یادداشت

چشم نگران ایران زمین

شماره روزنامه: ۱۲۴۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۷۳۷۴۵ بیشتر

محمود نظری<br>هیجدهم اردیبهشت ماه سالروز درگذشت اقتصاددان برجسته شاد روان دکتر حسین عظیمی‌آرانی بود که همیشه دغدغه توسعه ایران را داشت. از این رو، دانش سرشار خویش را بی‌دریغ وقف این مهم نمود و به همین دلیل چشم نگران ایران زمین نام گرفت.

محمود نظری

هیجدهم اردیبهشت ماه سالروز درگذشت اقتصاددان برجسته شاد روان دکتر حسین عظیمی‌آرانی بود که همیشه دغدغه توسعه ایران را داشت. از این رو، دانش سرشار خویش را بی‌دریغ وقف این مهم نمود و به همین دلیل چشم نگران ایران زمین نام گرفت. او که دکتری اقتصاد را با گرایش اقتصاد توسعه از دانشگاه معتبر «آکسفورد» دریافت کرده بود، تمام خصایص یک استاد خوب را داشت. چارچوب فکری منسجم، فهم و درک عمیق مطالب اقتصادی، قلم شیوا، بیان ساده، حافظه قوی و هوش بسیار بالا از ویژگی‌های بارز او بود. از خصوصیات خوب استادی که بگذریم، پایبندی شدید به عقاید خود و بسط و گسترش آن، ویژگی دیگر او بود. در جامعه ما متخصصان علم اقتصاد کم نیستند، اما تعداد کسانی که کوشیدند مشرب فکری خود را تبدیل به یک گفتمان رایج کنند و به طور مستمر از ایده‌های خود دفاع کنند و صحت و سقم آنرا در برخورد با واقعیت‌های جامعه اثبات کنند، بسیار اندک‌اند. مرحوم دکتر عظیمی‌در زمره این افراد قرار داشت. وجود پایبندی به عقاید خود، باعث نامهربانی نسبت به ایشان نیز می‌شد. ولی با وجود این «ناملایمات در ایشان اثری نداشت». این عبارتی است که رییس جمهور وقت در وصف ایشان بیان نمودند.

زمانی که کتاب «تورم» ایشان را که به بحران در تئوری اقتصادی معاصر می‌پرداخت، در دوران دانشجویی مطالعه می‌کردیم، بدون آن که شناختی از او داشته باشیم، از خواندن آن، که به گونه زیبایی ترجمه شده بود، لذت می‌بردیم. ولی در آن زمان نمی‌دانستیم از چه استادی بی‌بهره مانده‌ایم. استادی که در زمان دانشجوی زبانزده استادان خود بود. حتی زمانی که «هیکس» اقتصاددان مشهور برنده جایزه نوبل، به دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران دعوت شده بود تا دروس دانشکده را ارزیابی نماید، وقتی با او صحبت می‌کند، رو به استادان دانشکده می‌کند و می‌گوید «شما که چنین دانشجویان با این همه علاقه، ایده و ابتکار دارید چرا سراغ من آمده‌اید». ولی با این حال خورشید برای همیشه نمی‌تواند در پس ابرها بماند و روزی نمایان خواهد شد. اما این خورشید زمانی نمایان شد که تجربه کاری او در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی به کمک دانش سرشارش آمده بود. این استاد مسلم اقتصاد، با تدریس در زمینه مسائل اقتصاد ایران، توسعه اقتصادی و برنامه‌ریزی اقتصادی دانشجویان را بهره‌مند می‌ساخت. به طوری که گسترش دانش توسعه اقتصادی در کشور مرهون تلاش این اقتصاددان برجسته است.

علاوه بر تربیت دانشجویان که امروز هر یک در عرصه مختلف سیاست‌گذاری حضور دارند، در سمینارها و سخنرانی‌های مختلف به تشریح مسائل و مشکلات اقتصادی به زبان ساده می‌پرداخت. یکی از این سخنرانی‌ها، سخنرانی که در سال ۱۳۶۸ در سمینار بازسازی اقتصادی جمهوری اسلامی‌ ایران، دانشگاه تربیت مدرس تحت عنوان «مسائل اساسی در بازسازی و توسعه اقتصادی جمهوری اسلامی‌ایران» ایراد نمود. زمانی که سخنرانی‌های ایشان از تلویزیون پخش شد، سیل تلفن‌هایی بود که به دفتر ایشان می‌شد تا با او ملاقات کنند.

در همین شرایط بود که سیاست‌های «تعدیل اقتصادی» برای دسترسی به رشد اقتصادی با تاکید بر استقراض خارجی به اجرا در آمد. به عبارت دیگر در دوران بعد از انقلاب اسلامی‌ایران و شرایط دوران جنگ، اقتصاد ایران با شعار عدالت اجتماعی و کاهش فشار اقتصادی بر توده مردم، بر پایه اقتصاد دولتی تمام اعیار که متضمن تثبیت قیمت‌ها، پرداخت یارانه فراگیر، تجارت خارجی دولتی، مالکیت دولت بر واحد‌های تولیدی، آموزش و پرورش رایگان، بهداشت درمان دولتی به همراه اعمال محدودیت هر چه بیشتر تعرفه‌های درمانی استوار بود. مجموعه این سیاست به کاهش انگیزه سرمایه‌گذاری در تولید، کاهش کیفیت تولید و خدمات عمومی‌ به دلیل تثبیت قیمت‌ها، دوگانگی قیمت و رواج اقتصاد رانتی شد. بر این اساس، سیاست‌های تعدیل اقتصادی در جهت رفع این نابسامانی‌ها و وجود آینده‌ای مطلوب به اجرا در آمد. این در حالی بود که جنبه‌های انسانی و تاثیر آن بر سطح زندگی گروه‌های کم درآمد، به فراموشی سپرده شده بود. چرا که با اصلاح قیمت‌ها، حذف تدریجی یارانه‌ها، یکسان سازی نرخ ارز و تاثیر آن قیمت کالاهای وارداتی، قدرت خرید گروه‌های کم‌درآمد به شدت کاهش پیدا کرد و موجب گسترش فقر در جامعه شد. موضوعی که آثار آن درآینده قابل جبران نیست و ریاضت‌هایی که در این دوران تحمیل می‌شوند در برابر آینده‌ای مطلوب متقارن نمی‌باشد.

سیاست‌های تعدیل اقتصادی از نظر افزایش تولید نیز به دلیل عدم زیرساخت‌های مناسب، آن گونه که انتظار می‌رفت، توفیق چندانی نداشت. در نتیجه زمینه بروز تورم و افزایش قیمت‌ها را به وجود آورد. اینجا بود که اولین عقب‌گرد در برنامه تعدیل اقتصادی به وقوع پیوست. در این مرحله تحت عنوان مرحله دوم تعدیل که اکنون که مشکل تولید حل شده است و باید به سراغ جلوگیری از افزایش قیمت‌ها رفت، سیاست جلوگیری از افزایش قیمت‌ها به اجرا درآمد. ولی دیری نپاید که بحران بدهی‌ها، به مشکل تورم که هر روز حادتر می‌شد، افزوده شد. در همین حال نرخ ارز در بالاترین حد خود قرار گرفت. تداوم این شرایط دیگر قابل تحمل نبود. لذا با تثبیت نرخ ارز و سیاست‌های جلوگیری از افزایش قیمت‌ها از ادامه اجرای این سیاست‌ها جلوگیری شد. مرحوم دکتر عظیمی‌ که یکی از منتقدان اصلی سیاست‌های تعدیل اقتصادی بود و به دلیل همین انتقاد‌ها مجبور به ترک سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی شد و در سمت مدیر دوره دکتری دانشگاه آزاد انجام وظیفه می‌کرد و در عین حال در سخنرانی‌ها و نوشته این سیاست به نقد می‌کشید، بعد از چندین سال دوری از سازمان مدیریت و برنامه ریزی، دعوت شد تا به نقد سیاست‌های دوران اجرای سیاست‌های تعدیل بپردازد.

مرحوم دکتر عظیمی‌در عین حال که عنوان مشاور اقتصادی آقای‌ هاشمی‌رفسنجانی و خاتمی ‌را به عهده داشت، در سال‌های آخر عمر خود در حالی که با بیماری سرطان دست و پنجه نرم می‌کرد، به ریاست موسسه عالی آموزش و پژوهش سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی برگزیده شد. با حضور ایشان در این موسسه زمینه تدوین برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را فراهم شد. در همین راستا بزرگ‌ترین همایش برنامه‌ریزی در تاریخ کشور را تحت عنوان «همایش چالش‌ها و چشم‌اندازها توسعه ایران» برگزار کرد. با برگزاری این سمینار، کار او به بیمارستان کشید و سرانجام در روز هیجدهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۲ به دیار باقی شتافت.

خاتمی ‌که او را خوب می‌شناخت و به او محبت داشت در پیام تسلیت خود این گونه فرمودند: دکتر عظیمی‌انسانی فرهیخته و اندیشمند بود. در برخی از همایش‌ها که با هم بودیم یا من به عنوان مستمع در آن شرکت داشتم، از سخنان ایشان مطالب زیادی آموختم. ایشان صاحبنظر، علاقه‌مند و دلسوز بود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن