علم موفقیت
واشنگتن پست مینویسد بزرگترین شرکت خصوصی جهان کدام است و چگونه به آنجا رسیده است؟ این شرکت صنایع کخ است که درآمد آن در سال ۲۰۰۶ حدود ۹۰میلیارد دلار بود که از ۷۰میلیون دلار در ۱۹۶۰ به این سطح رسید.
واشنگتن پست مینویسد بزرگترین شرکت خصوصی جهان کدام است و چگونه به آنجا رسیده است؟ این شرکت صنایع کخ است که درآمد آن در سال ۲۰۰۶ حدود ۹۰میلیارد دلار بود که از ۷۰میلیون دلار در ۱۹۶۰ به این سطح رسید. چارلز کخ که همراه با برادرش دیوید این کسب و کار گسترده و بسیار موفق را ساختند، شامل پالایش نفت، موادشیمیایی، کاغذ و فرش، کود شیمیایی، مواد ساختمانی، خدمات مالی و غیره به تازگی یک کتاب کوچک به نام «علم موفقیت» نوشته است که یک شاهکار است. کتاب توضیح میدهد چگونه آقای کخ با آزمون و خطا و به کارگیری بینش اقتصاددانان بزرگ مثل لودویک فون میزس، فردریک هایک و سایرین قادر به توسعه یافتن آن چیزی شد که او «مدیریت مبتنی بر بازار» مینامد.
درک کسب و کارهای موفقی که به علت اختراع یا تکنولوژی منحصر بفرد رشد میکنند نسبتا آسان است. اما درک موفقیت کسب و کارهایی مثل شرکت صنایع کخ که توانسته است کسب و کارهای سایر شرکتهای بزرگ را به دست آورد و بسیار بهتر مدیریت کند دشوارتر است. کخ توسعه دادن مدل موفقیت خود را مبتنیبر اندیشه تعدادی اندیشمند میداند. اما درباره مدل مدیریتی وی، ثابت میشود چرا شرکتهای با مدیریت خوب، همیشه کم هزینهتر از دولت بوده و رضایت مشتری را بیشتر جلب میکنند. ما میدانیم برخی عملیات دولت به خوبی مدیریت میشوند اما اکثرا اینطور نیستند. برخلاف دولت که هراندازه مدیریت ضعیف داشته باشد انحصار دائمی دارد، کسب و کارهای خصوصی با مدیریت بد، سرانجام نابود شده یا به تصرف کسب و کارهای با مدیریت خوب در میآیند. رودی گیلیانی شهردار نیویورک توانست مدیریت و ارایه خدمات را در نیویورک بسیار بهبود بخشد و زندگی اکثر ساکنان را بهتر سازد. اما هراندازه که وی خوب بود، محدودیتهای سیاسی که در مقابلش قرار داشت نشان داد ساکنان نیویورک هنوز بیش از آنچه بدست میآورند هزینه میدهند نسبت به آنچه شرکتهای موفق مثل صنایع کخ قادر به انجام بودند.
یکی از پنج جنبه نظام مدیریت مبتنی بر بازارهای کخ «چشمانداز» است که برآن اساس مدیریت سعی میکند جاهایی که سازمان بیشترین ارزش بلندمدت را خلق میکند تعیین نماید. این شیوه در شرکتهای خصوصی به خوبی کار میکند شرکتهایی که نگران این نیستند که تحلیلگران بازار سهام هر سه ماه چه خواهند گفت. معدود مدیران دولتی واقعا میتوانند چشمانداز بلندمدت را تهیه و اجرا کنند چون چرخه سیاسی کوتاه بوده و تضاد ذاتی بین رایدهندگان درباره چشمانداز وجود دارد.
رونالدریگان موفق به تنظیم چشمانداز شد و حمایت اکثریت رای دهندگان را تا زمانی که سرکار بود همراه خود داشت اما به محض اینکه کنار رفت جانشینانش آنچه را که او رشته بود پنبه کردند مثلا مالیاتها و مخارج دولت را افزایش دادند.
مثل بسیاری مدیران واقعا خوب، کخ میفهمد موفقیت بلندمدت در یافتن شخص مناسب برای پست مناسب است و مطمئن شدن که آن شخص کاملا انگیزه دارد و پاداش کافی در قبال «ارزشی» که به سازمان میافزاید دریافت میکند. این را با دولت مقایسه کنید. معلمان مدارس دولتی، در نتیجه قراردادهای اتحادیهای و روال رایج، معمولا برطبق سابقه خدمت و تعداد «مدارک آموزشی» و گواهیهایی که دارند حقوق میگیرند. بررسیها نشان میدهد این «معیارها» هیچ ارتباطی با عملکرد دانشآموز ندارند، بنابراین بوروکراسی پرهزینه مدارس دولتی داریم که آموزش کودکان ما را در حد افتضاح انجام میدهد. بسیاری از فعالیتهایی که دولت انجام میدهد را میتوان کاملا یا تاحدی خصوصیسازی کرد. تردیدی نیست اگر به والدین کودکان کوپنهایی به همان مقداری که مدارس دولتی براساس سرانه دانشآموز دریافت میکنند بدهیم، مدارس خصوصی که سیستم مدیریت مبتنی بر بازار آقای کخ را استفاده میکنند عملکرد آموزشی بسیار بهتری خواهند داشت در عین حال که درآمد معلمان بالاتر رفته و رضایت شغلی بیشتری کسب میکنند.
چارلز کخ بیش از سایرین اثبات کرد که میداند چگونه مدیریت کند، انگیزه ایجاد کند و پاداش دهد. هرکسی که مدیر است یا قصد مدیریت در بخشخصوصی، دولتی یا غیرانتفاعی را دارد و مایل است دو تا سه ساعت وقت برای خواندن کتاب و فکرکردن درباره درسهای آن بگذارد از این کار خود بهره و لذت لازم را خواهد برد.