آمار سخن میگوید
برای پذیرفتهشدن در دورۀ MBA نیاز به دستورالعملی خاص، رشتۀ کارشناسی خاص، موفقیتها و دستاوردهای ویژه، مقالات یا مصاحبههای دانشگاهی وجود ندارد؛ یعنی هر کس، با هر پیشزمینهای، امکان ورود به این دوره را دارد؛ بهشرط اینکه خواهان یادگیری و رشد بوده و همچنین اهدافی واقعبینانه برای آیندۀ خویش داشته باشد.
برای پذیرفتهشدن در دورۀ MBA نیاز به دستورالعملی خاص، رشتۀ کارشناسی خاص، موفقیتها و دستاوردهای ویژه، مقالات یا مصاحبههای دانشگاهی وجود ندارد؛ یعنی هر کس، با هر پیشزمینهای، امکان ورود به این دوره را دارد؛ بهشرط اینکه خواهان یادگیری و رشد بوده و همچنین اهدافی واقعبینانه برای آیندۀ خویش داشته باشد.
اگر به آمار و ارقامی دقت کنیم که دربارۀ MBA منتشر میشود، متوجه میشویم که دورة MBA برای یک رشته، سن، شغل یا گروه خاص طراحی نشده است. امروزه، MBA آنچنان در رشتههای مختلف دانشگاهی نفوذ کرده که هرکدام از این رشتهها تبدیل به یکی از گرایشهای MBA شده است. خوشبختانه نتایج بهدستآمده از برگزاری دورههای MBA با گرایشهای مختلف، برای افرادی از گروههای مختلف، چنان موفقیتآمیز بوده است که هر روز به تعداد داوطلبان این دوره افزوده میشود. در مصاحبه با گروهی از دانشآموختگان MBA به این نتیجه رسیدیم که پس از اتمام دوره، ۸۸درصد رضایت شغلی در افراد و ۶۰درصد رضایت در کارفرمایان ایجاد شده است.
آنچه دانشآموختگان MBA میگویند
یکی از مسائلی که افراد از هنگام ورود به دورۀ MBA به آن فکر میکنند این است که این دوره چه ارزشی برایشان ایجاد خواهد کرد. ظاهراً نظر دانشآموختگان MBA دربارۀ این دوره، کمکی مؤثر در تصمیمگیری شما برای ورود به دورۀ MBA است.
بررسیها ما را به این نتیجه رساند که باوجود پیشزمینههای گوناگون و دانشگاهها و اهداف شغلی مختلف، بیشترِ دانشآموختگان MBA معتقدند که این دوره و مدرک آن دارای ارزش بسیاری است. اغلب آنان میگویند که دستاوردهای MBA برایشان رضایتبخش بوده و اظهار کردهاند که بعد از طی دورۀ MBA فرصتهای شغلی بیشماری برایشان ایجاد شده و حقوقشان بیشازپیش افزایش یافته است.
سالانه، شورای پذیرش مدیران دانشآموخته از هزاران دانشآموختۀ MBA نظرسنجی میکند و پرسشهایی ازایندست از آنان میپرسد:
۱. از دورۀ MBA و شغل بعد از این دوره چه انتظارهایی دارید؟
۲. از این دوره چقدر راضی بودهاید؟
۳. چه مسیرهای شغلی برای خود انتخاب کردهاید؟
آنچه در ادامه میخوانید، براساس اطلاعات گرفتهشده از ۵۳۰۰ دانشآموختۀ MBA در سال ۲۰۰۸ است که در نظرسنجی جهانیِ دانشآموختگان MBA شرکت کردهاند. این افراد را دانشآموختگان دورههای MBA تماموقت، پارهوقت و اجرایی (EMBA)، از مدارس و مؤسسات سراسر دنیا تشکیل میدهند.
دومین منبع ما در این فصل، آمارها و اطلاعاتی است که فایننشالتایمز (FT) بهصورت سالیانه ارائه میدهد. منبع سوم نیز جامعۀ آماری ۸۰۰ نفریِ دانشآموختگان مؤسسه آموزشعالی آزاد بهـار است.
این جدول گویای این است که حدود ۹۰درصد از شرکتکنندگان، از رشتههای غیرمدیریتی هستند و این، نشاندهندۀ استقبال دانشآموختگان رشتههای مختلف، از مدیریت MBA است.
اگر رشتههای مختلف مهندسی، صنایع و علومپایه را در یک گروه قرار دهیم، مجموعاً به ۴۳۵ نفر میرسند که بیش از ۵۰ درصدِ داوطلبان را تشکیل میدهد. همیشه، استقبال مهندسان از دورۀ MBA فراوان بوده است. همچنین، حدود ۶۰ نفر از شرکتکنندگان از گروههای پزشکی هستند که در جای خود جالبتوجه است.
مشارکت افرادی با کارشناسی هنر (۲۰ نفر) و حقوق و علومسیاسی (۱۶ نفر) هم جای تأمل و بررسی دارد.
