صنعت نیاز به توجه، نقدینگی، حمایت و برنامه ریزی دارد
صنعت اگر جان بگیرد و قدرت پیدا کند، میتواند اقتصاد و سیاست را پیش ببرد<br>واحد صنعتی شرسا چوب کار خود را رسما در سال ۷۸ ۱۳ آغاز کرد. مدیران و دست اندر کاران آن مهم ترین اصل کار خود را “ کیفیت “ قرار داده اند و معتقدند که مصنوعات چوبی باید براساس اصول مهندسی طراحی شود. این شرکت پروژههای بسیاری انجام داده که عمده ترین آنها پروژه پامچال، ارغوان، برج یاسمن، پروژه مینو، مینا، پروژه نیلو پارک پاسداران، چناران، ساختمان سفرای وزارت امور خارجه و برج تماشا است.
صنعت اگر جان بگیرد و قدرت پیدا کند، میتواند اقتصاد و سیاست را پیش ببرد
واحد صنعتی شرسا چوب کار خود را رسما در سال ۷۸ ۱۳ آغاز کرد. مدیران و دست اندر کاران آن مهم ترین اصل کار خود را " کیفیت " قرار داده اند و معتقدند که مصنوعات چوبی باید براساس اصول مهندسی طراحی شود. این شرکت پروژههای بسیاری انجام داده که عمده ترین آنها پروژه پامچال، ارغوان، برج یاسمن، پروژه مینو، مینا، پروژه نیلو پارک پاسداران، چناران، ساختمان سفرای وزارت امور خارجه و برج تماشا است. رعایت اصول فنی و مهندسی و در کل کیفیت در ساخت از ویژگیهای شرسا چوب است.آنها هزینه بیشتری برای محصولات خود میکنند و با کیفیت بالای مواد اولیه اصول مهندسی در آنها کاملا رعایت میشود. گفت وگوی دنیای اقتصاد با مهندس امیرحسین شرکت مدیر واحد صنعتی شرسا چوب را بخوانید تا بیشتر با عملکرد و فعالیتهای این شرکت موفق آشنا شوید.
رعایت اصول مهندسی در کار شما و به طور کلی در صنعت چه تاثیری دارد؟
رعایت این اصول موجب میشود که کیفیت و دوام کار در ظاهر و باطن بالا برود. همچنین استفاده بهینه و زیبایی کار نیز افزایش یابد. از لحاظ امکانات جهت تولید ایران با کشورهای خارجی تفاوت چندانی ندارد. بحث ما بیشتر آگاهی و اطلاع رسانی است. ما باید بدانیم برای هر چیزی چقدر هزینه کنیم و با چه کیفیتی چه چیزی بسازیم. اگر تولیدکنندگان ما عزم خود را جزم کنند از تولیدکنندگان خارجی عقب نخواهیم بود. ما امکانات کافی و علم این صنعت را داریم، فقط باید از دانش خود درست استفاده کنیم باید روی طراحیها و کارهای هنری محصولات دقت و سرمایه گذاری شود. زیرا اکثر طرحها در ایران کپی طرحهای خارجی است و نیاز به خلاقیت و نوآوری دارد.
وضعیت مواد اولیه در صنایع چوب چگونه است؟ شما مواد اولیه مورد نیازتان را چگونه تهیه میکنید؟
مواد اولیه برحسب سفارش محصولات از داخل یا خارج از کشور تامین میشود. برخی از موادی که از خارج کشور تامین میشود در داخل هم قابلیت تولید دارند، ولی در داخل کشور چوب به خوبی فراوری نمی شود. البته برخی از گونههای مختلف چوب در ایران وجود ندارد و ناچار وارد میشود. بایستی تعرفه گمرکی چوبهایی که از خارج خریداری میگردد پایین تر باشد، چرا که به این صورت منابع داخلی حفظ میشود و این کار به نفع محیط زیست داخل کشور است.
باید بدانید که بهترین چوب راش دنیا در کلاردشت میروید. ولی راش ایرانی ارزان تر از راش خارجی است زیرا زمانی که چوب برش میخورد پروسه فرآوری آن با دقت انجام نشده و به زمان زیادی نیاز دارد.
اکثر مردم دنیا صندلی لهستانی را به نام لهستان و مبل استیل را به نام ایتالیا میشناسند و قبول دارند. آیا صنعت چوب یا مبل ایران شناسنامه و مشخصه ای دارد و میتوان گفت محصول ایران است تا همه آن را بشناسند؟
در کارهای هنری قدیمی چیزهایی هست که به نام ایران ثبت شده و هویت ایرانی در آنها مشخص است. ولی در طرحهای جدید بیشتر کارها کپی برداری از کارهای خارجی است. کیفیت محصولات باید به خوبی کنترل شود و برای این کار وجود مرجعی لازم است. در این شرایط سطح کیفیت محصولات بالا میرود ولی در حال حاضر ما متولی خاصی در این زمینه نداریم.
پیشنهاد من این است که سازمان استاندارد روی ورود مواد اولیه کنترل مضاعف و قوی داشته باشد و این دانش روی سیستمهای کنترل کننده جا بیافتد. در این صورت مشخصات کلی با ورود جنس گرفته میشود و حداقل استاندارد گذاشته میشود که هر چیزی وارد کشور نشده و ساخته نشود.
کارگاههای کوچک و کم هزینه تعهدی به کیفیت ندارند و هرچیزی را با کیفیت پایین تولید میکنند. گاهی اوقات بازار کاری وجود دارد و نیازی به ارتقای آن نیست، ولی ما باید تدابیری بیاندیشیم و به فکر ارتقای کیفیت باشیم.
