گزارش ۲۰۱۲ صندوق بین‌المللی پول پیرامون وضعیت زنان:

توانمندسازی زنان، نماد اقتصادهای هوشمند

شماره روزنامه: ۲۷۰۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۶۵۵۵۷۵ بیشتر

مژگان جعفری *

نویسندگان: آنا رونگا و سودهیر شتی<br> مترجم: مژگان جعفری *<br> منبع: فایننس اند دولوپمنت**<br> هر جنبه‌ای از نابرابری جنسیتی، در نهایت به آموزش و یا بهداشت و سلامت برمی‌گردد<br>از میان بردن تبعیض‌های جنسیتی نه تنها به زنان و دختران بلکه به تمامی اقشار کشورها سود می‌رساند.

نویسندگان: آنا رونگا و سودهیر شتی
مترجم: مژگان جعفری *
منبع: فایننس اند دولوپمنت**
هر جنبه‌ای از نابرابری جنسیتی، در نهایت به آموزش و یا بهداشت و سلامت برمی‌گردد
از میان بردن تبعیض‌های جنسیتی نه تنها به زنان و دختران بلکه به تمامی اقشار کشورها سود می‌رساند.

مدت زمان درازی از آن عصر نمی‌گذرد، عصری که در آن زنان در عین مواجهه با موانع پرشمار و دشوار، دائما در جست و جوی فرصت‌هایی بودند که از طریق آنها بتوانند با مردان برابر شوند. اگر تنها به یک ربع قرن پیش بازگردیم، مشاهده خواهیم کرد که نابرابری میان زنان و مردان در دانشگاه، در محل کار و حتی در خانه تا چه حد گسترده و آشکار بوده است. از آن زمان تاکنون، زندگی زنان و دختران در بسیاری جهات و به طرز چشمگیری دچار بهبود شده است. در بیشتر کشورها - اغلب کشورهای ثروتمند و توسعه یافته - زنان و دختران بیشتر از قبل به مدرسه می‌روند، زندگی طولانی‌تری دارند، راحت‌تر شغل می‌یابند، و از حقوق قانونی و امنیتی درخور برخوردار هستند.
اما شکاف عظیم میان دو جنس هنوز وجود دارد. در بسیاری از کشورهای توسعه‌نیافته یا کمتر توسعه یافته، زنان و دختران در مقایسه با همتایان خود در کشورهای توسعه یافته و مردان و پسران در کشورهای خود بیشتر در معرض خطر مرگ هستند. زنان در این کشورها دستمزد کمتری دریافت می‌کنند. در این کشورها (تقریبا هم چون بیشتر نقاط دنیا) زنان به لحاظ اقتصادی کمتر از مردان مولد محسوب می‌شوند. و همچنین زنان نسبت به مردان فرصت‌های سازنده کمتری برای تصمیم‌گیری و شکل بخشیدن به زندگی خود دارند.
براساس یکی از گزارش‌های مربوط به بانک جهانی که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد و «برابری جنسیتی و توسعه» نام داشت، نزدیک کردن شکاف جنسیتی و از میان برداشتن تبعیض جنسی راهی به سوی دستیابی به توسعه است. برابری جنسیتی بیشتر می‌تواند منجر به باروری اقتصادی شود، نتایج توسعه را برای نسل بعدی بهبود ببخشد و همچنین منجر به پیدایش نهادها و سیاست‌هایی در جامعه شود که نماینده زنان نیز هستند.
با این وجود نباید از نظر دور داشت که بسیاری از نابرابری‌های جنسیتی حتی پس از توسعه کشورها نیز باقی می‌مانند، این نابرابری‌ها، مواردی هستند که برای نابودی آنها نیازمند یک اقدام عمومی پایدار و متمرکز هستیم. اگر سیاست‌های اصلاحی خواستار ثمردادن یک توسعه اساسی هستند باید این نکته را در نظر داشته باشند که مساله نابرابری جنسیتی امری است که بیش از هرچیز به رفاه مربوط است. برای اینکه این روش‌ها و راهکارها موثر باشند باید بکوشند ریشه‌هایی را که سبب نابرابری می‌شود شناسایی کنند؛ البته بدون آنکه اهمیت اقتصاد سیاسی بومی را نادیده بگیرند.
پیشرفت مشوش