میبینیم که میزان تحصیلاتِ اکثریت مطلق شرکتکنندگان در دورههای MBA، ۸۰ درصد، در سطح کارشناسی است.
تعداد داوطلبان سطح کارشناسیارشد و دکتری، یعنی۹۶ نفر، نیز درخور توجه است.
بررسی ترکیب دانشآموختگان دورۀ MBA ازلحاظ جنسیت
منبع اول: فایننشالتایمز (FT)
منبع دوم: مؤسسۀ آموزشعالی بهـار
حدود ۷۰ درصدِ دانشآموختگان مؤسسۀ آموزشعالی آزاد بهـار را مردان و حدود ۳۰ درصدِ آنان را زنان تشکیل میدهد.
طبق آمار فایننشالتایمز، در سطح بینالمللی، حدود ۶۵ درصدِ دانشآموختگان دورۀ MBA را مردان و حدود ۳۵ درصدِ آنان را زنان تشکیل میدهد:
با توجه به اینکه درصدِ دانشآموختگان زن در دورۀ MBA در ایران ۳۰درصد و در سطح بینالمللی ۳۵ درصد است، ترکیب شرکتکنندگان ازنظر جنسیت در ایران با آمارهای بینالمللی حدوداً مطابقت دارد و این نشاندهندۀ استقبال نسبتاً خوب زنان از دورۀ MBA در سالهای اخیر است. این استقبال روبهافزایش است؛ زیرا هم علاقۀ خود زنان به این رشته بیشتر میشود و هم مدارس کسبوکار رقابت بیشتری به جذب دانشجویان زن پیدا کردهاند.
بنابراین، MBA میتواند برای هم مردان و هم زنان کارساز باشد و درهایی به روی شما بگشاید که هرگز از وجود آنها خبر نداشتید. MBA جزو رشتههایی است که از انعطافپذیری فراوانی برخوردار است: این مهم نیست که در چه صنعتی، با چه سِمتی و با چه جنسیتی وارد این دوره میشوید؛ بههرحال نتیجۀ مطلوب را بهدست خواهید آورد. اگر شما فقط به دلیل زنبودنِ خود وارد این دوره نمیشوید، باید بدانید که صدها زن پس از گذراندن MBA توانستهاند کسبوکار شخصی برای خود ایجاد کنند.
میانگین سنّی شرکتکنندگان در دورۀ MBA طبق آمارهای بینالمللیِ FT ۳۰ سال است؛ درحالیکه میانگین سنّی شرکتکنندگان در دورۀ MBA در مؤسسۀ آموزشعالی بهار ۳۵ سال است؛ یعنی ۵ سال بیشتر. این، نشاندهندۀ شرکتکردن افرادی با تجربۀ بیشتر در دورههای MBA در ایران است.
۶/۲ درصد شرکتکنندگان، کمتر از ۲۵ سال سن دارند که نشاندهندۀ استقبالنکردن یا پذیرفتهنشدنِ افراد بدونتجربه در این دورههاست. حدود ۷۰ درصدِ شرکتکنندگان میانگین سنّی ۲۵ تا۴۰ دارند و بیش از ۲۱ درصد از آنان، دارای سنّ بیش از ۴۰ سالاند که در نوع خود، جالبتوجه است. بیشترِ این افراد از مدیرانارشد میباشند.
سوابق کاری تا زمان حضور در دورۀ MBA
بیشتر دانشگاههای دنیا بین ۳تا ۵ سال سابقۀ کاری را بهعنوان یکی از شروط پذیرش افراد در دورۀ MBA مطرح کردهاند. این موضوع بهدلیل آمادگی قبلیِ داوطلبان برای فراگیریِ بهتر مطالب و احساس نیاز آنان به یادگیری مطالب جدیدِ مندرج در دوره است. در مؤسسۀ آموزشعالی بهـار نیز داشتن دستکم ۳سال سابقۀ کاری، یکی از شروط ورود به دوره محسوب میشود؛ البته میانگین سابقۀ کاری شرکتکنندگان بسیار بیشتر از این حد است.
در مؤسسۀ بهـار ترکیب سابقۀ کاری دانشجویان MBA قبل از ورود به دوره بهاینترتیب بود:
۳۰درصد متقاضیان سابقۀ کاری ۳تا ۵ سال دارند؛ ۴۰درصد متقاضیان سابقۀ کاری ۵ تا ۱۴ سال دارند؛
۳۰درصد متقاضیان سابقۀ کاری بالای ۱۴ سال دارند.
در مجموع، میانگین سوابق کاری، قبل از ورود به دورۀ MBA، ۹سال بود.
با نگاهی به آمارهای مذکور به این نکته پی میبریم که در مؤسسۀ بهار، میانگین تجربۀ متقاضیان (۹سال تجربۀ کاری، با میانگین سنّی ۳۵سال) بسیار بیشتر از میانگین جهانی بود (۳ تا ۵ سال تجربۀ کاری، با میانگین سنّی ۳۰ سال). این موضوع میتواند هم نشانی از جذابیت و مؤثربودن این دوره برای افرادِ باتجربه باشد و هم دلیلی بر این واقعیت که چون رشتۀ جدیدی وارد ایران شده است، نیاز انباشته شدهای برای ورود به این دوره، از سالها قبل، شکل گرفته است.
بررسی شرکتکنندگان MBA از منظر سوابق مدیریتی
بررسی این موضوع پیچیدگیهای زیادی داشت: اشخاصی به ما مراجعه میکردند که از لحاظ سازمانی، مدیر نبودند؛ اما تصور مدیریت برای سِمت خود داشتند. از آنسو، چه بسیار افرادی در مصاحبه حاضر میشدند که مدیر بودند، اما ترجیح میدادند که خود را مدیر معرفی نکنند. باوجود این، پس از بررسیهای لازم، به این نتیجه رسیدیم که در مجموع حدود ۴۰ درصدِ افراد شرکتکننده سِمت مدیریتی داشتند. ترکیب شرکت کنندگان ازنظر ردۀ سازمانی به این شکل بود:
۳۰ درصد کارشناسان سازمانی؛ ۳۰ درصد سرپرست؛ ۳۰ درصد مدیران میانی یا مدیران ارشد؛ ۱۰ درصد مدیران کسبوکارهای شخصی. همچنین، بسیاری از افرادی که در دوره شرکت کردهاند، در مسیر شغلیِ روبهرشدی قرار دارند که به سِمتهای مدیریتی ختم میشود.
چنانکه میبینیم، تعداد شرکتکنندگانِ بخش خصوصی (۷۵درصد) سهبرابرِ شرکتکنندگانِ بخش دولتی (۲۵درصد) است. تحلیل این موضوع را به خوانندگان واگذار میکنیم.
البته، در سالهای اخیر استقبال بخش دولتی از این دورهها بهطور چشمگیری افزایش یافته است. در گذشته، این تصور وجود داشت که MBA همان مدیریت بازرگانی است و تنها اشخاصی که برای خود کسبوکار دارند یا در بخشهای خصوصی فعالیت میکنند، به آن نیاز دارند. خوشبختانه، این باورِ اشتباه درحال تغییر است و مراکز دولتی و عمومی بسیاری، ازجمله شهرداریها، بیمارستانها و وزارتخانههای مختلف، از این دوره استقبال میکنند.
انتخاب مرکز مناسب برای گذراندن دورۀ MBA، از نظر متقاضیان
درست است که گذراندن دورۀ MBA برای کسانی که خواهان تغییر و پیشرفت کاری هستند، ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ اما انتخاب مرکز آموزشیِ توانا و حرفهای از اهمیت ویژهای برخوردار است.
برای انتخاب مرکز مناسب MBA به عامل کیفیت دورۀ آموزشی، بهموازات دستاوردهای دورۀ MBA، توجه کنید: کیفیت دورۀ آموزشی را از برنامۀ آموزشی، تجربۀ استادان و فرهنگ مرکز ارائهکنندۀ دوره میتوان فهمید. دستاوردهای دورۀ MBA نیز شامل افزایش درآمد و ایجاد فرصتهای شغلی جدید، کمک به رشد شخصی و نیز توسعۀ دانش و مهارت است. اکنون، بررسی کنید که کیفیت موجود در آن مرکز شما را به این دستاوردها میرساند یا نه.
در ادامه، دیدگاههای حدود هشتصد نفر از متقاضیان MBA را در مؤسسۀ بهـار بررسی میکنیم. از متقاضیان دورۀ MBA پرسیدیم: «چرا مؤسسۀ آموزشعالی بهـار را برای گذراندن دورۀ MBA انتخاب کردید؟ از بین عوامل زیر، عواملی را مشخص کنید که در تصمیمگیری شما تأثیر گذاشته است؟» عوامل ارائهشده از این قرار بود: کیفیت ارائۀ دروس، کاربردیبودن مباحث ارائهشده، زمان برگزاری کلاسها، توصیۀ دوستان و آشنایان، شهرت و اعتبار مؤسسۀ بهـار، شهریۀ دوره، کادر اساتید، تنوع دروس ارائهشده، ارائۀ مدرک موردتأیید وزارت علوم، برخورد مناسب کارکنان مرکز، دسترسی و نزدیکی به محل کار یا منزل.
نتیجه مطابق جدول زیر بود:
این آمارها نشان میدهد که برمبنای اینکه چرا میخواهیم وارد دورۀ MBA شویم، طبیعتاً معیار انتخابها هم متفاوت خواهد بود. در اینجا بررسی آمارهایی را که در بخش «چرا MBA؟» آمده بود، مجدداً ارائه میکنیم تا تکمیلکنندۀ بحث قبلیمان باشد.