این صنعت هنوز درایران به جایگاهی که کشورهای خارجی رسیده اند نرسیده است، چرا که هنوز در صنعت چوب این اصل جا نیفتاده که چوب یک صنعت تخصصی است و باید به خوبی مهندسی شود. هنوز دید سنتی روی آن وجود دارد و توجهی به مهندسی چوب نمی شود. این آگاهی نه در خریدار ما جا افتاده که جنس را با چه کیفیتی تحویل بگیرد و نه در تولید کننده جا افتاده است که چه جنسی را با چه مشخصات و کیفیتی تحویل بدهد.
برای صادرات چه برنامهای دارید؟
ما برای صادرات برنامه ای را در دستور کار داریم، ولی به شرطی که امکانات و شرایط آن مهیا شود و مشکلات کاری و اقتصادی کشور مرتفع گردد. باید مراکز و نهادهایی ایجاد شود و به جای اینکه برای بازاریابی خارجی تلاش کنیم آنها این کار را بکنند و از ما بخواهند محصولاتمان را به نقاط مختلف جهان صادر کنیم. بسیاری از تولید کنندگان به علت فعالیت و مشغله فراوان در تولید داخل نمی توانند به صادرات بپردازند و بیشتر درگیر مسائل داخلی هستند و تمرکزی روی صادرات ندارند.
چه مشکلاتی پیش روی صنعتگران و تولیدکنندگان قرار دارد؟
حاشیهها و مشکلاتی که گریبانگیر تولیدکنندگان میشود، برای اکثر تولیدکنندگان وجود دارد و وقت فکر کردن و توان آنها را میگیرد. همین مسائل نمیگذارد که این توان در تولید به کار گرفته شود و مسائل حاشیه ای کار را مستهلک میکند. مشکلات دارایی، بیمه ،گردش ضعیف مسائل مالی و کمبود نقدینگی فشار زیادی به تولید کننده وارد میآورد. در بسیاری از موارد، متولی امر تولید با تولیدات آشنا نیست و در حاشیه است. باید مشکلات تولید شناخته شود و داروی اصلی برای آن تجویز شود که این دارو ایجاد توجیه اقتصادی برای تولید است. البته باید مسکنی هم وجود داشته باشد تا داروی اصلی عمل کرده و تولید نخوابد و روی پای خود بایستد.
به نظر شما برای حل این مشکلات صنعت کشور چه میتوان کرد؟چه پیشنهادات مشخصی در این زمینه دارید؟
در این رابطه میبایست روی فکر و آگاهی و ذهنیت مردم کار کرد و برای تولید ارج و احترامی قائل شد تا تولید کننده از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردار شود و مردم به تولید تشویق شوند. بایدکاری کنیم که تولید توجیه اقتصادی داشته و نسبت به سرمایه گذاریهای دیگر سود بیشتری داشته باشد. همچنین به صنعت کمک شود تا نوسازی شده ودانش فنی به کار گرفته شود. و نیز از ورود کالاهای بی کیفیتی که بازار را خراب میکنند جلوگیری کرد.
وقتی مشکلی مشخص میشود همزمان دو راه درمان وجود دارد که هر دو باید انجام شود. برای حل مشکلات هم به مسکن احتیاج است که پابرجا باشد و هم باید داروی اصلی را تهیه کرد که این قضیه ریشه ای درمان شود. صنعت هم احتیاج به توجه، نقدینگی و حمایت مقطعی دارد و هم باید به صورت طولانی مدت برای آن برنامه ریزی شود.
وقتی تولید توجیه اقتصادی داشته باشد، دیگر هیچ نیازی به حمایت وجود ندارد و خود صنعت زمانی که جان گرفت و قدرت پیدا کرد میتواند از کشور حمایت کند. زمانی که این صنعت توجیه پیدا کرد، ناخودآگاه سرمایه گذاری در تولید و اشتغال ایجاد میشود. وقتی که تولید از کارهای دیگر و کارهای سودآور دیگر بالاتر باشد ناخودآگاه سرمایه گذاری به سمت تولید کشیده شده و باعث تقویت اقتصاد و تقویت مسائل سیاسی و اقتصادی کشور در جهان میشود.
یکی از پیشنهادات من به عنوان مسکن در کنار داروی اصلی تک تک واحدهای صنعتی این است که به دنبال ایجاد واحد صنعتی جدید نباشیم. باید علت یابی کنیم که مشکلات کاری و مالی و... واحدهای صنعتی موجود چیست و آن واحدها را سرپا نگه داریم و نگذاریم از بین بروند. باید صنعت نیمه جان را زنده کنیم و جان تازه ای به آنها بدهیم. به نظر من صنعت ایران به قدری مشکل دارد که در حال حاضر نباید به دنبال منافع جدیدتر و ایجاد واحدهای جدید باشیم. باید مشکلات واحدهایی راکه داریم حل کنیم که سرپا بمانند.
باید واحدها تقویت شوند، وقتی تولید جان گرفت دیگر نیازی به سرمایه گذاری بانکی و اختصاص وام نیست و مردم و سرمایه گذاران به سمت تولید میآیند و اقتصاد کشور رونق میگیرد. وقتی حس وطن پرستی در جامعه ایجاد شود، خودمان به این باور میرسیم که باید کشورمان را نجات دهیم و به هم کمک کنیم تا مشکلات حل شود.
فشار بانکی باید از روی صنعتگران بدهکاری که هزینه میکنند کم شود. بانک باید از صنعتگر حمایت کند و مشکلات نقدینگی را حل کند تا ازبین نروند، ورشکست نشوند و قدرت بگیرند.