امری که نمی‌توان از نظر دور داشت این است که هر جنبه‌ای از نابرابری جنسیتی نهایتا به مساله آموزش و یا سلامت منتهی می‌شود. در طول یک ربع قرن اخیر افراد چه در خانواده و چه در جامعه الگوی پیچیده‌ای را در ارتباط با تغییر در اوضاع نابرابری جنسیتی تجربه کرده‌اند. در بعضی حوزه‌ها، نظیر آموزش و پرورش، شکاف جنسیتی تقریبا برای تمامی زنان از میان رفته است. با این وجود از میان رفتن نابرابری برای کسانی که فقیر هستند یا با سایر مشکلات نظیر تعصبات قومی نیز مواجه هستند، بسیار کندتر اتفاق می‌افتد. در سایر مناطق، شکاف جنسیتی در حال نابودی است، این مساله به خصوص در میان زنان مرفه مشهود است.
در حوزه تحصیلات ابتدایی، شکاف جنسیتی تقریبا در تمامی کشورها از میان رفته است. و شکاف جنسیتی در حوزه تحصیلات متوسطه نیز با سرعت خوبی در حال نابودی است. در حقیقت در تقریبا یک سوم از کشورهای در حال توسعه جهان شمار دخترانی که در مقاطع متوسطه تحصیل می‌کنند حتی از شمار پسران بیشتر است. و همچنین در دوسوم از این کشورها شمار زنانی که در دانشگاه تحصیل می‌کنند بیشتر از مردان است. آمارها در ارتباط با جمعیت زنان در حال تحصیل در جهان به این شرح هستند:
زنان امروزه ۵۱ درصد از جمعیت دانشجویان در حال تحصیل در دانشگاه‌های جهان را تشکیل می‌دهند با این وجود هنوز هم ۳۵ میلیون زن در کشورهای در حال توسعه وجود دارند که هیچ‌گاه در مدارس حاضر نشده اند. این رقم را مقایسه کنید با جمعیت ۳۱ میلیون پسرانی که به مدرسه نرفته‌اند، و در نظر داشته باشید که دوسوم این دختران از خانواده‌هایی از اقلیت‌های قومی هستند.
از حدود سال ۱۹۸۰ تقریبا در سراسر جهان زنان عمر طولانی تری نسبت به مردان داشته‌اند. اما در بیشتر کشورهای در حال توسعه نرخ مرگ و میر زنان و دختران کم سن و سال، در مقایسه با مردان و پسران و زنان کشورهای توسعه یافته هنوز بالا است. در واقع در اثر این معضل که تلفات بیش از حد زنان نام دارد، هر ساله حدود ۹/۳ میلیون زن زیر ۶۰ سال در کشورهای در حال توسعه از دست می‌روند. در حدود دو پنجم از آنها در هنگام تولد جان خود را از دست می‌‌دهند، یک ششم از آنها در سال‌های نخست کودکی فوت می‌کنند، و بیشتر از یک سوم آنان در سال‌های باروری و بلوغ جان خود را از دست می‌دهند. نرخ مرگ و میر زنان در شاخ آفریقا در حال افزایش است، این مساله در مورد زنانی که در سنین باروری به سر می‌برند یا در مورد زنانی که در کشورهایی می‌زیند که شیوع بیماری ایدز در آنها بالا است بیشتر صادق است. (گزارش ۲۰۱۲ بانک جهانی، بخش سوم)
در طول سی سال گذشته بیش از نیم میلیارد زن به نیروی کار جهانی اضافه شده‌اند، هم‌اکنون زنان بیش از ۴۰ درصد از نیروی کار در سراسر جهان را تشکیل می‌دهند. یکی از دلایل در خور توجه افزایش مشارکت زنان به عنوان نیروی کار، کاهش بی‌سابقه میزان باروری زنان در کشورهای در حال توسعه است. به طور مثال بنگلادش، کلمبیا و جمهوری اسلامی ایران در زمره این دسته کشورها هستند، کاهش باروری و افزایش اشتغال اغلب با پیشرفت در سطح تحصیلات زنان نیز همراه بوده است. با این وجود زنان تقریبا در اکثر نقاط دنیا هنوز دریافت حقوقی کمتر از مردان را امری عادی قلمداد می‌کنند. (بر اساس گزارش بانک جهانی، به خصوص بخش پنجم). دلایل این مساله بسیار گسترده هستند، یکی از این دلایل آن است که زنان بسیار بیشتر از مردان در مشاغل خانوادگی که حقوق مشخصی ندارد و همچنین در بخش‌های غیر رسمی فعالیت می‌کنند. زنان کشاورز زمین‌های کوچک‌تری را نسبت به مردان کشاورز زیر کشت می‌برند و همچنین اغلب، محصولات کم سودتری را کشت می‌کنند. و همچنین کارآفرینان زن نیز عمدتا تجارت در حوزه‌هایی با سودآوری کمتر را پیگیری می‌کنند.


