شویم. خوب وقتی مقاوم‌سازی شود، دیگر اگر زلزله مثل بم اتفاق بیافتد دولت نیاز ندارد ستادهای مختلفی مثل ستاد حوادث غیرمترقبه و... را ایجاد بکند و کلی هزینه بکند.
چرا ما باید دوباره برویم شهر را از اول بسازیم از همین حالا بیاییم پیشگیری بکنیم کاری که همه جای دنیا می‌کنند. در ژاپن ۱۵ سال پیش زلزله آمد ۱۴۰نفر مردند و همان زلزله با همان ریشتر بعد از ۹ سال در همانجا اتفاق افتاد و فقط یک نفر جان خود را از دست داد و هیچ ساختمانی خراب نشد، چرا؟ برای اینکه آن منطقه را مقاوم‌سازی کردند، در آمریکا، لس‌آنجلس، روزی دویست زلزله با ریشترهای ۲، ۳ و ۴ اتفاق می‌افتد و گاهی اوقات هر ۵ سال یک بار بعضی‌هایش می‌شود ۶ ریشتر که تازه فقط یک‌سری از ساختمان‌هایشان ترک می‌خورد آن هم به دلیل این است که بیشترش با چوب است ولی ساختمان‌های بتنی آنها اصلا تکان نمی‌خورد. من خودم در چند تا از جلسه‌هایی که با آقای رییس‌جمهور داشتم به ایشان گفتم: این مدیران کارخانه‌های سیمان فکر می‌کنند که همه در خیابان فرشته در حال برج‌سازی هستند و متری پنج‌میلیون تومان هم می‌فروشند و این برایشان خیلی راحت است که حتی۸۰ هزار تومان هم پول سیمان بدهند. یکبار این آقایان را سوار ماشین بکنید و ببریدشان خارج از تهران ببینند مردم چطور ساخت و ساز می‌کنند. با چه بودجه و بضاعتی می‌خواهند برای خودشان و خانواده‌اشان سرپناه درست بکنند ولی وقتی سیمان پاکتی ۸هزار تومان است، خوب این کار را نمی‌کنند، با خشت درست می‌کنند و وقتی زلزله بیاید آیا از آن ساختمان چیزی باقی می‌ماند و آن وقت باید ۵برابر خرج بازسازی آن خانه شود و ایشان فرمودند: بله، یک روز قصد دارم این مدیران را برای زندگی به آنجا بفرستم. در هر صورت بالا رفتن قیمت سیمان در بازار آزاد یک مقدارش بر اثر بی‌توجهی مسوولان است. یا اینکه مشاور خوب ندارد، چرا از آنهایی که دست‌اندرکار هستند استفاده نمی‌کنند؟ حتی انجمن، بارها گفته است این کار را به رایگان انجام می‌دهد ما افرادی را داریم که بیش از ۳۵سال در کار ساخت‌و‌ساز هستند، خب اینها خیلی باتجربه‌تر هستند تا اینکه وزارت بازرگانی یک فرد لیسانس را استخدام بکند. به عنوان کارشناس و بعد این افراد می‌خواهند در اتاق‌های در بسته بنشینند و برای سیمان تصمیم بگیرند که چگونه تقسیم‌بندی بکنند و یا چگونه قیمت‌ بگذارند آیا این صحیح است؟‌ این همه صحبت از این هست که بیایند از تشکل‌ها استفاده بکنند و تشکل‌ها را بها بدهند ولی در بعضی از موارد ما را حتی به حساب نمی‌آورند.
در حال حاضر برای تهران و کشور کمیته تخصیص سیمان تشکیل داده‌اند. چرا نباید از انجمن تولیدکنندگان بتن ایران استفاده بکنند اینها در کار خود خبره هستند و می‌توانند تجربیات بیش از ۳۵ساله خود را صادقانه در اختیار بگذارند، چرا نمی‌آیند استفاده بکنند، آن وقت نتیجه‌اش این‌طوری می‌شود که سیمان اینطوری توزیع می‌شود و این جنجال‌ها به وجود می‌آید و پیشنهاد ما این است که این کالا استراتژیک است و نباید وارد بورس شود، وارد شدن سیمان به بورس کالا مساوی است با فراموش شدن مقاوم‌سازی . شما اگر به هر شگردی بروید از بازار آزاد سیمان بخرید و نگه دارید و بعد از سه ماه بخواهید بفروشید یک دلهره‌ای دارید که نکند توقیفم بکنند و شخص یک نگرانی دارد ولی اگر سیمان وارد بورس شود دیگر این نگرانی را ندارد. فرد می‌رود در بورس می‌نشیند، یکی می‌گوید تنی ۷۰هزار تومان، یکی دیگر می‌گوید تنی ۷۵هزار تومان، بر فرض این شخص می‌گوید تنی ۸۰ هزار تومان، خب این ۸۰ هزار تومان را باید در بازار بدهند تنی ۹۰هزار تومان آیا شما می‌توانید به او بگویید چرا این کار را کردی؟ می‌گوید من این را از بورس خریدم.
آیا در بورس می‌توانید گزینشی بدهید؟ یعنی بیایید بگوید فقط سیمان را اگر می‌خواهید استفاده بکنید، بیایید بخرید، چنین چیزی محال است، اگر می‌توانید قانون را بگذارید چرا همین حالا نمی‌گذارید؟ من مصرف‌کننده سیمان نیستم، من مشاهداتم را می‌گویم. یک آقایی به مدت ۱۵سال در وزارت صنایع و معادن بود، ایشان هر سال می‌گفت، اگر سیمان از یک‌هزار تومان به سه هزار تومان برسد دیگر بازار آزادش از بین می‌رود، هر چقدر گفتیم این کار اشتباه است، توزیع غلط است، سیمان را کرد سه هزار تومان، بازار آزاد شد و رسید به شش‌هزار تومان، باز گفت: اگر سیمان را بکنیم هشت هزار تومان مطمئنا دیگر کسی سراغ سیمان نمی‌رود، باز بازار آزادش شد پانزده هزار تومان، الان سیمان تنی نزدیک به سی‌و‌شش هزار تومان است که اینها می‌گویند اگر بکنیم تنی پنجاه هزار تومان دیگر رانت از بین می‌رود، اگر سیمان را بکنند پنجاه هزار تومان بازار آزادش می‌شود، صد و بیست هزار تومان، وقتی که کنترلی در توزیع وجود ندارد و هر کسی که پول دارد می‌تواند برود و سیمان بخرد این کار اشتباه است. در هیچ جای دنیا این کار را نمی‌کنند، ولی در مملکت ما این‌طوری است،‌ هرکسی که پول دارد می‌تواند همه‌چیز بخرد. یک زمانی ۵۰ تا ۵۰ تا ماشین می‌خریدند انبار می‌کردند و بعد می‌فروختند و هیچ‌کس نبود که بگوید چرا این کار را می‌کنید. آقای رییس‌جمهور دو تا نماینده به ما معرفی کند ما به آنها الگو می‌دهیم. به شما قول می‌دهم مشکلات حل می‌شود.
این بحث، یک بحث جامع و کلی است. آیا به نظر شما می‌شود جلوی آن را گرفت؟ آیا این موضوع را با آنها در میان گذاشته‌اید؟
بله، ما این قدر در روزنامه‌ها این مساله را مطرح کرده‌ایم، ولی متاسفانه اهمیت نمی‌دهند. من حتی خیلی وقت‌ها با لحن تندی گفتم ما در تهران برای سیمان به دنبال متولی هستیم و نمی‌یابیم و چاپ شد و انتظار داشتم آن زمان وزیر مسکن بیاید بگوید من متولی هستم. بخش اول بخش سیمان است که به راحتی این درد ۲۸ ساله قابل علاج است و دوم بحث ساخت‌وساز است که باید یک متولی واقعا جدی داشته باشد و مسوولان مملکتی نباید فقط به بتن و آهن یک ساختمان توجه کنند. باید سایر مصالح ساختمانی هم استاندارد باشد.
آقای صادقیان‌پور شما خودتان هم در کار ساخت‌وساز هستید، در حال حاضر بیشتر در کدام مناطق ساخت‌وساز دارید؟
من الان حدود ۱۵ سال است که ساخت‌وساز را کنار گذاشته‌ام و خب شاهدش هستیم و نظارت می‌کنیم روی ساخت‌وساز. الان وقتی یک ساختمان ساخته می‌شود از فونداسیون تا سقف آخرش آن را که داریم بتن می‌ریزیم می‌رویم بررسی و بازدید می‌کنیم.


شما به عنوان کارشناس می‌توانید کار را در مرحله‌ای قطع کنید.
خیر، ما تنها کاری که می‌توانستیم انجام دهیم این بود که مصالح را نمی‌دادیم که آنها هم می‌رفتند و از ما شکایت می‌کردند. وقتی می‌دیدیم که کسی دارد قلابی می‌سازد جلوی مصالح آن را می‌گرفتیم. متاسفانه در حال حاضر عقل مردم به چشمانشان است، وقتی این ساختمان‌های شیک را می‌بینند شیفته می‌شوند، ولی اگر جرات کنند و به زیرزمین بروند و یکی از ستون‌ها را بتراشند و ببینند چه نوع بتنی در آن به کار رفته است وقتی ساختمانی که هنوز بار مرده در آن نرفته است و خالی است زمانی که بتن ستونش را می‌خراشیم مانند نان سوخاری خرد ‌شده و می‌ریزد آیا محل امنی برای زندگی است؟ البته تا یک مدتی خودش را حفظ می‌کند ولی با کوچک‌ترین تکان فرو خواهد ریخت.
در حال حاضر اغلب واحد‌های سیمانی خصوصی است. این در تولید صادرات چه اثری دارد؟
واردات سیمان اشتباه است. ما خودمان تولیدکننده سیمان هستیم. ما باید خودمان صادر کنیم. زمانی که آقای احمد‌ی‌نژاد شهردار بود، روز ۱۶ مهرماه روز بتن، ما در خدمتشان بودیم و من به ایشان گفتم: اگر سیمان درست توزیع شود (آن زمانی که تولید سیمان حدود ۳۱میلیون تن بود)، ما چیزی در حدود ۲۰درصد از آن را هم می‌توانیم صادر کنیم و ایشان هم قبول کردند. آن زمان شهردار بودند ولی حالا که رییس‌جمهور هستند، دستشان بیشتر باز است. اگر کارخانه‌های سیمان در دی‌ماه و سه ماه آخر سال و در زمان برف و بارندگی احتیاج به نقدینگی دارند، چرا دولت یک نقدینگی را با بهره معقول در اختیار اینها نگذارد که اینها مجبور نشوند سیمانشان را به هر کس که پول دارد بفروشند و بعد آن طرف در اردیبهشت ماه به هر صورتی که می‌خواهد سیمانش را بفروشد. اینها همه راهکار دارد. دولت بیاید بگوید کارخانه‌دار از بانک دولتی وام بگیرد و از بهره‌ای که دارد من ۵درصدش را تقبل می‌کنم، خیلی راهکارها وجود دارد که انجام نمی‌دهند.
باید برای درازمدت فکر کرد این کوتاه مدت فکر کردن‌ها همه ضرر است. یک زمانی گفتند بیایید سه میلیون تومان برای اشتغال به افراد بیکار بدهید ما هم این کار را کردیم ولی بعد از مدتی همان آدم بیکار، بدهکار شد، حداقل قبلا بدهکار نبود.
نظر شما این است که آن وام‌ها اصلا نباید داده می‌شد؟
بله، این کار اشتباه بود.
اگر این وام داده می‌شود در کنارش اطلاع‌رسانی می‌شد چطور؟
با سه میلیون تومان، هیچ وقت نمی‌شود یک صنعت راه انداخت. ما چرا نمی‌آییم خودمان را در صنعت‌ها تقویت کنیم. ما حتی در کشاورزی خیلی می‌توانیم پیشرفت کنیم، چرا باید از میوه‌های وارداتی استفاده کنیم. ما حتی می‌توانیم میوه‌هایمان را صادر کنیم.
عربستان که آب دریا را شیرین می‌کند، دومین صادرکننده گندم است. ما که در کشورمان این همه منابع طبیعی داریم، چرا استفاده نمی‌کنیم. ما یک حرکت در مورد گندم انجام دادیم و خودکفا شدیم چرا این کار را در مورد برنج انجام نمی‌دهیم. یک زمانی گفتند کاشی ارزان شده همه رفتند کارخانه کاشی زدند با کیفیت نامطلوب و حالا این کاشی‌ها روی دستشان مانده است و حالا از چین کاشی وارد می‌کنند.
اگر می‌خواهیم صادرات داشته باشیم اول باید راه صادرات را نشان بدهیم و ایجاد کنیم و بعد کارخانه را احداث کنیم. ما باید نیازهایمان را در مقابل صادراتمان قرار بدهیم، صادرات در مقابلش واردات، نه واردات اگر شد صادرات. بر فرض منی که صادرات می‌کنم باید وارداتم چه چیزی باشد؟ باید توسعه کارخانه‌ام باشد، فناوری باشد که بتوانم بازار روز آنجا را داشته باشم. نه اینکه بروم کاشی صادر کنم و چیزهایی وارد کنم مشابه‌اش در اینجا وجود دارد. انجمن بتن ایران با استادانی که دارد می‌تواند از طرف دولت متولی باشد برای سازه‌ها و این انجمن می‌تواند اطلاعات خودش را در اختیار مسوولان قرار بدهد و حتی دولت می‌تواند کنترل سازه‌های بتنی را تفویض بکند روی انجمن بتن ایران.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن