وقفه علمی
پویا جبل عاملی<br>اگرچه سه ماه بیشتر نیست که از آغاز تحصیلم در مقطع دکتری در این جزیرهای که بیشتر ما آنها را به چشم چپها میشناسیم، میگذرد، اما شاید بتوانم در مقام مقایسه میان سطح علمی دانشکدههای داخل و خارج کشور برآیم.
پویا جبل عاملی
اگرچه سه ماه بیشتر نیست که از آغاز تحصیلم در مقطع دکتری در این جزیرهای که بیشتر ما آنها را به چشم چپها میشناسیم، میگذرد، اما شاید بتوانم در مقام مقایسه میان سطح علمی دانشکدههای داخل و خارج کشور برآیم. پیش از این افراد بسیاری را میشناختم که به خاطر تحصیل در خارج هر وقت که با نظر مخالفی روبرو میشدند بدون هیچ استدلالی، سطح علمی مخالف خود را از آن جهت که وی در ایران تحصیل کرده بود، دستاویزی قرار میدادند تا کلا مخالف خود را از میان بردارند. از آنجا که اینان خود در زمان تحصیل در داخل دانشآموخته مراکز برتر نبودند، شاید انتقاد آنان برآمده از نگاهشان به محل تحصیل خود بود. به هر حال کمتر کسی را دیدهام که از دانشکدههای برتر اقتصاد داخل راهی غرب شده باشد و به چنان انتقاداتی از سطح علمی دانشجویان تربیت یافته داخل، دامن بزند.
در این سه ماه، با رفتن به چند دانشکده دیگر و با وجود سمینارهای مختلفی که هر هفته دو جلسه در دپارتمان ما انجام میشود و استادان و دانشجویان دکتری از آمریکا و اروپا به ارائه مقاله میپردازند، شاید بتوانم خطوط متمایز تحصیلی داخل و خارج را کمیپر رنگ کنم.
در ارتباط با شکاف علمی که گهگاه مطرح میشود با اطمینان خاطر میتوانم بگویم که این شکاف در حوزه اقتصاد کاربردی آنچنان که ادعا میشود نیست. اقتصاد کاربردی که بیش از همه مدیون استفاده از تکنیکهای اقتصادسنجی است به مدد دسترسی آسان به مقالات علمیروز و نرمافزارهای مختلف در ایران در بالاترین سطح دنبال میشود. اگرچه در ایران آنچه در اغلب اوقات انجام میشود، جاگذاری دادههای ایران در مدلی مشخص است و محققان به دلایل مختلف از توسعه مدل چشم پوشی میکنند، اما به هر رو با ترجمه متون و آزمون مدل در چارچوب اقتصاد ایران، میتوان ادعا کرد که شکاف علمی در این زمینه بسیار ناچیز است.
اما در حوزه تئوریک میتوان ادعا داشت که به جز مقالات انگشت شماری، مجلات علمی- پژوهشی خالی از تحقیقات نظری است. آنچه بیش از این دردآور است آنکه هیات تحریریه این مجلات و شوراهای دانشکدهها آنچنان از مقالات و پایان نامههای تئوریک استقبال نمیکنند و با شک و تردید به آنان مینگرند. جالب آنجاست که با این وضعیت هنوز از دانشکدههای اقتصاد انتظار میرود تا علمشان را کاربردی کنند در حالی که آنان بیش از حد به این حوزه نزدیک شدهاند. با این وجود نمیتوان کتمان کرد که اگرچه این ضعف وجود دارد اما اقتصاددانان داخل با بسیاری از مباحث تئوریک روز آشنایی دارند. اگر وقفهای نیز وجود دارد این وقفه در کوتاه زمانی به خاطر استفاده حوزه اقتصاد کاربردی از مباحث تئوریک و گرتهبرداری داخل از اقتصاد کاربردی از میان میرود. با این وجود چند نکته وجود دارد: اول آنکه برخی از حوزههای علم اقتصاد کمتر رنگی از کاربرد به خود میگیرند، مانند مباحث تئوری بازیها و از آنجا که این حوزه فصل مشترکی با اقتصاد کاربردی ندارد از چشم محققان داخلی پنهان میماند و اتفاقا شکاف اصلی در اینجاست، دوم آنکه عدم تمایل به حوزه تئوریک گاهی به پرتگاههایی میرسد که حتی اگر از محقق پرسش شود فلان آزمون آماری یا فلان ابزاری که شما از آن استفاده میکنید، چگونه به دست آمده، او درمقام پاسخ در میماند. او چون مهندس رایانه ایست که نمیداند رایانه چگونه ساخته شده است! بنابراین تنها یک تغییر جهت اندک به سوی مباحث تئوریک کفایت میکند و سطح علمیداخل کشور توانایی این ماموریت را دارد. به هر رو با وجود آنکه تولید اقتصاد تئوریک در ایران بسیار ناچیز است اما چنان که منتقدان مدعی هستند این به معنای فقر اطلاعاتی از این مباحث نیست.
اما یکی از تمایزهای بسیار سرنوشت ساز دیگر آن است که در ایران بیش از تولید علم به دانستگی علم اهمیت داده میشود. به عبارت دیگر، اگر بخواهیم مقایسهای انجام دهیم دانشجویان ایرانی به مراتب بیش از دانشجویان غربی دروس مختلف اقتصاد را میگذرانند، ولی تعداد مقالاتی که آنان مثلا پس از دوره لیسانس نوشتهاند شاید یک عدد هم نباشد در حالی که دانشجویان غربی به غیر از آنکه هر سال باید یک مقاله علمیارائه دهند، اغلب اساتید نیز برای نمره پایانی از آنها طلب مقاله میکنند با این حساب میتوان مطمئن بود یک فارغالتحصیل لیسانس حداقل ۱۵ مقاله را نوشته است. شاید فارغالتحصیل ایرانی اطلاعات زیادی داشته باشد اما همنوع غربیاش میداند در هر حوزه چگونه میتواند به طور علمی اظهارنظر کند. با این وجود در دوره فوق این اختلاف ناچیز میشود و دانشجوی ایرانی مجبور میشود به تحقیق روی آورد، از اینرو است که مراکز برتر کشور از این اشکال در مقاطع تحصیلات تکمیلی تا حدود زیادی مبرا هستند. با این وجود همچنان که در مقالهای دیگر در همین جا اشاره کردم، مانعی بزرگ وجود دارد که تحقیقات داخلی هیچگاه آنچنان در مراکز آکادمیک دنیا مطرح نشوند.
بسیار عجب است در حالی که بسیاری از هیات علمی دانشکدههای برتر ایران در ایالات متحده و بریتانیا تحصیل کردهاند اما بعضا حتی یک مقاله به زبان انگلیسی ندارند! اگر اینان دچار چنین ضعفی هستند از دانشجویانی که تحت آموزش آنان هستند چه انتظاری باید داشت؟ این مانعی است که عملا موجب شده، مقالات علمیایرانیان ابدا در مجامع علمی دنیا مطرح نباشد و از همین رو ارزیابی جهانی از وضعیت علمی مراکز اقتصادی ایران بسیار کمتر از واقعیت امر است. بنابراین تاکید بر زبان انگلیسی در دانشکدههای اقتصاد و چاپ و نشر ژورنالهای بیشتر به زبان انگلیسی بیتردید، حجابهایی که جلو دید ناظران بیرونی را گرفته کنار زده و واقعیت بیش از این به نمایش میگذارد. اگر تنها این الزام به دانشجویان تحصیلات تکمیلی تحمیل شود که از پایان نامه خود یک مقاله انگلیسی استخراج کنند، آنگاه رشد رتبه مراکز برتر داخلی را در صحنه جهانی به نظاره خواهیم نشست. این سیاست سیاست دشواری نخواهد بود، دانشمندان ما میبایست به زبان علم مسلح باشند، و این بایدی نیست که به راحتی از آن گذر کرد. بیش از آن باید دانشجویان اقتصاد را با زبان علم آشنا ساخت و بیش از این از آنها در این وادی انتظار داشت.
بنابراین در مراکز آموزشی دو تغییر رویکرد لازم به نظر میرسد. اول تغییر جهت از دانستگی مطلق به دانستگی که از تحقیق و مطالعه حاصل میشود و دوم مجبور ساختن دانشجویان به تولید علم با زبان بینالمللی علم. در حوزه مقالات و پژوهشها نیز، محققان ما میبایست با صرف نظر کردن از فشار نهادهای اجرایی بیش از گذشته در زمینه توسعه نظری اقتصاد بکوشند.
با این وجود، هنوز میتوان مدعی بود که فارغالتحصیلان فوق و دکتری مراکز برتر داخلی، آنچنان اختلافی با همتایان خود ندارند و اگر شکافی وجود داشته باشد تنها به خاطر آن است که دانشکدههای اقتصاد ایران ارتباطی مداوم و سازنده با دانشکدههای سراسر جهان ندارند. در بیان این مساله میتوان عنوان کرد که بر فرض اگر دانشکدهای در خود انگلستان نیز همکاری با دانشکدههای دیگر دنیا نداشته باشد، دچار چنین وقفه علمیخواهد شد. در حقیقت عدم توجه به همکاری و عدم برگزاری سمینارهای مشترک باعث وقفه علمی شده است. فرصتهای مطالعاتی، دعوت از اساتید و ... میتواند وقفه را ناچیز و ناچیز کند، هر چند وقفه و شکاف علمیآنچنان که خارج رفتگان مدعی هستند، نیست.