چشم‌انداز توسعه پایدار شرق ایران

شماره روزنامه: ۱۱۹۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۶۳۷۳۵ بیشتر

بخش اول<br>دکتر غلام‌حیدر ابراهیمبای سلامی عضو هیات علمی دانشگاه تهران<br>مقدمه:بررسی ابعاد نظام اجتماعی ایران با توجه به شاخص‌های متعددی که برای سنجش پیشرفت و عقب‌ماندگی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع ترسیم شده است، نشان می‌دهد که جامعه ایران به‌رغم پیشینه تمدنی و استعدادها و منابع غنی به دلایل گوناگون در مقایسه با کشورهای توسعه یافته کنونی جامعه‌ای «در حال توسعه» تلقی می‌گردد.<br>توسعه نیافتگی در محدوده جغرافیایی این جامعه در برخی از مناطق بیشتر از مناطق دیگر است. شرق کشور در دویست سال گذشته از فرآیند توسعه عقب مانده است در پی تحولات اخیر ملی و بین‌المللی در فاصله سال‌‌های ۸۴-۱۳۷۵ تعدادی از طرح‌ها و پروژه‌های راهبردی، زیربنایی و امنیتی در این منطقه در حال اجرا است که از این طریق چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای پویش و توسعه مجدد و احیای تمدن شرق به وجود آمده است.

چشم‌انداز توسعه پایدار شرق ایران

بخش اول

دکتر غلام‌حیدر ابراهیمبای سلامی عضو هیات علمی دانشگاه تهران

مقدمه:بررسی ابعاد نظام اجتماعی ایران با توجه به شاخص‌های متعددی که برای سنجش پیشرفت و عقب‌ماندگی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع ترسیم شده است، نشان می‌دهد که جامعه ایران به‌رغم پیشینه تمدنی و استعدادها و منابع غنی به دلایل گوناگون در مقایسه با کشورهای توسعه یافته کنونی جامعه‌ای «در حال توسعه» تلقی می‌گردد.

توسعه نیافتگی در محدوده جغرافیایی این جامعه در برخی از مناطق بیشتر از مناطق دیگر است. شرق کشور در دویست سال گذشته از فرآیند توسعه عقب مانده است در پی تحولات اخیر ملی و بین‌المللی در فاصله سال‌‌های ۸۴-۱۳۷۵ تعدادی از طرح‌ها و پروژه‌های راهبردی، زیربنایی و امنیتی در این منطقه در حال اجرا است که از این طریق چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای پویش و توسعه مجدد و احیای تمدن شرق به وجود آمده است. عکس : سعید عامری

مساله (تمدن شرق و انحطاط آن)

تاریخ و مرور گذشته شرق ایران حاکی از عظمت تمدن کهن و شکوه و جلال مردمی است که در آن می‌زیسته‌اند. خراسان بخشی از ایرانشهر قدیم است که در روزگاران پیشین تنها یک سوی جغرافیایی نامیده می‌شود و نام خراسان همتراز نام مشرق زمین بود تا آنجا که مردم بغداد خراسان را آغاز مرز ایران در شرق سرزمین خود می‌نامیدند (شکورزاده ۱۳۸۰، ۱۴۳).

حدود خراسان در تقسیم‌بندی اقلیمی قدیم از ری تا مرزهای هند و چین بود و بخش عظیمی از ماوراءالنهر و گرگان را نیز در برمی‌گرفت.

به باور برخی از باستان‌شناسان بین‌المللی خراسان مهم‌ترین مرکز تمدن آسیا است که آثار آن هنوز در زیر خاک‌ها نهفته است و اگر بگوییم بیش از هفتاد درصد میراث تمدن اسلامی نشات گرفته از خطه خراسان بزرگ است کم گفته‌ایم.

سهم خراسان بزرگ در دوران طلایی تمدن اسلامی بالاترین است (جلالی، ۱۳۸۳). خراسان در طول بیش از ۳۰ قرن (سه هزار سال) دروازه‌های شرق کشور بوده است (مظاهری، ۱۳۷۲، ۹۱۹) و حضور مردمی از اقوام مختلف آسیای مرکزی در خراسان فعلی دلیل بر این مدعا است.

تلاقی شاخه‌های متعدد جاده ابریشم در خراسان موجب ظهور شکوفاترین بخش‌های تمدن اسلامی در این منطقه گردیده است (پاپلی یزدی، ۱۳۷۵، ۲۴ و ۲۵).

در قرن چهارم و پنجم هجری که «عصر زرین فرهنگ ایران» نام گرفته است، آثار علمی و تمدنی خراسان مجموعه بی‌نظیری را ترسیم می‌کند به گونه‌ای که فقط از نیشابور که ربع خراسان به جای مانده از دوره اشکانیان است تا سال ۳۹۰ هجری بیش از دو هزار و ششصد و هشتاد نفر از بزرگان و فرهیختگان برخاسته و نامشان باقی مانده است اگر از تحلیل قرن‌ها تعطیلی تفکر اجتماعی و زوال اندیشه سیاسی ایرانشهری که منجر به ظهور «حکمرانان نالایق» گردید بگذریم و حمله اعراب و مغول‌ها به این سرزمین باستانی را در این بررسی لحاظ نکنیم از نیمه دوم قرن هیجدهم میلادی و مبانی اصلی تمدن شرق به وجود آمد و خدشه‌ای که بر آن کل منسجم وارد گردید بسیاری از استعدادها و ظرفیت‌های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را از دست داد و دوران انحطاط تمدن شرقی آغاز شد و «در نتیجه سرزمینی که قرن‌ها پررفت و آمدترین چهارراه جهان بود تبدیل به بن‌بست گردید.» (همان، ۲۵)

حوادثی که در شمال غرب ایران اتفاق افتاد پیامدهای ناگوار خود را در شرق و شمال شرق این سرزمین گسترانید چنان که برخی از صاحب‌نظران شکست ایران از روس‌ها را پایان «سده‌های میانه» جامعه ایرانی و تغییر در مناسبات‌ بین‌المللی

آن نامیده‌اند.

(طباطبایی، ۱۳۸۴، ۱۱) برخی شروع این انقطاع تاریخی را آغاز تاریخ ایران می‌دانند و بر این باورند که «تاریخ معاصر ایران با مساله گرجستان آغاز می‌شود» چون در پی جنگ‌های بین ایران و روسیه دو عهدنامه «گلستان» و «ترکمانچای» منعقد گردید و به موجب آن گرجستان و تمام منطقه قفقاز تا ساحل ارس جزو متصرفات روسیه گردید.

«روس‌ها با تصرف قفقاز مالک یکی از غنی‌ترین ذخایر نفتی جهان شدند» (فتاحی، ۱۳۷۰، ۵).

در پی به قدرت رسیدن روس‌ها در شمال غرب ایران فقط ایروان، گنجه، نخجوان و... از دامن مام اصلی خود جدا نگشتند که در شمال شرق، خجند، سمرقند، بخارا و‌... نیز تصرف شدند و پتک آهنین تحقیر و تبر تقسیم بر ریشه‌ها و مبادی تمدن شرقی فرود آمد و این امر باعث شد که زمینه برای محاصره دویست ساله «هرات باستان» فراهم گردد.

مساله افغانستان و داستان غم‌‌انگیز هرات در نظر برخی از پژوهشگران علت‌العلل بسیاری از مشکلات و گرفتاری‌های غامض ایران بوده است و هنوز منشا بسیاری از نابسامانی‌ها است.

این مساله یکی از صدها پیامد حوادث گرجستان است زیرا با انعقاد عهدنامه ترکمانچای دولت تزاری روسیه در دربار قاجار نفوذ کرد و سیاستمداران انگلستان را که به طور دائم متوجه حفظ شبه‌قاره هند از آسیب رقبا بودند بیمناک ساخت.

از این پس هرگاه سایه سربازان ایرانی در نزدیکی‌های شبه‌قاره هند دیده می‌شد، شبحی از سربازان روس در نگاه دولتمردان انگلیسی تجسم می‌یافت به خصوص که با انعقاد عهدنامه «فین‌کنشتاین» و اتحاد فتحعلیشاه با ناپلئون (فرانسه) متوجه شده بودند که یک رقیب اروپایی به سادگی می‌تواند با دولت ایران علیه انگلستان متحد شود و مزاحم انگلستان در مرز‌های هندوستان گردد. بنابراین سعی کردند که ایران را تا جایی که ممکن است از مرزهای هند دور نگه دارند.

