درس‌هایی از زلزله آذربایجان

شماره روزنامه: ۲۷۲۰ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۷۸۶۹ بیشتر

دکتر علی دادپی<br> لرزش زمین تمام شد، ولی لرزیدن بنای زندگی اجتماعی و اقتصادی زلزله‌زدگان تازه شروع شده است<br>

درس‌هایی از زلزله آذربایجان

دکتر علی دادپی

لرزش زمین تمام شد، ولی لرزیدن بنای زندگی اجتماعی و اقتصادی زلزله‌زدگان تازه شروع شده است

زمین لرزید. دوباره زمین لرزید. رودبار، بم و حالا هم زلزله آذربایجان. زمین لرزید و باز خانه‌های کاهگلی فرو ریخت و باز کودکان زیر آوارها ماندند. زمین باز هم خواهد لرزید وقتی در فلات ایران زندگی می‌کنی می‌‌‌دانی که زمین همیشه می‌لرزد. در این چند روز درس‌های زیادی را می‌توان از واکنش به وقوع زلزله در آذربایجان فراگرفت که در مدیریت پاسخ به بحران‌های آینده می‌توانند مفید باشند:

اول، اطلاع‌رسانی: اطلاع رسانی در لحظه‌های اولیه هر بحرانی مهم‌ترین کار ممکن است. اینکه در هیچ شبکه تلویزیونی تا ساعت‌ها بعد از وقوع زلزله خبری در این‌باره منتشر نشد و حتی یک زیرنویس وضعیت اضطراری ارسال نشد، توجیه‌پذیر نیست. همه مردم ایران در این موارد همیشه به صدا و سیما مراجعه می‌کنند، این‌بار رسانه‌های بیگانه منبع اطلاع‌رسانی شدند. نیازی به یادآوری تاثیر منفی این رویداد بر اعتماد عامه به رسانه ملی نیست.

از سوی دیگر بسیاری از طریق شبکه جهانی اینترنت، شبکه‌های اجتماعی آنلاین، ایمیل و پیامک تلفنی خبر وقوع حادثه را ساعت‌ها قبل از اعلام رسمی آن دریافت کردند و به فکر کمک و امدادرسانی به مناطق زلزله‌زده افتادند. شاید بد نباشد یادآوری کنیم یک ورزشکار سرشناس کشورمان توانست خودش را به مراتب زودتر از بسیاری از مقامات مسوول به مناطق زلزله‌زده برساند. بسیاری از طریق همین شبکه‌ها در جریان نیازهای زلزله‌زدگان قرار گرفتند. صف‌های طویل اهدای خون و بسیج خودجوش مردم گواه در صحنه بودن مردم ما است، اطلاع‌رسانی درست می‌تواند باعث شود که بهره‌وری حضور خودجوش مردم به حداکثر برسد.

دوم، سازماندهی گروه‌های امداد: در اولین ساعات زلزله می‌توان جان بسیاری را نجات داد، اما تنها گروه‌های امداد تعلیم دیده و ورزیده می‌توانند مصدومین را بدون آسیب بیشتر از زیر‌ آوارها بیرون بکشند. واقعیت جغرافیایی سرزمین ما کوهستانی بودن آن است. شبکه راه‌های کشور در بسیاری از نقاط خود اولین قربانی زلزله است. در این شرایط نیروهای محلی در خط مقدم کمک‌رسانی به مصدومین قرار می‌گیرند. نیروهای مسلح، ارتش، سپاه و بسیج سازمان‌هایی هستند که با توجه به گستردگی شبکه و برنامه‌های منظم آموزشی‌شان می‌توانند تیم‌های امدادی متعددی را آموزش بدهند. رویداد اخیر نشان داد که از پتانسیل سازمانی مانند بسیج به‌عنوان نیروی مقاومت مردمی بیشتر می‌توان در پاسخ به بحران‌ها استفاده کرد. این نیرو می‌تواند در روستاها و نقاط دورافتاده کشور با تربیت تیم‌های امداد، مردم را برای مقابله با چنین سوانحی آماده کند. سوم، سنجش کارآیی مدیریت بحران: این روزها از یک طرف از درد و رنج زلزله زدگان و قربانیان می‌شنویم، از انسان‌های نوعدوستی که در حال سازماندهی ارسال کمک به مناطق زلزله‌زده به‌طور خودجوش هستند و از سوی دیگر از وعده‌های مسوولان درباره کمک‌های مالی و بازسازی دوماهه مناطق آسیب دیده. توانایی هر سیستم مدیریتی را در پاسخش به بحران‌ها می‌سنجند. فرصت خوبی است که به دور از هیاهو و جنجال سیاسی به بررسی عملکرد سازمان‌های ذی‌ربط و سرعت پاسخگویی آنها بپردازیم. اگر خرابی جاده‌ها یا نبودن فرماندار در محل ماموریتش باعث تاخیر سازمان‌های مسوول در پاسخگویی بوده است، آیا نباید در طرح‌های آینده خرابی جاده‌ها را منظور کرد یا فرمانداران را مامور به اقامت در محل ماموریت‌شان کرد؟

بیایید تعصبات را کنار بگذاریم زلزله یک بلای فراگیر است و کاری به تعلقات سیاسی ما ندارد. ضعف‌های سازمان‌ها قبل از آنکه «سیاسی» باشند، «مدیریتی» هستند و ضعف‌های مدیریتی خیلی از اوقات ریشه در سازماندهی و برنامه‌ریزی دارند تا مجریان آنها. تجربه تلخ آذربایجان می‌تواند از تلخی زلزله‌های آینده بکاهد.

چهارم. بازسازی پتانسیل‌های اقتصادی: در کشور زلزله‌خیزی مانند ما وقوع زلزله یک احتمال نیست، بلکه یک قطعیت است. برنامه‌ریزی برای کاهش زیان‌های ناشی از زلزله باعث می‌شود تا زیان‌های اقتصادی این رویداد طبیعی به حداقل برسد. نگاهی به زندگی اقتصادی شهرهای زلزله‌زده‌ای مانند رودبار، منجیل و بم نشان می‌دهد که ما هنوز تا رسیدن به وضعیت ایده‌آل در کاهش آثار اقتصادی زلزله‌ها، راه طولانی در پیش داریم. بازسازی شهرها و روستاها تنها شامل دوباره ساختن بناها و جاده‌ها نیست، بلکه باید شامل بازسازی پتانسیل اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و شبکه‌های ارتباطی بشود. در روستاهای آذربایجان ده‌ها نفر جان باخته‌اند و صدها نفر مجروح شده‌اند فقدان گروه اول و غیبت گروه دوم بر توانایی خانواده‌ها برای فعالیت اقتصادی در بلند‌مدت تاثیر می‌گذارد. بازسازی دو ماهه بناها شاید ممکن باشد، ولی بازسازی جوامع به سال‌ها وقت احتیاج دارد و وقت آن است که نقش سازمان‌های غیردولتی در انجام این مهم به رسمیت شناخته بشود.

و دست آخر اینکه ماه‌های پاییز آذربایجان در راهند و تجربه نشان می‌دهد که بسیاری از زلزله‌زدگان باید خود را آماده زندگی در سرپناه‌های موقت در ماه‌های سرد پیش‌رو کنند. زلزله تمام شده، ولی لرزیدن بنای زندگی اجتماعی مردم اهر و ورزقان تازه شروع شده است.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن