حکایت مدیریت قبل و بعد از زلزله - ۱۲ شهریور ۹۱
علیرضا جعفری<br>رییس سازمان نوسازی شهر تهران<br>بازهم غافلگیر شدیم. زلزله خبر نکرد و گوشهای از میهن عزیزمان باز هم شاهد غم از دست دادن عزیزان خویش شد. این بار آذربایجان داغدار شد. اما به راستی تا به کی باید غافلگیر شویم. مگر نه اینکه علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد؟
علیرضا جعفری
رییس سازمان نوسازی شهر تهران
بازهم غافلگیر شدیم. زلزله خبر نکرد و گوشهای از میهن عزیزمان باز هم شاهد غم از دست دادن عزیزان خویش شد. این بار آذربایجان داغدار شد. اما به راستی تا به کی باید غافلگیر شویم. مگر نه اینکه علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد؟ پس چرا نسخههای مداوا در ایران موقتی و آن هم در شرایطی است که واقعه رخ داده است؟ به راستی تا به کی؟
مروری بر آنچه در هفته گذشته بر شمال شرقی ایران رفت، نقاط تیره و روشن بسیاری را برای ما مشخص کرد. زنگ خطر مجددا برای مسوولان به صدا در آمد که فراموش نکنیم ایران بیش از ۶۰ هزار هکتار بافت فرسوده مصوب و بیش از ۵ برابر آن بافت ناپایدار دارد که همگی در مقابل زلزله غیرمقاوم خواهند بود و بر شدت این فرسودگی هر روز افزوده میشود. حضور رهبر معظم انقلاب در مناطق آسیب دیده نه تنها از جنبه ولایی ایشان بر مردم تاثیر بسزایی در روحیه شان داشته، بلکه پیام شفاف و رسایی به تمامی مسوولان در چارهاندیشی برای پیشگیری از تکرار صدماتی اینچنین در زمان وقوع زلزله است. ایشان موکدا در خصوص حل مساله فرسودگی ساختمانها تذکر دادهاند و آن را در اولویت قرار دادهاند. وزارت راه و شهرسازی به عنوان متولی اصلی مسکن در سطح کلان و شرکت مادر تخصصی عمران و بهسازی شهری ایران به عنوان نهاد رسمی و پاسخگو در حوزه نوسازی بافتهای فرسوده برنامهای برای ارائه و عمل بر مبنای آن ارائه ندادهاند. کما اینکه طبق برنامه پنجم توسعه و قانون حمایت از احیا و نوسازی بافتهای فرسوده و ناکارآمد شهری به صراحت دولت متولی اجرای قانون نامیده شده است. طبق برنامه پنجم توسعه دولت موظف است سالانه ۱۰ درصد از عرصه بافتهای فرسوده را نوسازی کند و ۵۰ درصد از تسهیلات مالی مسکن مهر را به متقاضیان در محدوده این بافتها اعطا کند. همچنین دولت موظف است تسهیلات ارزان قیمت را نیز در چارچوب ضوابط و مقررات ویژه و سهلالوصول در اختیار متقاضیان قرار دهد. اما عدم وجود برنامه مدون و در اولویت نبودن نوسازی بافتهای فرسوده در مقابل طرح مسکن مهر پیامدهایی اینچنینی همانند آنچه در آذربایجان رخ داد در پی داشته است. طرح مسکن مهر، طرحی خوب و مناسب است، اما آنچه این طرح را ناکارآمد کرده است، عدم جانمایی صحیح این پروژههاست. بررسی مسکن مهر در مجال این یادداشت نیست و اشارهای گذرا به آن کردهایم ولی آنچه واضح است این نکته است که دولت به سادگی از کنار مشکل فرسودگی گذر کرده است. این واقعیت هنگامی پررنگتر میشود که بدانیم در پایتخت نزدیک به ۱۴ هزار هکتار بافت ناپایدار وجود دارد که قریب به ۲ میلیون نفر در آن زندگی میکنند. برنامه دولت برای این شهر چیست؟ آیا تا کنون دولت به وعدههای خود در خصوص ارائه تسهیلات ارزان قیمت در بافتهای فرسوده عمل کرده است؟ آنچه مسلم است طبق آمار بسیاری از کسانی که به امید دریافت تسهیلات در بافتهای فرسوده اقدام به تخریب و نوسازی کردهاند، کماکان در بلا تکلیفی به سر میبرند و موفق به دریافت وام نشدهاند. معافیتهای عوارضی که از سوی شهرداریها به متقاضیان تخریب و نوسازی نیز اعطا شده است (که در تهران بالغ بر ۱۶۰ میلیارد تومان است) و دولت موظف به بازپرداخت آن میباشد ، تا کنون در هیچ بودجهای لحاظ نشده است. این نوع مدیریت در حوزه بافت فرسوده نتیجهای جز هزینههای گزاف بازسازی و تلفات غیرقابل جبران انسانی بعد از وقوع زلزله در پی نخواهد داشت. قبل از اینکه تهران دچار بحران شود، باید چارهای برای آن اندیشید. لیکن حل این مساله نیازمند همت و همراهی دولت است.