(همان، ۱۳۷۰، ۵).

خراسان و به ویژه ناحیه مرکزی و جنوبی آن به دلیل اینکه بر سر راه هندوستان قرار داشت در گذشته میدان رقابت بین نمایندگان روسیه و انگلیس بود (هیل، ۱۳۷۸، ۱۰۲) و در پی آن مساله افغانستان در سرلوحه امور برای حفظ مستعمرات هند قرار گرفت.

انگلیسی‌ها که پیشرفته‌ترین نیروی دریایی قرن نوزدهم را در اختیار داشتند، مطمئن بودند که هیچ دولتی توانایی آن را ندارد که از طریق دریا به مستعمرات آنها هجوم آورد و تنها راهی که برای رخنه به هندوستان باقی می‌ماند معابر معروف افغانستان بود و از همین معابر بود که سلطان محمود غزنوی، امیر تیمور، بابر گورکانی و نادر شاه افشار به هند تاخته بودند.

بزرگ‌ترین خطر برای آنها اتحاد ایرانیان و افغانیان و معاضدت آن دو با اقوام مسلمان و آریایی شمال هندوستان بود.

لذا با هر شیوه‌ای می‌باید از وحدت و همبستگی این ملت‌ها جلوگیری می‌شد و حوادث دیگر نیز به وجود می‌آمد تا استیلای دولت انگلستان و کمپانی هند‌شرقی به قیمت برهم خوردن صلح و آرامش در آسیا تداوم یابد.

(فتاحی، ۱۳۷۰، ۳۳-۱۵).

با حوادثی که در جنگ‌های ایران و افغانستان پدید آمد به ویژه اقدامات دوره فتحعلیشاه قاجار روابط ایران و افغانستان به مدت دو قرن به سردی گرائید و یک انسداد طولانی و قطع رابطه بین‌المللی در زندگی واقعی مردم این سامان روی داد تولید و تجارت و خدمات متقابل آنها تحت‌الشعاع قرار گرفت به گونه‌ای که تا سال ۱۳۸۳ به‌رغم همه پیشرفت‌های تکنیکی و استفاده از وسایل جدید حتی یک راه مواصلاتی مناسب بین این مراکز مهم تجاری و تجاری قدیم وجود نداشت و سرزمینی که «راه ابریشم» آن از چین و ماچین تا سرحدات اروپا منزل به منزل آبادی می‌آفرید، به صورت جزایری پر از فقر و نابسامانی درآمد.

بیش از ۹۲۷کیلومتر مرز ایران با افغانستان در طول دویست سال اخیر با محدودیت شدید مواجه گردیده و هیچ فعالیت اقتصادی و تجاری عمده‌ای در آن وجود نداشته است و بیش از ۱۵۰۰کیلومتر مرز با آسیای میانه در زمانه تسلط روس‌ها و اتحاد جماهیر شوروی به ویژه بعد از انقلاب بلشویکی و کمونیستی ۱۹۱۷ مسدود و غیرقابل نفوذ باقی‌مانده و نتایج آن عقب‌ماندگی و فقر در دو سوی این مرز‌های آهنین بوده است. با توجه به شاخص‌های توسعه و توسعه‌نیافتگی که در مقایسه کنونی ملت‌ها به کار می‌رود در این سرزمین شهر‌های آباد دیروز، شهرهای ویران و فقیر امروزند.

از نظر امکانات زیربنایی و ساخت راه‌ها و شبکه‌های ارتباطی ضعیف و عقب‌مانده‌اند و سرمایه‌گذاری در آنها کاهش یافته، بیکاری و مهاجر فرست آنها رو به تزاید است و بحران‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی به شدت آنها را تهدید می‌کند و در تطبیق با موازنه‌های اقتصاد جدید در عرصه بین‌المللی به شدت آسیب‌پذیر و دچار مشکل هستند.

مبانی نظری

توسعه و توسعه‌نیافتگی را با توجه به عوامل درونی و بیرونی جوامع می‌توان تحلیل کرد، همان‌گونه که ذکر گردید در یک رویداد تاریخی تحول بین‌المللی به ویژه به قدرت رسیدن روس‌ها و دسایس انگلیسی‌ها در اضمحلال تمدن شرقی و عقب‌ماندگی مردم این سرزمین نقش اول را داشته‌اند، ولی در این میان نمی‌توان نقش عوامل درونی به ویژه حکمرانان نالایق و عدم توجه نخبگان و توده‌های مردم به تحولات جهانی را نادیده گرفت.

در این مقاله با توسل به نوعی «تقلیل‌گرایی» در بحث اصلی به طرح این مساله پرداخته می‌شود که اکنون چه باید کرد؟

دیگر آن سلطه ملموس روس‌ها و انگلیسی‌ها مشاهده نمی‌گردد و زمینه برای ارتباط مجدد ملت‌ها فراهم شده است و خودآگاهی ملی و بین‌المللی مردم نیز برای دستیابی به زندگی بهتر و تحقق شاخص‌های مطلوب مهیا گردیده است برای پاسخ به این مسائل چه دیدگاه‌هایی متصور است؟ در رویکرد‌های متفاوت تعاریف مختلفی از مفهوم توسعه ارائه شده است، بهبود کیفیت زندگی انسان در ابعاد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی محور همه این تعاریف است و برای سنجش هر یک از ابعاد نظام اجتماعی شاخص‌های معینی در عرصه بین‌المللی وجود دارد.

از نظر نگارنده این سطور، توسعه به عنوان واقعیتی اجتماعی و اقتصادی که دارای شاخص‌های پذیرفته شده‌ای در عرصه جهانی است از مجموعه کنش‌های عقلانی و منطقی افراد متناسب با ساختار، امکانات و موقعیت خاصی که مردم در آن قرار می‌گیرند، حاصل می‌شود

(ابراهیمبای سلامی، ۵۳۶-۵۱۱ و ۱۳۷۲).

با توجه به ساختارهای موجود جامعه دستیابی به برخی از ابعاد توسعه همانند توسعه سیاسی و فرهنگی که مستلزم آزادی اندیشه و بیان و گسترش و امتداد انتخاب آدمی در عرصه عمومی است به آسانی میسر نمی‌شود و توسعه منابع انسانی با توجه به آموزش و پرورش مردم آنچنان که در جهت بهبود شاخص‌های پیشرفت رقم خورد در یک دوره طولانی ممکن است و با محدودیت‌های مادی و معنوی فراوانی مواجه است و با عنایت به همین نظر، مردم و حکومت‌ها باید از فرصت‌های به دست آمده برای پیشرفت هر یک از ابعاد توسعه به فراخور امکان استفاده کند.

بدیهی است که اگر در جامعه‌ای فرصت کسب درآمد بیشتر و سرمایه‌گذاری برای امور مادی فراهم آید منابع انسانی آن متحول خواهد شد. همان‌گونه که اگر افراد جامعه بتوانند بر آموزش و دانایی خود بیفزایند و توده‌های مردم با علم و فن آشنا گردند در رشد میزان درآمد و سرمایه آنها موثر خواهد بود.

تاکید بر توسعه اقتصادی حتی در جوامعی که حکومت‌های استبدادی حاکم است مورد توافق همگان است.

بروتون (۱۹۸۵) در فرآیند توسعه اقتصادی کلید پیشرفت کشورها را فرآیندهای معینی می‌داند که هر نظام اقتصادی در چارچوب محدودیت‌ها و فرصت‌های مشخص ویژه خود باید پیگیری کند (هانت، ۱۲۲-۱۱۹). اگر براساس نظریه فوق در نظام سیاسی- اقتصادی کنونی جامعه ایران با همه محدودیت‌های موجود اراده‌ای در صدد جبران عقب‌ماندگی‌های گذشته شرق کشور باشد تا به تدریج بستر رشد و نمو دیگر امور نیز به وجود آید اولین اقدام ممکن تامین زیرساخت‌ها و زیربناهایی است که می‌تواند عامل و موتور محرک مناسبات تولیدی، فرهنگی و اجتماعی مردم این ناحیه با داخل و خارج از کشور باشد و زمینه را برای بهره‌برداری از استعدادها و منابع موجود مهیا گرداند.

در شرق ایران و کشور افغانستان محدودیت‌ها و محرومیت‌های متعددی وجود دارد و در تبیین مراحل توسعه مانند همه مناطقی که اقتصاد آنها هنوز در مرحله کشاورزی معیشتی و در مقیاس کوچک قرار دارند و روابط تولیدی و تجاری بین بخش‌ها و صنایع مختلف وجود ندارد.

در برنامه‌ریزی‌های توسعه مناسب‌تر خواهد بود که روی طرح‌های سرمایه‌‌گذاری عمومی که هدفش ایجاد شرایط لازم برای آغاز تغییر اقتصادی است، متمرکز شود» (تودارو، ۱۳۶۳ ، ۱۱۲-۱۱۱) و در این خصوص برخی از نظریه‌پردازان بر رعایت اولویت‌ها و به ویژه آماده ساختن زیربناها و زیرساخت‌های توسعه همانند راه، آب، انرژی و ارتباطات تاکید کرده‌اند (لوئیس، ۱۳۷۰، ۲۷-۲۶).

تحقق چنین امری در مرحله اول توسط نهاد دولت ممکن است که بر منابع مادی و انسانی موجود بیشترین تسلط را دارد «و در درازمدت طی برنامه‌های مدون دستیابی به تحقق» توسعه پایدار را تعقیب می‌‌کند.

توسعه زیربناها در شرق کشور

تاملی در زندگی گذشته و حال جامعه بشری نشان می‌‌دهد که روستا‌ها و شهرهایی که در مسیر شاهراه‌ها و گذرگاه‌های اصلی حمل و نقل بوده‌اند، بیش از دیگر مناطق رونق یافته‌اند و اکثر آنها امروز مراکز عمده تجاری و تولیدی محسوب می‌شوند.

«به جرات می‌‌توان گفت که اوج شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی و انحطاط آن، تابعی از آبادانی و خرابی راه‌ها و کاروانسراهای کشور است چنانکه اوج آبادانی راه‌ها و کاروانسراها در دوره شاه‌عباس با شکوفایی همه سویه ایران و خرابی آن با انحطاط کامل کشور در پایان دوره شاه سلطان حسین و نادرشاه مطابقت دارد. در زمان شاه‌عباس، ایران یکی از مراکز بازرگانی جهانی بود.

انتقال کالا و مبادله آن نیازمند نهادهایی زیربنایی بوده و شاه‌عباس که به اهمیت این امر پی برده بود، دستور داد تا کاروانسراهای بسیار بر سر راه عبور بازرگانان بسازند.

بازرگانانی که از کشورهای شرق و غرب عالم می‌آمدند می‌توانستند در این مکان‌ها اقامت و در عین حال درباره همه امور بازرگانی جهانی اطلاع پیدا کنند» (طباطبایی ۱۳۸۴ ، ۵۰۴ ، ۵۰۲) و با رونق تولید و تجارت در ایران شاه‌عباس برای پیدا کردن راه جدید آبی از طریق روسیه یا خلیج‌فارس تلاش می‌کرد تا ابریشم و دیگر کالاهای صنعتی ایران را به اروپا و اقصی‌نقاط جهان صادر کند (فوران، ۱۳۸۲، ۶۷، ۶۶). تولید و تجارت از قدیم دو عنصر اصلی پویایی اقتصاد بوده‌اند و با تحرک آن دو،‌ زمینه رشد و رواج دیگر ابعاد اقتصادی مهیا شده است.