برای تعهد به حقوق قانونی زنان، امروزه تقریبا بیشتر کشورها کنوانسیون رفع و نابودی هرگونه تبعیض علیه زنان را به تصویب رسانده‌اند. با این وجود در بسیاری از کشورها زنان (به خصوص زنان فقیر) نسبت به مردان جرات کمتری برای ابراز نظر در خصوص تصمیم‌گیری‌های مهم و دارایی‌های مشترک را دارند. چه در کشورهای توسعه یافته و چه در کشورهای در حال توسعه، زنان بیشتر در معرض خشونت‌های خانگی هستند. در بیشتر کشورها صرف نظر از این که ثروتمند یا فقیر هستند، زنان کمتر از مردان در فعالیت‌های سیاسی مشارکت می‌جویند و به خصوص اگر فعالیت سیاسی در سطوح بالا را درنظر داشته باشیم میزان مشارکت زنان بسیار ناچیز است.

برابری جنسیتی و توسعه
برابری جنسیتی مساله‌ای است که به خودی خود اهمیت فراوانی دارد. پیشرفت و توسعه یک فرآیند مداوم است و از الزامات مهم آن برابری و آزادی برای تمامی افراد است، چه زن باشند و چه مرد. از میان بردن یا نزدیک کردن شکاف و نابرابری جنسیتی که میان زنان و مردان وجود دارد، به عنوان بخشی از فرآیند توسعه همان‌قدر اهمیت دارد که به طور مثال پایین آوردن نرخ فقر اهمیت دارد.
همچنین باید در نظر داشت که برابری جنسی سبب افزایش بهره‌وری اقتصادی و سایر مولفه‌های توسعه می‌شود. برابری جنسیتی از سه راه مهم می‌تواند به توسعه یاری برساند، این سه راه از این قرار هستند:
اول: هم‌اکنون زنان بیش از چهل درصد از نیروی کار جهانی و همچنین بیش از نیمی از دانشجویان دانشگاه‌ها در تمام دنیا را تشکیل می‌دهند، بنابراین بدیهی است که اگر آنان از مهارت‌ها و استعدادهای خود به نحوی کامل تر استفاده کنند، بهره‌وری کلی بالا خواهد رفت. به عنوان مثال اگر در یک کشور کشاورز زن به منابع تولیدی، زمین و کود دسترسی مشابه یک کشاورز مرد داشته باشد، صنعت کشاورزی آن کشور می‌تواند افزایش بازدهی در حدود ۵/۲ درصد را تجربه کند (فائو، ۲۰۱۱). نابودی تبعیض علیه زنان در تمامی موارد باید در دستور کار قرار بگیرد. در مواردی زنان از کارکردن باز داشته می‌شوند یا از ایجاد یک حوزه کاری جدید یا اشتغال منع می‌شوند، نابودی این قبیل تبعیض‌ها‌ می‌تواند بازده نهایی را تا حد چشمگیری افزایش دهد. در واقع افزایش مشارکت زنان در اشتغال عمومی و همچنین کارآفرینی زنان در کشورهای در حال توسعه می‌تواند بازده نهایی را تا بیست و پنج درصد بهبود ببخشد. (کوبر و‌تیگنر ۲۰۱۱)
دوم، نظارت صحیح تر بر منابع خانگی به وسیله زنان: نظارت زنان چه بر پس‌اندازهای شخصی و چه بر نحوه مصرف پول نقد در خانه در نهایت منجر به افزایش رشد (اقتصادی) کشور خواهد شد، دلیل این مساله آن است که در صورت نظارت زنان بر نحوه مصرف پول، شیوه مصرف پول تا حد زیادی به نفع کودکان تغییر می‌کند. شواهدی از کشورهایی نظیر برزیل، چین، هند، آفریقای جنوبی و انگلستان حاکی از آن است که زمانی که زنان مدیریت منابع خانه را برعهده دارند (چه از طریق منابع مالی خود و چه از طریق نظارت بر نحوه جابه جایی پول نقد در خانه) کودکان سود خواهند برد. زیرا زنان مبلغ بیشتری را صرف غذا و آموزش کودکان می‌کنند و این مساله نهایتا به نفع رشد اقتصاد کشور است. ( گزارش بانک جهانی، ۲۰۱۱)
سوم، توانمند ساختن زنان به عنوان نقش‌آفرین در عرصه‌های اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی یکی از فاکتورهایی است که قادر است جهت گیری‌های سیاسی را تغییر دهد و سبب ایجاد احزاب و نهادهایی شود که نماینده تمامی اقشار اجتماع هستند. به طور مثال در هند واگذاری قدرت به زنان در سطوح محلی سبب تغییرات مثبتی شده است. تامین نیازهای عمومی نظیر آب شرب سالم و بهداشتی که در زمره مشکلات دائمی زنان محلی بود امروزه به لطف واگذاری قدرت به زنان بهبود یافته است. ( بیمن و دیگران، ۲۰۱۱)

درگیر توسعه شدن
اینکه برابری جنسیتی به عنوان محصولی از فرآیند توسعه به مرور زمان چگونه بهبود می‌یابد مساله‌ای جالب و در خور توجه است. این فرآیند را از طریق توجه به واکنش متقابل میان منابع خانگی و عملکرد بازارها و موسسات می‌توان به خوبی درک نمود. در واقع اثر متقابل موسسات و بازار در مقابل خانه از دو حیث قابل بررسی است. وجه رسمی مساله (که شامل قوانین، مقررات و ارائه خدمات دولتی می‌شود) و وجه غیر‌رسمی (که به مسائلی نظیر نقش‌های جنسیتی، هنجارها و شبکه‌های اجتماعی مرتبط است ).
در یک خانواده انگیزه‌ها و ترجیحات متفاوتی وجود دارد، همچنین منابع محدودند و قدرت چانه زنی افراد بر سر تمایلاتشان بنا به نقش آنها در خانواده متفاوت است، بازارها و موسسات در نهایت به شکل گیری صورت نهایی نقش‌ها در خانواده یاری می‌رسانند. به این ترتیب تصمیم‌گیری‌های خانوار، بازار و نهادهای رسمی و غیررسمی همه و همه وارد تعامل می‌شوند تا در نهایت نتیجه‌ای را که وضعیت برابری جنسیتی اجتماع است، شکل دهند. این چارچوب همچنین می‌تواند به ما کمک کند تا نشان دهد چگونه رشد اقتصاد (درآمد بالاتر) می‌تواند نتایج اوضاع برابری جنسیتی را از طریق تاثیر گذاشتن بر روند عملکرد بازارها و موسسات و تصمیمات خانوار تغییر دهد.


رشد اقتصادی چرخ دنده‌ها را در جهت برابری جنسیتی بیشتر می‌چرخاند و نزدیک شدن شکاف جنسیتی نیز به نوبه خود می‌تواند در افزایش رشد کشور سهیم باشد.
این چارچوب نشان می‌دهد که چرا شکاف طبقاتی در مساله آموزش با سرعت مناسبی در حال از میان رفتن است. در این مورد عوامل متعددی از قبیل رشد درآمد، بازارها (با گشودن فرصت‌های شغلی جدید برای زنان) و موسسات قانونی (با توسعه دادن مدارس و کاهش هزینه‌های تحصیل) همگی دست به دست هم داده‌اند تا نظر خانوارها را نسبت به امر تحصیل زنان و دختران جوان
مساعدتر کنند.
این چارچوب همچنین می‌تواند به ما کمک کند تا دریابیم که چرا این شکاف جنسیتی برای زنان فقیرتر هنوز قابل ملاحظه است. در واقع در این بررسی ما نه تنها زنان فقیر، بلکه بیشتر آن دسته از زنان فقیر را مدنظر داریم که نه تنها از فقر، بلکه از سایر محرومیت‌ها نظیر زندگی در مناطق دورافتاده، ناتوانی‌های جسمی و محدودیت‌های ناشی از زندگی در اقلیت‌های قومی رنج می‌برند. به طور مثال در هند و پاکستان هرچند که در نیمه ثروتمند جامعه هیچ تفاوتی میان تعداد دختران و پسرانی که در مدارس ثبت‌نام می‌کنند، وجود ندارد، ولی در نیمه فقیر جامعه شکافی پنج ساله بین میانگین سال‌های تحصیل زنان با مردان وجود دارد. میزان بی سوادی در میان زنان بومی گواتمالا دو برابر بیشتر از زنان غیربومی و همچنین ۲۰ درصد بیشتر از مردان بومی این کشور است. مسائل تجاری که به سود و زیان مربوطند، ارائه خدمات موسسات را بهبود بخشیده‌اند و درآمد را افزایش داده‌اند، اینها مسائلی هستند که رغبت عمومی به تحصیل زنان و دختران را در خانوارها افزایش می‌دهند، هرچند که اقشاری که از فقر شدید رنج می‌برند هنوز در بی‌میلی به سر می‌برند.

پیامدهای سیاسی
برای به ارمغان آوردن برابری جنسیتی، لازم است سیاست‌گذاران بر فعالیت‌هایی تمرکز کنند که در آنها پنج اولویت زیر لحاظ شده باشد:
کاهش نرخ مرگ و میر دختران و زنان، از میان بردن نابرابری که هنوز در حوزه آموزش و تحصیلات زنان وجود دارد، افزایش دسترسی زنان به فرصت‌های اقتصادی و در نتیجه کسب درآمد و ایجاد فرصت‌های کارآفرینی، اعطای قدرت ابراز وجود و حق تصمیم‌گیری برابر به زنان در خانه و اجتماع و جلوگیری از انتقال سنت‌های نابرابرانه جنسیتی در طول نسل‌ها.

راهکارهایی برای
کاهش نرخ مرگ و میر زنان
برای حل این معضل ضروری است نخست به علل زمینه‌ای وقوع مرگ و میر در هر گروه سنی توجه کنیم. با توجه به اینکه میزان حساسیت دختران به آلودگی آب و بیماری‌های عفونی نسبت به پسران در سنین شیرخوارگی و اوایل کودکی، بیشتر است، بهبود وضعیت منابع آب و سطح بهداشت عمومی _ همان‌گونه که کشور ویتنام این کار را انجام داده است _ راهکاری بسیار مناسب برای کاهش مرگ و میر در این گروه سنی است. (گزارش بانک جهانی سال۲۰۱۱) بهبود ارائه خدمات بهداشت و سلامت به مادران باردار _ همان‌گونه که سریلانکا در مراحل نخست توسعه اش و ترکیه اخیرا انجام داد _ اقدامی مناسب و منطقی است.


در شاخ آفریقا که بیشتر از هرجای دیگری از جهان در معرض شیوع گسترده بیماری ایدز قرار دارد، دسترسی گسترده‌تر به داروهای ضد ویروس و پیشگیری از وقوع عفونت‌های جدید باید مدنظر قرار بگیرد. برای مقابله با سقط جنین‌های انتخابی که می‌کوشند از تولد نوزادان دختر جلوگیری کنند، _که به خصوص در چین و هند شمالی شایع است_ لازم است همان‌گونه که در کره انجام شد اقدامات فرهنگی در جهت افزایش ارزش اجتماعی زنان به عمل آید.

از میان بردن شکاف جنسیتی در حوزه تحصیلات
نابرابری که به دلیل فقر، قومیت و یا موقعیت جغرافیایی هنوز در برخی کشورها باقی است باید از میان برداشته شود. در برخی مناطق که فاصله بسیار زیاد از مدارس مشکل اساسی است _ همچون مناطق روستایی در جمهوری افغانستان_ ایجاد مدارس هرچه بیشتر در مناطق دورافتاده می‌تواند راه‌حل مناسبی برای کاهش شکاف جنسیتی باشد.
زمانی که به اجرا درآوردن راه حل‌های تجویزی، دشوار یا هزینه‌بر باشند، راه حل‌هایی از قبیل دخالت‌های نقدی می‌تواند کارساز باشد، مثلا پرداخت نقدی مشروط بر حضور در مدرسه می‌تواند به حضور دختران خانواده‌های فقیر در مدارس یاری برساند. این قبیل پرداخت‌های نقدی در افزایش نرخ ثبت نام دختران در کشورهایی نظیر مکزیک، ترکیه و پاکستان موثر بوده‌اند.

افزایش دسترسی زنان
به فرصت‌های اقتصادی
کاهش نابرابری میان زنان و مردان در کسب درآمد و در کارآفرینی اقتصادی هدفی است که بسیاری از کشورهای جهان به دنبال آن هستند. راه‌حل‌ها شامل آزاد کردن اوقات زنان است تا آنان بتوانند خارج از خانه به کار بپردازند_ به طور مثال این امر می‌تواند از طریق حمایت‌های دولتی در زمینه مراقبت از کودکان رخ دهد، همان‌گونه که در کلمبیا صورت گرفت. یا از طریق افزایش دادن میزان دسترسی زنان به اعتبارات دولتی صورت بگیرد؛ اقدامی که در بنگلادش صورت گرفت، یا همان‌گونه که اتیوپی عمل کرد دسترسی زنان را به منابع تولیدی نظیر زمین افزایش دهیم.
تکمیل اطلاعات در ارتباط با مسائل زنان به خصوص در ارتباط با جزئیات تعامل زنان در محل کار و همچنین نابود کردن تعصبات موجود علیه زنان در موسسات باید در دستور کار قرار بگیرد.
همچنین سهمیه‌بندی برای اختصاص دادن مقدار مشخصی شانس برای اشتغال به نفع زنان همان‌گونه که در اردن انجام شد، می‌تواند راه‌حل مناسبی برای گشودن فرصت‌های اقتصادی به نفع زنان باشد.

از میان بردن تبعیض جنسیتی در خانه و اجتماع
سیاست‌گذاران نیازمند شناسایی دقیق‌تر تاثیر
دوجانبه عرف اجتماعی و عقاید شخصی بر نابرابری میان زنان و مردان در زمینه دسترسی به فرصت‌های اقتصادی، تحصیلات و نابرابری‌های قانونی هستند. در پیش گرفتن راهکارهایی که سبب افزایش قدرت زنان در نظارت بر منابع خانوار شوند وتصویب و اجرای قوانینی که با تثبیت حق مالکیت زنان، توانایی زنان را در افزایش دارایی‌هایشان بهبود ببخشند، بسیار مهم هستند.
در روند اصلاح قانون خانواده که اخیرا در مراکش صورت گرفت، حق مالکیت زنان به رسمیت شناخته شد. بنابراین اصلاحیه، از دارایی که در طول ازدواج توسط خانواده حاصل می‌شود مقداری درست مساوی مردان نصیب زنان خواهد شد. راه‌هایی وجود دارند که سبب می‌شوند زنان در سطح اجتماع با صدایی رساتر و نقش‌های جدی‌تر عمل کنند و از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد: اختصاص سهمیه نمایندگی سیاسی برای زنان، تربیت رهبران زن و گسترش مشارکت زنان در اتحادیه‌های کارگری و سندیکاهای تخصصی.

محدود کردن تبعیض جنسیتی در گذر زمان
کلید حل مساله در درازمدت پرداختن به نوجوانان و جوانان است، تصمیماتی که در این مرحله از زندگی افراد اتخاذ می‌شوند به توانایی‌ها، سطح سلامتی، فرصت‌های شغلی و آرمان‌های بزرگسالی شکل می‌بخشند. برای اطمینان یافتن از این که تبعیض در درازمدت باقی نخواهند ماند، سیاست‌مداران باید هم بر سرمایه انسانی و هم اجتماعی تاکید کنند. اقدامات امیدوارکننده‌ای در حال رخ دادن است.
در مولداوی هزینه نقل و انتقال از خانه به مدرسه به صورت پول نقد به دختران پرداخته می‌شود و آنها مختارند که حتی در مدرسه بمانند. در برنامه‌ای تحت عنوان مهارت اشتغال و زندگی برای دختران جوان در اوگاندا، بر آسان سازی جابه جایی زنان از مدرسه بر محل کار تاکید می‌شود. یک راه بسیار مهم دیگر می‌تواند جابه جا کردن آرمان‌های زنان جوان باشد، همانگونه که در هند زنان جوان به ایفای نقش‌های بلندپروازانه‌ای نظیر رهبری سیاسی ترغیب می‌شوند.
سیاست‌گذاری‌های بومی بسیار حیاتی هستند، اما اقدامات بین‌المللی به خصوص در حوزه‌های دارای اولویت می‌تواند مکمل سیاست‌های بومی باشد، این مساله نیازمند اقدامات بسیار در جبهه‌های متعدد است؛ کمک‌های مالی هرچه بیشتر، تلاش‌های چندجانبه برای ترویج خلاقیت وآموزش زنان و در نهایت همکاری بسیار دوستانه و موثر میان جامعه بین‌الملل و دولت‌ها اموری هستند که
به آنها نیاز هست.
بودجه‌ای که از محل کمک‌های مالی تامین می‌شود باید عمدتا صرف دو اولویت بسیار مهم شوند، اول کاهش مرگ و میر بیش از حد دختران و زنان (که از طریق سرمایه‌گذاری در آب شرب پاکیزه و بهداشت و خدمات مراقبت از مادران باردار قابل تحقق است) و دوم کاهش شکاف جنسیتی در ارتباط با مساله تحصیل و آموزش زنان. مشارکت نهادها باید فراتر از مشارکت میان دولت و آژانس‌های بین‌المللی توسعه باشد، بلکه باید بخش خصوصی، نهادهای اجتماعی و مدنی و موسسات آکادمیک را نیز
در بر بگیرد.
و کارهای بسیار دیگری هنوز برای انجام دادن باقی مانده است، از بسیاری از جهات می‌توان گفت که جهان گذشته تغییر کرده است، زیرا امروزه دست کم این تشخیص قطعی وجود دارد که برابری میان زنان و مردان به نفع هر دو جنس است. امروزه بیشتر از هر زمان دیگری از تاریخ ما بر اهمیت از میان رفتن تبعیض میان زنان و مردان و منافع بی‌شمار آن آگاه هستیم _ منافع اقتصادی و سایر منافع_ مردی از ویتنام، یکی از هزاران نفری است که گزارش توسعه جهانی بانک جهانی مورد مطالعه قرار داده است، او می‌گوید: من فکر می‌کنم که امروزه زنان نسبت به گذشته بیشتر و بیشتر از برابری بهره‌مندند و از آن لذت می‌برند. آنها می‌توانند هر شغلی که دوست دارند اختیار کنند. آنها بسیار قوی هستند. در بعضی از خانواده‌ها زن قدرتمندترین فرد خانواده است. هرچند که در مجموع هنوز مردان تسلط بیشتری دارند، اما موقعیت زنان تا حد چشم‌گیری بهبود یافته است. من فکر می‌کنم که خوشبختی یعنی یک تعامل دوجانبه و برابر میان زن و مرد. و شادی زمانی در یک خانواده محقق خواهد شد که زن و مرد قدرت یکسانی داشته باشند.
*Mojgan.thesun@gmail.com
**https://www.imf.org/external/pubs/ft/fandd/۲۰۱۲/۰۳/revenga.htm

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن