مدیربزرگترین مرکز فروش بازی های فکری و آموزشی کودکان در ایران:

تولید فکر یعنی تولید اشتغال و ثروت

شماره روزنامه: ۲۷۱۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۷۵۸۳ بیشتر

مهندس حسین سلطانی<br>عضو هیئت مدیره خانه کودک فراز<br>هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست و یا بهتر است بگوییم موفقیت اتفاقی نیست. با کمی تامل می‌توان فهمید که انسان های موفق ویژگی هایی مشترک دارند؛ مثلاَ هدف خود را می‌نویسند ‏ْ، به آن فکر می‌کنند ، متمرکز می‌شوند، مثبت اندیش هستند و افکار منفی در آن ها راه پیدا نمی‌کند ، از شکست ها تجربه می‌گیرند و نا امیدی برایشان معنا ندارد و ........

تولید فکر یعنی تولید اشتغال و ثروت

مهندس حسین سلطانی

عضو هیئت مدیره خانه کودک فراز

هیچ چیز در دنیا اتفاقی نیست و یا بهتر است بگوییم موفقیت اتفاقی نیست. با کمی تامل می‌توان فهمید که انسان های موفق ویژگی هایی مشترک دارند؛ مثلاَ هدف خود را می‌نویسند ‏ْ، به آن فکر می‌کنند ، متمرکز می‌شوند، مثبت اندیش هستند و افکار منفی در آن ها راه پیدا نمی‌کند ، از شکست ها تجربه می‌گیرند و نا امیدی برایشان معنا ندارد و ........ سال‌ها پیش به فکر تاسیس موسسه‌ای افتادیم و با مطالعه و بررسی های زیاد در مشاغل مختلف به این نتیجه رسیدیم که مجموعه تخصصی خانه کودک را ایجاد کنیم.

در حال حاضر یکی از بزرگترین مراکز عرضه محصولات فکری ، آموزشی و فرهنگی در کشور و همچنین بزرگترین تجهیز کننده مراکز بازی کودک هستیم. بیش از یکصد نفر به صورت مستقیم در این مجموعه مشغول هستند و بالغ بر صدها گروه به صورت نمایندگی در سراسر کشور فعالیت می‌کنند.

همه می‌توانند فکر تولید کنند. تولید فکر یعنی تولید اشتغال و ثروت.

یکی از راهکارهای موفقیت و کار آفرینی شناسایی دقیق فرصت هاست. استفاده از خلاءهای موجود و تبدیل آن به فرصت . چون متولیان امر کودک چندان قوی عمل نکرده اند این نکته می تواند برای بخش خصوصی و کارآفرین ایجاد فرصت کند.

عملکرد متولی امور کودکان یعنی کانون پرورش فکری طی سالیان گذشته چندان ثمربخش نبوده است. به عنوان نمونه پس از گذشت حدود پانزده سال از عمر دارا و سارا، این عروسک ها با صرف هزینه های بسیار زیاد هنوز جایی در بین کودکان ندارند.

معلوم نیست چرا در طراحی این عروسک های ملی با بخش خصوصی و خلاق مشورتی نشده اما واضح است که خلاقیت، تولید ثروت و نبود آن ثروت را نابود می‌کند. هیچ کس نمی‌پرسد چرا بعد از گذشت این همه سال با وجود این همه هزینه و تبلیغات این عروسک های "وارداتی" جایی در بین کودکان ندارند.

جالب اینجاست که مدافعان این عروسک ها هنوز روش های نادرست خود را ادامه می‌دهند و به ادامه این مسیر اصرار دارند. در ایران تولید کنندگانی را می‌شناسیم که اگر حمایت می‌شدند این نوع عروسک ها را بسیار ارزان تر و زیباتر تولید می‌کردند.