در دهه کنونی (۸۳-۱۳۷۵) در شرق ایران مجموعه‌ای از طرح‌های بزرگ راهبردی و زیربنایی در حال اجرا است که چشم‌انداز امیدبخشی را برای توسعه منطقه و روابط و تجدید عظمن کهن در فراسوی مرزها رقم می‌زند و در این نوشتار به معرفی برخی از آنها پرداخته می‌شود:

الف: شبکه‌های راه‌آهن

شبکه راه‌آهن شمال به جنوب (طرح احداث راه‌آهن مشهد- بافق- بندرعباس):

بعد از جنگ جهانی دوم، روس‌ها (تحت عنوان اتحاد جماهیر شوروی) طرح کریدور شمال- جنوب و دسترسی به آب‌های آزاد جهان را به عنوان یک هدف استراتژیک ارائه کردند (توانا ۱۳۸۳) و دورنمائی از این پروژه عظیم با مسافتی بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر در ایران با اهداف نظامی و اقتصادی از جمهوری ترکمنستان تا خلیج‌فارس ترسیم گردید اما گرایش حکومت پهلوی در عرصه منطقه‌ای و تحولات بین‌المللی بیشتر متوجه طرح‌های آمریکا به عنوان ابرقدرت رقیب بود و لشکرکشی شوروی به افغانستان و وقوع انقلاب اسلامی در ایران نیز از عواملی بود که موجب شد نقشه مذکور بر کاغذ بماند و اجرای آن به آینده موکول گردد.

فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای میانه و ضرورت توسعه تجارت و مبادله کالا و نیاز این کشورها از یک سو و نیاز به گسترش شبکه ریلی شمال شرق ایران از سوی دیگر سبب شد تا دولت در سال ۱۳۶۸ «پروژه راه‌آهن مشهد- سرخس- تجن» را به طول ۱۸۰ کیلومتر احداث نماید و در سال ۱۳۷۶ طرح احداث «پروژه راه‌آهن مشهد- بافق» با مسافت ۷۸۰ کیلومتر با اعتبار اولیه ۱۰۰میلیارد ریال در مجلس شورای اسلامی به تصویب و با تلاش وزارت راه و ترابری در ابتدای سال ۱۳۸۴ به بهره‌برداری رسید. ایجاد شبکه ریلی شمال- جنوب در مجاورت شرق کشور و عبور آن از خراسان مرکزی ظرفیت‌های اقتصادی و اجتماعی و فرصت‌های ترانزیتی و سرمایه‌گذاری فراوانی را برای استان خراسان به ویژه شهرستان‌های مشهد، تربت حیدریه، رشتخوار، خواف، کاشمر، گناباد و دیگر استان‌های مجاور از جمله کرمان، یزد، هرمزگان و سیستان و بلوچستان ایجاد می‌کند.

دسترسی ناحیه شمالی و شرقی خراسان قدیم یعنی ترکمنستان و افغانستان به آب‌های گرم خلیج‌فارس فرصت‌های نو را برای رشد و توسعه این مناطق مهیا می‌گرداند.

افزایش توجه سرمایه‌گذاری بر روی ذخایر معدنی و برقراری ارتباط بین آنها همانند زغال سنگ طبس، سنگ آهن چادرملو، سه چاهون، چغارت، گل گهر، مس سرچشمه و... پیامدهای دیگر طرح مذکور است.

اجرای این طرح مهم‌ترین اقدام دولت ایران در طول ۷۰ سال اخیر در زمینه حمل و نقل و گسترش مبادلات اقتصادی بین‌المللی و آمایش سرزمین است.

۲ - شبکه راه‌آهن شرق به غرب (طرح احداث راه‌آهن تربت حیدریه- سنگان- هرات)

با آغاز مطالعات اجرایی و عملیات احداث طرح راه‌آهن مشهد- بافق به طرف بندرعباس با عنایت به استعداد معادن سنگ آهن سنگان خواف و همچنین مجاورت با شهر باستانی هرات در کشور افغانستان پیشنهاد احداث شبکه ریلی از مسیر تربت حیدریه تا هرات به رییس‌جمهور وقت ایران داده شد و در ادامه بررسی بر روی محور مذکور دسترسی به مطالعات «شرکت سوف ریل فرانسه» که طی قراردادی بین دو دولت فرانسه و افغانستان در سال ۱۹۵۷ به انجام رسیده بود. ممکن گردید شرکت فرانسوی در مطالعات خود بیشتر به دسترسی کشور افغانستان به اروپا توجه داشته و دسترسی این کشور به آب‌های آزاد جهان در خلیج‌فارس را در نقشه مذکور لحاظ نکرده و در راستای مسیر تهران- مشهد ادامه این راه‌آهن را از مسیر تاییدا- اسلام قلعه- هرات پیشنهاد کرده بود.

با توجه به وضعیت جدید و تغییر موقعیت‌های ژئوپولتیکی در شرق و شمال شرق کشور به ویژه احداث راه‌آهن سرخس- مشهد و مشهد- بافق- بندرعباس و همچنین امکانات و زیربناهای مهیا شده برای سرمایه‌گذاری در معادن سنگ آهن سنگان طرح شرکت مذکور در قسمت مربوط به ایران اصلاح و تکمیل گردید و تحت عنوان طرح «راه‌آهن تربت حیدریه- سنگان- هرات» (به مسافت ۳۱۶ کیلومتر) در جریان بررسی لایحه بودجه سال ۱۳۸۱ به پیشنهاد نگارنده این سطور در کمیسیون عمران و تلفیق مجلس شورای اسلامی مطرح و با همکاری وزارت راه و ترابری، وزارت خارجه و سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی تصویب گردید فاز اول این طرح (تربت حیدریه- سنگان) از نظر اجرایی تا بهار ۱۳۸۳، ۷۰درصد پیشرفت داشته است که در نوع خود از موفق‌ترین طرح‌های عمرانی استان خراسان محسوب می‌گردد.

این طرح بخشی از «راه‌آهن بین‌المللی آریا» است که در نهایت کشورهای افغانستان، پاکستان، هند و چین را از طریق ایران به اروپا متصل خواهد کرد.

تمدن نوین شرق (احیای راه ابریشم)

اجرای طرح مذکور از نظر تاریخی یادآور تمدن شرق باستان است که در قرن‌های گذشته بزرگ‌ترین و کارآمدترین مسیر مواصلاتی جهان یعنی «راه ابریشم‌را از چین و هند تا ایران و اروپا ترسیم می‌کرد. مطالعات جدید و قدیم حاکی از آن است که این طرح استراتژیک با اتصال به هند و چین با محوریت ایران حلقه اتصال شرق و غرب عالم خواهد شد و منافع عموم بشریت را در دو سری که زمین رقم خواهد زد.

اثرات و کارکردهای آشکار و پنهان آن فقط با گذشت زمان و توجه به تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی قابل توصیف ا ست و در کوتاه‌مدت احداث محور تربت حیدریه-سنگان- هرات حداقل ۲۰۰۰میلیارد ریال سرمایه ملی را از بودجه منظور شده در قوانین سالانه به این منطقه محروم و مرزی تزریق می‌کند و با ایجاد زیربناهای اقتصادی، تولیدی و تجاری مجبات توسعه منطقه‌ای و تحکیم روابط دوستانه دو ملت ایران و افغانستان را فراهم خواهد نمود.با اجرای این طرح، زیربناهای توسعه، سرمایه‌گذاری و اشتغال برای شهرستان‌های خواف، رشتخوار، تربت حیدریه، تربت جام، تایباد، قائن و گناباد در ایران و شهرستان‌های هرات، غوریان و زنده‌جان در افغانستان مهیا می‌گردد.

با توجه به اینکه افغانستان کشوری محاط در خشکی (Land Lack country) است

مبرم ترین توسعه آن شبکه ریلی است و در درازمدت با توجه به اهمیت و قدرت روزافزون کشور چین در امر سرمایه‌گذاری و تولید و تجارت تحولات شگرفی در سرزمین‌های شرقی به وجود خواهد آمد.

سرمایه‌گذاری ۳۵۰میلیون دلاری در معدن سنگان توسط شرکت دانیلی ایتالیا برای تولید کنسانتره و گندله‌سازی و امکان اجرای فاز دوم آن و همچنین تعیین و تثبیت سهم و جایگاه معدن سنگ‌آهن سنگان در برنامه تولید ۲۰میلیون تن فولاد کشور و امکان سرمایه‌گذاری در معادن به ویژه معادن سنگ‌آهن افغانستان از اولین اثرات طرح مذکور است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن