بلایای طبیعی رشد اقتصادی را تحریک می‌کنند؟

شماره روزنامه: ۲۷۲۳ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۸۴۹۸ بیشتر

مترجم: مجید اعزازی<br> منبع: نیویورک تایمز<br>زمین‌لرزه‌ای که استان سیچوان (چین) را در ماه مه ‌سال جاری لرزاند، احساس فرا رسیدن آخرالزمان را در این کشور بر جای گذاشت: قله کوه‌ها شکافته شد و به دره‌ها فرو غلتید، شهرها به آوار تنزل یافتند، سدها شکستند، پل‌ها فرو پاشیدند و دست کم ۸۰ هزار تن در این حادثه جان باختند.

بلایای طبیعی رشد اقتصادی را تحریک می‌کنند؟

مترجم: مجید اعزازی

منبع: نیویورک تایمز

زمین‌لرزه‌ای که استان سیچوان (چین) را در ماه مه ‌سال جاری لرزاند، احساس فرا رسیدن آخرالزمان را در این کشور بر جای گذاشت: قله کوه‌ها شکافته شد و به دره‌ها فرو غلتید، شهرها به آوار تنزل یافتند، سدها شکستند، پل‌ها فرو پاشیدند و دست کم ۸۰ هزار تن در این حادثه جان باختند. این زمین‌لرزه نه تنها باعث بروز توانمندی دولت چین شد که به اقتصاد چینی‌ها نیز کمک کرد. کمی بیش از یک ماه پس از وقوع این زمین‌لرزه، مرکز اطلاعات دولت، بازوی پژوهشی دولت چین اعلام کرد که حجم گسترده تلاش‌ها برای بازسازی و تزریق میلیون‌ها دلار به اقتصاد چین ، از حجم خسارات اقتصادی ناشی از زمین‌لرزه بسیار فراتر خواهد رفت. این مرکز همچنین گفت که این هدایا برای به حرکت در آوردن رشد اقتصاد ملی تا ۳/۰ درصد کافی خواهد بود. رشدی اندک و نه بخشی معنادار از میزان رشد سال ۲۰۰۸؛ رشدی که بیشتر برآوردها آن را زیر ۱۰ درصد پیش‌بینی کردند.

طبق روال معمول تحلیلگران هشدار داده‌اند که باید با تشکیک، به نمودار رشد اقتصادی چین نگریسته شود؛ اما براساس یکی از مکاتب اندیشه اقتصادی، احتمالا چیزی نزدیک به این ایده وجود دارد که این زمین‌لرزه به مثابه محرکی بی‌رحم [به اقتصاد چین] خدمت کرد. در واقع، برخی اقتصاددانان استدلال می‌کنند که برخلاف ویرانی گسترده‌ای که چینی‌ها پشت سر گذاشتند؛ توفان، زلزله، سیل، آتشفشان و کولاک می‌توانند باعث تحرک رشد اقتصادی شوند.

تلاش برای بازسازی از طریق جذب منابع برای این منطقه، رونقی کوتاه مدت را در آن فراهم آورد. این بلایا با ویرانی پل‌ها، فرودگاه‌ها، جاده‌ها و کارخانه‌های قدیمی فرصتی فراهم می‌کند تا زیرساخت‌های بیشتر و کارآمدتر ساخته شود؛ این بلایا همچنین برای انتقال به یک اقتصاد پربازده‌تر و شفاف فشار واردمی‌کند.

مارک اسکیدمور استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی میشیگان در این باره گفت:« وقتی چیزی خراب می‌شود، الزاما شما نباید شبیه همان چیز را بسازید.» چرا که «می‌توانید تکنولوژی به روزی را به کار گیرید یا کارها را کارآمدتر انجام دهید.»

مطالعات نشان داده‌اند که زمین‌لرزه در کالیفرنیا و آلاسکا به تحریک اقتصادی در این ایالت‌ها کمک کرده است و کشورهای مبتلا به توفان‌ها و گردبادهای بیشتر به تجربه کردن میزان بالاتری از رشد اقتصادی گرایش دارند. برخی از مطالعات اخیر رابطه‌ای میان بلایا و نوآوری‌های پس از آن کشف کرده‌اند.

اقتصادهای بلا دیده به همراه چند تا مقاله منتشر شده درباره این بلایا، حوزه کوچکی برای مطالعه باقی می‌مانند. شکاکان، اقتصاددان‌های [فعال در حوزه] بلایای طبیعی را به ساده سازی بیش از اندازه سیستم‌های اقتصادی پیچیده و بررسی اثرات غیرواقعی و گمراه‌کننده متهم می‌کنند. اثراتی که فقط از خامی ابزارهای اندازه‌گیری اقتصادی در دسترس ناشی می‌شوند.

اما به محض اینکه مردم به مناطق حادثه‌خیز کوچ می‌کنند و تغییرات آب و هوایی در جهان بروز می‌یابند، بحث بر سر بلایای طبیعی و تاثیر آنها نیز تشدید می‌شود.

جمعیت ساکن در منطقه آتشفشان‌ها و شهرهایی که در این منطقه واقع شده یا در نزدیکی منطقه متزلزل قرار دارند - از سانفرانسیسکو تا مکزیکو‌سیتی تا توکیو- در حال رشد است و متخصصان آب و هوا هشدار می‌دهند که تغییر آب و هوا می‌تواند تعداد رویدادهای وسیع طبیعی را در بیشتر نقاط جهان افزایش دهد.

در حالی که حتی اغلب مومنان به تحریک‌کنندگی اقتصاد توسط بلایای طبیعی به وقوع هیچ فاجعه‌ای تمایل ندارند، مطالعه هزینه‌ها و سودهای احتمالی چنین رویدادهایی ممکن است به درک بهتر نحوه هدف‌گذاری تلاش‌ها برای بازسازی کمک کند. شاید این رویدادها بتوانند حتی چگونگی استحصال اثرات سودمند بلایا را بدون وقوع فجایع واقعی روشن کند.

مطالعه اقتصادی بلایای طبیعی در مطالعه فجایع انسانی به ویژه اثرات جنگ (واقعی یا غیرواقعی) ریشه دارد. در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تحلیلگران گروه راند [شرکت آمریکایی توسعه و تحقیق] تلاش کردند تا اثر کل یک حمله اتمی فرضی به ایالات متحده آمریکا را محاسبه کنند. [به این ترتیب] آنها مدل‌هایی را برای محاسبه اثرات چنین حمله‌ای روی اقتصاد آمریکا ترسیم کردند.

هرمان کاهن، فیزیکدان و تحلیلگر سیستم‌ها، یکی از مشهورترین تحلیلگران گروه راند بود. او در کتاب «درباره جنگ وابسته به درجه حرارت هسته‌ اتم» که در سال ۱۹۶۱ چاپ شد، نوشت که میزان رشد اقتصادی ایالات متحده در آن زمان به قدری قدرتمند بود که گویی در صورت تخریب مناطق اصلی پایتخت در پی یک حمله اتمی و کشته شدن یک سوم از جمعیت آن، به نظر نخواهد رسید که یک فاجعه کامل اقتصادی رخ داده باشد.

«چنین جنگی ممکن است به سادگی ظرفیت تولید ملی را به یک یا دو دهه پیش بازگرداند به علاوه اینکه بسیاری از امکانات لوکس را هم از بین خواهد برد.»

بلایای طبیعی فرصتی را برای بازبینی چگونگی احیای جوامع پس از شوک‌های بسیار بزرگ فراهم می‌آورد. در سال ۱۹۶۹، داگلاس دی‌سی و هوارد کان رویتر، دو تحلیلگر جوان در موسسه تحلیل‌های دفاعی کتابی را با عنوان «اقتصاد بلایای طبیعی» منتشر کردند که یکی از نخستین تلاش‌ها برای تعیین کمیت اثر اقتصادی فاجعه‌های طبیعی به شمار می‌رود.

تقریبا تمام این کتاب مطالعه موردی زمین‌لرزه سال ۱۹۶۴ آلاسکا است. قوی‌ترین زلزله‌ای که تاکنون در آمریکای شمالی ثبت شده است. نویسندگان این کتاب دریافتند پولی که پس از این زلزله به اقتصاد آلاسکا تزرریق شد و همچنین وام‌های سخاوتمندانه دولتی برای بازسازی به معنی این است که [وضعیت زندگی] بسیاری از آلاسکایی‌ها در عمل بهتر از [وضعیت زندگی آنها ] در زمان پیش از وقوع زلزله شده است.

کان رویتر که حالا استاد سیاست عمومی و کسب و کار در مدرسه وارتون - زیر مجموعه دانشگاه پنسیلوانیا- است، گفت: «ما نامه‌های بسیار نفرت برانگیزی در واکنش به این یافته‌های پژوهشی دریافت کردیم.»

اما به هر جهت، این نکته که کنار آمدن با عواقب بعدی زلزله در میان آلاسکایی‌ها محبوبیت ندارد- زلزله‌ای که ۱۳۱ نفر را کشت، چندین شهرک در حاشیه ساحلی آلاسکا را تخریب و لنگرگاه را مسطح کرد- این ایده را که بلایای طبیعی رشد اقتصادی در کوتاه مدت را تحریک می‌کنند؛ طرفدارانی را از میانه اقتصاددان برای خود به دست

آورد.

گاس فاچر، مدیر اقتصاد کلان در شرکت مشورتی «مودیز اکانومی دات کام» گفت: «داده‌ها کاملا درباره این زلزله شفاف است.»

در جریان مطالعه بلایا در ایالات متحده آمریکا، فاچر نمونه‌هایی از نوعی اثر دراماتیک روی اقتصادهای منطقه‌ای یافت. یک سال پس از توفان اندرو که جنوب شرقی فلوریدا را در سال ۱۹۹۲ درنوردید و فاجعه‌ای ۴۰ میلیون دلاری را با محاسبات امروز به بارآورد، این ایالت، افزایش‌های شدیدی را در اشتغال به دلیل کارهای جدید ساختمان‌سازی تجربه کرد.

فاچر همچنین از بازسازی، کمک و سرمایه‌گذاری پس از زلزله سال ۱۹۹۴ نورث‌ریج در ایالات متحده دفاع می‌کند که منجر به بیرون کشیدن لس‌آنجلس از رکود اقتصادی شد.

اما براساس یافته‌های فاچر، توفان کاترینا یک استثنا شد. چرا که بسیاری از ساکنان، این منطقه را ترک کردند، سرعت کمک‌های دولتی کم بود و غرامت‌های پرداختی از سوی بیمه‌ها نیز بسیار اندک بود، به همین دلیل این منطقه نوسازی اقتصادی را تجربه نکرد.

برای منتقدان این اندیشه که رشد اقتصادی در پی فاجعه ایجاد می‌شود، مساله این است که در بهترین حالت، این اندیشه تصویری جزئی است. آنها استدلال می‌کنند که اندیشه یادشده از این واقعیت چشم پوشی می‌کند که پول و کاری که برای بازسازی به مناطق زلزله زده هدایت می‌شوند، به سادگی به جای سایر استفاده‌های موثر به این سمت جهت‌دهی می‌شوند.

دونالد بودراکس، استاد اقتصاد دانشگاه جورج‌میسون گفت: «اگر نجار، زباله جمع کن یا یک پزشک هستید، وضعتان بهتر خواهد شد»، «اما چیزهایی که در غیر این صورت تولید می‌شد، دیگر تولید نمی‌شود.»

زمان یک عامل مهم است. بودراکس گفت: «فراتر از هر دوره زمانی مرتبط منطقی، جامعه با تخریب منابع ثروتمندتر نمی شود.» اگر چنین باشد، «بیروت باید یکی از ثروتمندترین مکان‌های جهان باشد.»

حامیان این تئوری می‌گویند که تحقیق درباره اثرات بلندمدت بلایا در برابر چنین انتقادگری‌هایی کمتر آسیب پذیر هستند، چرا که عامل بنیادی این نیست که چیزهای جدید وجود دارند، بلکه عامل اساسی این است که چیزهای بهتری وجود دارند.

در این مدل، فجایع این سرویس اقتصادی را انجام می‌دهند که زیرساخت‌های قدیمی را برای جانشین‌های کارآمدتر تخلیه می‌کنند. شاید این موضوع به مثابه همکاری طبیعت مادر به آنچه که جوزف شومپیتر اقتصاددان آمریکایی متولد اتریش «تخریب خلاقانه» کاپیتالیسم نامیده است، نگریسته شود.

همزمان با بهبود اثرات فاجعه، اقتصاد در عمل پرحاصل تر از سابق می‌شود و برخی اقتصاددانان می‌گویند که این اثر می‌تواند پس از گذشت چند دهه از وقوع حادثه دیده شود.

اسکیدمور از ایالت میشیگان به همراه هد کی تویا از دانشگاه ناگویا سیتی در ژاپن مقاله‌ای را در انکوئیری اکونومیک ژورنال در سال ۲۰۰۲ منتشر کردند که تواتر این بلایا در ۸۹ کشور را در برابر میزان رشد اقتصادیشان در سراسر یک دوره ۳۰ ساله ترسیم می‌کند. در این مقاله، نویسندگان توانستند به هر چیزی که ممکن است در یافته‌های تحقیق انحراف ایجاد کند، کنترل کنند. اندازه کشور، اندازه دولت، تجارت آزاد و فاصله کشور تا خط استوا از جمله این فاکتورهای کنترل شده بودند.

اسکیدمور و تویا دریافتند که در مورد بلایای آب و هوایی مانند توفان‌ها و گردبادهای موسمی در مقایسه با زمین‌لرزه و آتشفشان، بلایای آب و هوایی بهتر هستند. [چرا که] ملت‌های حادثه دیده از بلایای آب و هوایی در یک دوره زمانی مناسب سریع‌تر از ملت‌هایی که کمتر مستعد بلایای طبیعی هستند، رشد می‌کنند.

چرا فقط بلایای آب و هوایی؟ نویسندگان اظهار می‌کنند که هر چه ما در پیش‌بینی آب و هوا بهتر می‌شویم، هزینه‌های انسانی این بلایا آسان‌تر از بلایای زمینی کاهش می‌یابند.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن