سیاست بر مدار اقتصاد
انتخابات ۵ جولای سال ۱۹۴۵ بریتانیا، درسهای زیادی برای بازاندیشی دارد. اولین انتخابات بریتانیا بعد از جنگ جهانی برای کشوری که عنوان یکی از اصلیترین بازیگران جنگ را بر خود داشت، با شکست یکی از تاثیرگذارترین سیاستمداران این کشور و جهان به پایان رسید. وینستون چرچیل، رهبر موفق بریتانیا، در اوج محبوبیت و اقتدار شکست خورد تا یک بار دیگر ثابت کند که ترجیحات جامعه چه قدر خود را با شرایط زمان تغییر میدهد و سیاستمداران بسیار موفق نیز چه قدر میتوانند از درک سریع و به موقع خواستههای عموم مردم ناتوان باشند.
انتخابات ۵ جولای سال ۱۹۴۵ بریتانیا، درسهای زیادی برای بازاندیشی دارد. اولین انتخابات بریتانیا بعد از جنگ جهانی برای کشوری که عنوان یکی از اصلیترین بازیگران جنگ را بر خود داشت، با شکست یکی از تاثیرگذارترین سیاستمداران این کشور و جهان به پایان رسید. وینستون چرچیل، رهبر موفق بریتانیا، در اوج محبوبیت و اقتدار شکست خورد تا یک بار دیگر ثابت کند که ترجیحات جامعه چه قدر خود را با شرایط زمان تغییر میدهد و سیاستمداران بسیار موفق نیز چه قدر میتوانند از درک سریع و به موقع خواستههای عموم مردم ناتوان باشند. انتخابات تاریخی بریتانیا را در دو سطح دقت میتوان بررسی کرد. یک سطح بررسی جزئیات رقابت میان احزاب مختلف و خصوصا دو حزب مطرحتر، یعنی کارگر و محافظهکار است. این سطح دقت میتواند نمونهای درخشان برای آزمون کردن نظریات مختلف علم سیاست فراهم کند.
سطح کلانتر بررسی، نگاهی از بالا به تغییراتی است که پس از جنگ جهانی دوم در کشورهای مختلف درگیر در جنگ در حال
رخ دادن بود.
حرکت به سمت دولتهای رفاه که در هر کشوری به شکلی ظهور کرد. فراز و فرودی که پس از جنگ آغاز شد و در میانه دهه هفتاد رو به افول گذاشت. انتخابات پارلمانی بریتانیا در واقع یکی از نقاط عطف این تغییر کلانتر پس از جنگ جهانی بود.
در پرونده پیشرو که اندکی مفصلتر از پروندههای معمول ماست (صفحات ۲۸، ۲۹، ۳۰ و ۳۱)، سعی کردهایم هر دو سطح بررسی را داشته باشیم. ابتدا به تفصیل انتخابات ۱۹۴۵ بریتانیا توصیف شده است و سپس مهمترین مساله کلان آن یعنی دولت رفاه مورد تامل قرار گرفته است.
امید است این بازاندیشی ذهن متفکران و مجریان جامعه ما را نسبت به هر آنچه تاریخ به تکرار مینشیند، حساس کند.