تا زمانی که عرصه ، عرصه دولتی است، مشکلات تولید و عرضه اسباب بازی ادامه خواهد داشت . کانون، به عنوان نهادی که بر روند واردات اسباب بازی نظارت دارد نباید ورود اسباب بازی های بی کیفیت و یا محصولاتی که نمونه داخلی آن تولید شده و یا می‌تواند تولید شود را تایید کند.

بسیارند تولید کنندگانی که در حال نابودی هستند و به دلیل مشکلاتی که بر سر راه آن هاست ، فشارهای زیادی را تحمل می‌کنند. بیش از هشتاد درصد وقت و انرژی آن‌ها در سازمانهای دولتی به هدر می‌رود. آنچه ما به صورت شعار در سازمان ها و ارگان های مختلف می‌بینیم، در عمل عکس آن اتفاق می‌افتد.به عنوان مثال بند (و) ماده ۸۰ برنامه پنجم توسعه که استمرار ماده ۱۰۳ برنامه چهارم بوده و در آن معافیت پرداخت ۲۰ درصد سهم کارفرما برای افزایش نیروی کار جدید علاوه بر نیروی کار موجود پیش بینی شده ، اجرا نمی شود و هیچکس نمی پرسد چرا این قانون مسکوت مانده است؟

در آمار همه چیز خوب است ولی در عمل متاسفانه به سمتی پیش می‌رویم که فضاهای کار آفرین ، علیرغم ابتکار و خلاقیتی که منجر به اشتغالزایی می‌شود رفته رفته انگیزه خود را از دست داده و به سمت کارهای زیر زمینی می‌روند. جایی که مزاحمت های دولتی نباشد، بخش های کارآفرینی و خلاق نه تنها هزینه ای برای دولت ندارند بلکه خود تولید ثروت و شغل می‌کنند. آن ها حمایت نمی‌خواهند بلکه خواستار رفع موانع بوروکراتیک در این زمینه هستند؛ موانعی که دست و پا گیر است و همه انرژی آن ها را می‌گیرد. ادامه این مسیر نادرست می‌تواند بیشتر از گذشته سرمایه های شخصی را به سمت دلالی و سرمایه گذاری های کاذب سوق دهد (جایی که درآمد بالاتر و خالی از نظارت است ).

از دیگر موانع بر سر راه تولید و کارآفرینی می‌توان به عدم امنیت کافی برای سرمایه گذاری بخش خصوصی اشاره کرد، یعنی هیچکس نمی‌تواند حتی آینده نزدیک را بررسی و پیش بینی کند. همچنین می توان به نوسانات قیمت ارز اشاره کرد که شوک عظیمی به تولید، بازار و مصرف کننده وارد می کند. قسمتی از این نوسانات برای تامین منابع مالی گروه های خاص است که ضرر آن متوجه گروه های کار آفرین و مصرف کننده می شود. اگر قیمت ارز بالا بماند خیلی بهتر از این است که دارای نوسانات شدید باشد. افزایش مکرر قیمت مواد اولیه ، افزایش هزینه های جاری و همچنین تغییرات ناگهانی و هیجانی در قوانین که هر روزه گریبان قسمتی از بخش خصوصی و کار آفرین را می گیرد ، می تواند چرخه تولید را با اختلال شدیدی مواجه کند. این بخش یارانه و کمک نمی‌خواهد فقط خواستار رفع موانع موجود و دست و پا گیر است. ۷۰ درصد کشور ما را جمعیت جوان زیر ۳۰سال تشکیل می‌دهد که می‌شود با روش های درست برای آن ها انگیزه و امید ایجاد کرد.

ما می‌توانیم والاترین جایگاه را در دنیا داشته باشیم. امید است که با درک درست و شناسایی گروه های خلاق و کارآفرین که هنوز در عرصه تولید و کارآفرینی با عشق و علاقه کار می‌کنند و با تمامی‌ مشکلات دست و پنجه نرم می‌کنند، گامی بلند برای رفع مشکلات موجود برداشته شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن